تبليغاتX
افشین نگو یه دسته گل

افشین نگو یه دسته گل

بی تو شاید . با تو هرگز -دانلود آهنگ . نرم افزار . جوک . هک. خنده . سرگرمی . بازی . عشق . عکس. آموزش

یه سلام از یه جنس دیگه

سلام

 سلام دوستای خوبم

دلم براتون یه ذره شده بود

شایدم کمتر ...

امیدوارم منو به خاطر این همه وقت غیبت ببخشین  

خیلی دوس دارم بتونم مثل قدیمها مطلبهای با حال بذارم و تمام سعی خودمم میکنم .

فعلا بای تا های .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 17:13  توسط افشین جون  | 

بالاخره ما هم ....... آره

سلام خدمت تموم دوستای قدیمی و جدید خوبم که یه چند وقتی هستش که نتونستم بهشون سر بزنم

میخوام یه خبر داغ و تازه که مطمئنم تا حالا هیچکدومتون نشنیدین رو بهتون بگم

نمیدونم چطوری هیجانشو زیاد کنم ولی .......

 

۲۵ مرداد یعنی پنجشنبه هفته آینده مصادف با شب میلاد امام حسین (ع) عروسی منه

دیگه نمیدونم چی بگم

خدا حافظ مجردی

تو دوران متأهلی میبینمتون

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 21:22  توسط افشین جون  | 

اول تابستونی

خصوصیات دانشجویان دختر

 

ویژگی های کلی:

این دختران از آن دسته دخترانی هستند که تا زمان ورود به دانشگاه با واژه ای به اسم پسر غریبه هستند و تنها وسیله نقلیه ای که سوار شده اند اتوبوس می باشد.از نظر شکل ظاهری بیشتر شبیه مردان غیرتمند و با خدا هستند!!!

 

 

ترم 1- اصولاً وقتی به آنها بگویید با سه حرف پ- س – ر   یک کلمه معنی دار بسازید مخ آنها ERROR میدهد! چون فکر میکنند تنها دانشجوی این مملکت هستند عمراً کسی را تحویل نمیگیرند.و تا وقتی که قبل از اسمشان کلمه مهندس و دکتر را به کار نبرید جوابتان را نمی دهند! {پیشنهاد میکنم که در دختران ترم یکی (صفری) به دنبال GF نباشید چون اولاً پا نمدهند و ثانیاً اگر حتی یکی از این دختران برای دوستی پا بدهد(یکی در هر 10 میلیون سال)همه به شما به چشم یک همجنس باز نگاه خواهند کرد !} فقط برای عملیات قضای حاجت به WC می روند.طولانی ترین مسیری را که طی میکنند مسیر دانشگاه تا خانه می باشد.به پسران همکلاسی به چشم خواستگار نگاه می کنند.تمام کتب ترم اول را می خرند و با دقت جلد میگیرند.سوژه خنده دانشجویان ترم بالایی هستند. وقتی به آنها سلام میکنید به چشم یک مزاحم خیابانی به شما نگاه میکنند!(بی جنبن دیگه!!!)  در فاصله بین کلاسها نان و پنیر دستپخت مادر را میل میکنند تا انرژی بگیرند! 

 

ترم 2 – همچنان قادر به ساختن کلمات معنی دار نمیباشند!متوجه میشوند به غیر از آنها افراد دیگری نیز به اسم دانشجو تو این مملکت هستند! به مقدار بسیار ناچیز از قطر ابروها کاسته میشودولی سیبیل جزیی از اعضای ثابت بدن می باشد.سر کلاس متوجه موجوداتی عجیب و غریب میشوند اما اسم آنها را نمی دانند.کماکان مسیر دانشگاه تا خانه بدون هیچ کم و کاستی طی میشود.نیمی از کتاب های ترم را میخرند و نیمه دیگر را از کتابخانه میگیرند.اگر به آنها سلام کنید در جواب زمزمه نامفهومی میشنوید با این مضمون:سلام علیکم ورحمة الله و برکاته!  دو- سه بار از جلوی تریای دانشکده رد میشوند اما جرأت داخل شدن را ندارند!(استغفرالله)

 

 

ترم 3 -  به معنای واژه پسر پی می برند و با ماهیت آن موجودات عجیب و غریب آشنا می شوند.به این نکته حیاتی پی می برند که تنها استفاده WC قضای حاجت نیست!!!سوژه خنده پیدا می کنند.همه کتابها را از کتابخانه می گیرند و متوجه میشوند که تا 4 جلسه میتوانند سر کلاس غیبت کنند.می فهمند که شهر خیلی بزرگ است و غیر از خانه شان جاهای دیگری هم دارد! تریا دانشکده تبدیل به پاتوق آنها میشود.در جواب سلام شما میگویند سلام!


ترم  4 – با واژه  BF آشنا میشوند اما راه و رسم تور کردنش را بلد نیستند.ابروها نازک میشودو سیبیل ناپدید!در ساعت های استراحت بین کلاسها و حتی وسط کلاس ها به WC میروند!!!همیشه در دانشگاه از قسمتهای "پر پسر" عبور میکنند.شروع میکنند به پرسیدن آدرس از پسرای خوش تیپ دانشگاه!(نکته:اگر دیدید که جلوی در آموزش یه دختر ازتون آدرس آموزش رو پرسید پس: 1- دختره ترم 4 درس میخونه.2-شما خوشتیپید!.3 – یالا مخشو بزن دیگه چلمن!)
شروع میکنن به نوشتن جزوه !هر 2-3 شب یکبار به خانه میروند برای حاضری و به خاطر غر زدن های مامان بابا.(خوب پدر مادرن دیگه دلشون تنگ میشه شما به بزرگی خودتون ببخشید!) و تعویض لباس  و بقیه روز ها خونه دوستشون درس میخونن!(آره جون خودت .بیچاره پدر ,مادره خبر نداره خوابگاه دخترا بغل خوابگاه پسراست!!!!) در جواب سلام شما میگویند:سلام.چطوری؟خوبی؟

 

ترم 5 –یکی از این موجودات خوش خط و خال (BF ) را بدست می آورند اما چون تازه کار هستند بامبول های زیادی سرشان پیاده میشود!اصلاً سر کلاسها نمی روند و از دانشگاه فقط با  WC کار دارند!چون BF دارند دیگه احدی را تحویل نمیگیرند و درست مثل ترم یک میشوند( چون این دفعه فکر میکنن فقط خودشونن که BF دارند و آسمان باز شده این پسره افتاده تو بغل اینا! =آخر بی جنبگی)کوتاهترین مسیری را که طی میکنند مسیر دانشگاه به کافی شاپ و سپس خانه میباشد.از چهره مردانه گذشته تنها خاطره ای باقی مانده است!(اینجاست که میگن مردونگی مرده!!!) به دلیل افزایش آرایشات روی صورتشون اضافه وزن می آورند و برای جبران آن از مقدار شلوار و مانتو شان کم میکنند!یک میز اختصاصی برای خودشان و BF شان در تریا دانشکده رزرو است!تابلو میشوند.کارکنان حراست دانشگاه آنها را به اسم کوچک می شناسند.سند کمیته انضباطی را به نامشان میکنند!
در جواب سلام شما (بعد از 10 دقیقه!) می گویند:اوا سلام ببخشید حواسم نبود(طرف داره عاشق میشه و حواسش یه جای دیگست....خاک بر سرت!)

 

ترم 6 – خیلی تابلو میشوند!عاشق میشوند! مورد سوءاستفاده قرار میگیرند!مشروط میشوند!!!

 

ترم 7 –به طرز وحشتناکی تابلو میشوند! در عشق شکست میخورند!مشروط میشوند!

 


ترم 8 – دوباره آدم میشوند.دیگر تابلو نیستند چون جوانان مستعد دیگری جای آنها را میگیرند(من لذت می برم میبینم این جوونا.......!)جای جای دانشگاه برایشان خاطره انگیز است.مثل بچه آدم این ترم درس میخوانند فارغ میشوند.در به در دنبال شوهر میگردند.به نگهبان جلوی در دانشگاه هم پا می دهند.

بعد از دانشگاه:  ازدواج میکنند و رخت بچه میشورند


اینم یه انشای دیگه از آقا کاظم ترک زاده تبریزی :

نام و نام خانوادگی: کاظم ترک زاده تربيزی کلاس : دبستان


موضوع انشاء : از شعر زير چه مفهومي را برداشت ميکنيد ؟



از اون بالا کفتر ميايه يک دانه دختر ميايه !

سيا بغل جا جا ، تو منه ديوانه کردي
!



مـــدادم را در قــــلب سفيد کاغذ فــــشار می دهـــــم تا انشاء ام آغاز شود
.

اين شعر خيلي با مفهوم ميباشد و من از اين شعر خيلي برداشت ميکنم
!

ما هميشه از داخل تلويزيون نگاه ميکنيم و پدر من خيلي توی کف اين دختر


افغانيه ميباشد و مادرم غيرتي ميشود و به همين دليل پدرم هر شـــــــب

شام نخورده ميباشد . مادرم وقتي که خيلي قاطي مي باشد در غذاي پدرم

مرگ موش ميريزد ولی پدرم خيلی قوی است و هنوز زنده ميباشد .

ما اين شعر را در ماشين گوش ميدهيم و پدرم جو زده ميباشد و ما خــــيلي


ته چرخ ميکنيم .

پدرم اين شعر را براي مادرم ميخواند و به او ميگويد
:

"
اي دخــتر افغاني من يه ایراني هستم
"

ولي مادرم خيلي شاکي ميباشد و با لقد به اونجاي پدرم مي کوبد
.

ما خيلي به مهماني ميرويم و يکبار پدرم در يک مهماني با اين آهنگ در حال


انجام حرکات موزون بود که ما را گرفتن و تا صبح در بازداشت بوديم و خـــيلي

خوش گذشت .

پدر من هميشه توي حمام اين آهنگ را ميخواند و خيلي صداي پدرم
****

ميباشد و مادرم آبگرمکن را خاموش ميکند و پدرم هميشه بـــــــــعد از حمام


به صورت قنديل ميباشد .

پدر من هر شب به برنامه عسل جون زنگ ميزند و خيلي آهنگ در خواست


ميکند ولي همه دارند دنبال گيتار اون آقاي تو دماغي ميگردند و کسي پدرم

را به پشم های زير بغلش هم به حساب نمي آورد!

من و پدر و مادرم به شعر و ادبيات خيلی دوست داريم و من از اين شعر خيلی


برداشت کردم و اين بود انشاء من ....


ولن تاین در مناطق مختلف کشور

 

ولن تاين در اردبيــل :

 

خديجه : رحيم آقا ! تو بيلميـري امروز چه روزيه ؟

 رحيــم : والا فِچ ميكنم روز جهاني مبارزه با محيط زيست ! ها ؟

 خديجه : يوخ بابا ! امروز ولرم تايمه !!

 رحيـــم : ها ؟! ولرم تايم نمنه ؟!

 خديجه : بابا تو مجله نوشته بود روز عشگه ! روز احساساته ! روز من و شوماست !

 رحيــم : شوما كيه ؟! ها ؟! بچه بپر برو اون چاكو رو از آشپزخونه بيار ....

 خديجه : رحيم آقا ! شوما اصن به من هيچ وقت توجه نميكني ! منم آدامام بابا به خدا ! منم مث شما از بچگي بزرگ شدم حگّ مادري  دارم به جَردنِ بچه هات بالام !

 رحيـــم : بيبين خديج ! من تا حالا چيزي كم گوذاشتم ؟! كوتاهي شده از گِبال من ؟!

 خديجه : رحيم آقا ! امروز همه دوست پسرا واسه دوست دختراشون كادو ميخرن ... خوب شوما چيرا نميخري ؟

 رحيـــم : آخه زن ! تو اصن خودش و با من چيكار داري ؟ آخه كدوم مردي واسه زنش سالي يه بار تولّد ميگيره؟ كه من واسه تو ميگيرم ؟

 خديجه : اصن هرچي شوما بيگي ! به ما ولرم تايم نيومده بابا ... دستاتو بشور بيا شامتو بخور بابا !

 

 

 

ولن تاين در جواديه طهران :

 

 بتول : آق ميـتي ! ميدوني امروز چه روزيه ؟

 ميتي : دست كم گرفتي مارو مس كه ! خب امروز سالگرد آزادي آق ميتي از زندونه ديه !!

 بتول : نه بابا ... امروز روز زيد بازاست ... توام كه امامِ زيد بازايي .... !!!

 ميتي : خدائي ؟! پس كثافتكاري داريم امشب ؟!!

 بتول : اول كادو آق ميتي ...

 ميتي : واستا ! بيگير اينو بپوش .. خدائي كل مسجد شارو گشتم اينو پيدا كردم ...     

             از رنگ سبز فسفري خوشت ميومد ديه ؟! اينو بپوشي چه هلوئي ميشي به مولا !! بتركونيم !

 بتول : ايول ! دمت فرت آق ميتي !! خدائيش خيلي آقائي ! آخه كي ولوووووم تاين واسه زيدش مايو سه تيكه ميخره ؟ ها ؟؟؟

 ميتي : دِهــــه !! اين جاي تشكرته ان تركيب ؟ ميخواي يه جوري بزنم تو لگنت كه مث اين مايو سه تيكه بشي ؟!!

 بتول : اصن ميدوني چيه ؟ نخواستيم داداش .. به ما اين غلطا نيومده !

 ميتي : گو ميخوري نميخواي !! مگه منو تو چيمون از اين بچه سوسولا كمتره كه وووولوم تاين ميگيرن واسه هم ...

بتول : باشه باااااااا !! نمودي ...

ميتي : آها ! ايول حالا شد .. ! لبرو بده بياد ... جوووووون !!!

 

 

 

ولن تاين در رشت


- ماري : هوووي مرتيکه کون گنده تو خجالت نميکشي ؟!
- ممد آقا : خانوم جان حالا چرا عصباني ميشه مگه چي کار کردم ؟
- ماري : چي کار نکردي ؟! ميدوني امروز چي روزيه ؟
- ممد آقا : سالگرد افتتاح اولين خانه عفاف ستاره در رشت به مديريت شما ! درسته ؟
- ماري : نه الاغ ! امروز وولوون تاينه !
- ممد آقا : آهااااا پس بوگو زرت و زووورت تلفن با شما کار داره ... قضيه سر چيه !!!
- ماري : به تو ربطي داره ؟
- ممد آقا : نه خانوم جان من گه بخورم که خودم عصارشم !
- ماري : خب کووو کادوت ؟
- ممد آقا : راســـــــــتش خانوم جان شرمنده ...

ميخواستم برات گردنبند بخرم ديدم عباس آقا خــــريده !

خواستم دستبند بخرم ديدم آقا هوشنگ خريده ...

دست رو هر چي گذاشتم يکي از همسايه ها گرفته بود ...
- ماري : نه بابا از تو بخاري بلند نميشه !

پاشو اون تن لش رو تکون بده اون موبايل منـــو ور دار بيار يه زنگ بزنم به عباس شام بريم بيرون ...
- ممد آقا : چشم خانوم جان ... من شمارو بعد از خدا به عباس آقا ميسپرم ... !!!

 


 واسه اینکه سرعت بالا اومدن وبلاگ کم نشه یه سری عکس از یانگوم تو سریال جواهری در قصر تو ادامه مطلب گذاشتم .

                                                          خبر مهم 

یانگوم در تهران !!!

بله درست خوندید:به احتمال ۹۰٪ یانگوم برای تبلیغات محصولات شرکت ال-جی به نمایشگاه کامپیوتر تهران میاد . با توجه با اینکه مسئولان شرکت ال-جی از محبوبیت یانگوم در ایران با خبر شدن و همچنین طی قراردادی که با یانگوم برای تبلیغ محصولات شرکت خودشون بستن از وی تقاضا کرد که به تهران بیاد.

کلیپ های تبلیغاتی یانگوم جواهری در قصر

واسه دیدن این کلیپها اول برنامه زیر رو دانلود ونصب کنید

که خیلی هم طول نمی کشه۳ سوت

دانلود Riva Player

و یا میتونید این نرم افزارو دانلود کنین

Download Now

بعد فایل های زیرو دانلود کنید و ازشون لذت ببرین

کلیپ اول یانگوم

کلیپ دوم یانگوم

کلیپ سوم یانگوم

کلیپ چهارم یانگوم

کلیپ پنجم یانگوم

کلیپ ششم یانگوم

کلیپ هفتم یانگوم

                         .خوش باشید.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 3:10  توسط افشین جون  | 

افشین

 معتاده به یه دختره متلك ميگه: چشاش بيشت لباش بيشت تيپش بيشت

 دختره برمیگرده میگه : گم شو اشغال

 معتاده میگه: انژباط شفر

***

حوا وقتي زن آدم شد5 تا شانس آورد 1.مادر شوهر نداشت 2.خواهر شوهر نداشت

 3.هوونداشت 4.جاري نداشت 5.شوهرش آدم بود

***

اكيپ ميرن كوهنوردي شب يكي داد ميزنه جرج،

 جرج. اكيپ بيدار ميشن ميگن ما كه جرج نداريم؟

 ميخوابن. صبح بيدار ميشن مي بينن ترك رو گرگ

 خورده

***

خداوند هیچ موقع از تو سوال نمی كنه چه نو ع ماشینی روندی؟ اما حتما از تو خواهد چند نفر پیاده را به مقصد رساندی قابل توجه دخترها که هر چی بوق میزنی ناز میکنن نمیدونن هدف پسرها الهیه

***

مجلس طرح جريمه لباس برا خانوم ها را تصويب کرد! روسري کوتا بيست هزار تومن! مانتوي کوتاه 15 هزار تومن! شلوار کوتاه 25 هزار تومن! کفش رنگي 10 هزار تومن! از آقايوني که تصميم به ازدواج دارن خواهشمند است قبل از ازدواج عدم خلافي همسر خود را بگيرند!!  

***

روانشناسان ترک ثابت کردند که مهمترين عامل طلاق ازدواج است

***

وزارت ارشاد شعر ((اتل،متل،توتوله))را به دلايل زير ممنوع كرد:1.وجود كلمات توتوله و تحريك كودكان2.استفاده از كشور هندوستان3.زن كردي4.ترويج بي حجابي...............شعر اصلاح شده:....اتل متل زباله،گاو حسن باحاله،هم شير داره هم آستين،شيرشو بردن فلسطين،بگير يك زن راستين،اسمشوبذار حكيمه،كه چادرش ضخيمه ~~~>

***

يارو داشته نماز مي خونده ميگه  : قل هو الله احد ، الله صمد ، نمي دونم يلم به يولد بود  يا يولم به يلد!

***

اینم یه چیز جالب : ( البته شاید قبلا شنیده باشین )

يه چيز جالب ! حتما اين کارو انجام بديد !  اول برنامه Word رو باز کنيد و شماره هواپيمايي
      رو که روز 11 سپتامبر به برجهاي دو قلوي نيويورک خورد رو وارد کنيد (
Q33YN )  حالا
      فونت اونو تغيير بديد به  "  "
Wingdings حالا چي ميبينيد ؟

***

به يارو ميگن وقتي حضرت يونس رفت تو دهن نهنگ چي شد ؟ يارو ميگه : يه سازماني
     تشکيل شد به نام يونس کو !!!!!

***

 جورج بوش گفته بطور حتم 3 نقطه از قم هدف حمله موشکي ما قرار خواهد گرفت............لره ميگه: چرت ميگه چون قم 2 تا نقطه بيشتر نداره....ترکه ميگه جفتتون زر ميزنيد چون "گم" اصلا نقطه نداره


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 14:28  توسط افشین جون  | 

یه چیز جالب

سلام

یه چیز با حال .

شما میتونید از اینجا صورت حساب موبایل خودتونو بگیرید .

امیدوارم خوشتون اومده باشه

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 17:14  توسط افشین جون  | 

اردیبهشتی

به ترکه می گن با عناصر جمله به ساز میگه: وقتی سیفون رو کشیم، اناسر می خورن میرن پایین


------@------
@@@@@@
@@@@@@
@@@@@@
@@@@@@
تصویر هوایی از نماز جمعه در قم.

ابوريحان بيروني در بستر مرگ بود كه پسرش بهش گفت تو اين لحظه اخر چه كاري ميخواي برات انجام بدم ان دانشمند بزرگ به فرزندش چنين گفت ...مربا بده بابا....؟؟؟؟

سريع ترين دوربين جهان اختراع شد . اين دوربين مي تونه از خانوما در لحظه اي كه دهانشون بسته است عكس بگيره .

يه روز اقا گرگه ميره در خونه شنگول و منگول در ميزنه مامانشون توي ايفن تصويري ميبينتش ميگه كسي نيست بيا بالا گرگه ميگه برو بابا فردا حوصله ندارم سي ديمون پخش بشه

يه بار يه تركه داشت يه ميخ را وارونه تو ديوار مي كرد بعد عصبي مي شه و مي گه نمي دونم چرا داخل نمي ره دومي ميگه خوب خره مال ديوار روبه روييه

از بيني ام تا دست من راهي به جز انگشت نيست
دلخوش به دستمالم نکن هيچ چي مث انگشت نيست!!

یه جک طولانی :

دو تا برادره آخره شر بودن و پدر محل رو درآورده بودن، ديگه هروقت هرجا يك خراب كاريي ميشده، ملت ميدونستن زير سر اين دوتاست. خلاصه آخر بابا ننشون شاكي ميشن، ميرن پيش كشيشِ محل، ميگن:‌ تورو خدا يكم اين بچه‌هاي مارو نصيحت كنيد،‌ پدر مارو درآوردن. كشيشه ميگه: ‌باشه، ولي من زورم به جفتِ اينا نميده، بايد يكي يكي بياريدشون. خلاصه اول داداش كوچيكه رو ميارن، كشيشه ازش ميپرسه: پسرم، ‌مي‌دوني خدا كجاست؟ پسره جوابشو نمي‌ده، همين جور در و ديوار ر و نگاه مي‌كنه. باز يارو مي‌پرسه: پسرجان، مي‌دوني خدا كجاست؟ دوباره پسره به روش نمياره. خلاصه دو سه بار كشيشه همينو مي‌پرسه و پسره هم بروش نمياره، آخر كشيشه شاكي ميشه، داد ميزنه: بهت گفتم خدا كجاست؟! پسره مي‌زنه زير گريه و در ميره تو اتاقش، در رو هم پشتش مي‌بنده. داداش بزرگه ازش مي‌پرسه: چي شده؟ پسره ميگه: بدبخت شديم! خدا گم شده، همه فكر مي‌كنن ما برش داشتيم

 

اگر مردي در ماشين رو براي همسرش باز ميکند : 

۱- ماشين , جديد است !

 ۲- همسر , جديد است ! 

 ۳- آن زن همسرش نيست !

 

زنگ موبايل اخوندا :ديدن ريدين تو دين .ريدن تو دين ديدين .ريدين ديدين تو دين

 

1تاي من

2ست دارم

3تاره ی شب هايم

4ره ي درد هايم

5جه ي آفتابم

6شه ي عمرم

7-8 بار ميگم

9کرتم

10مت گرم.

نشستم فکر کردم که اسمتو بزارم چي؟؟ گفتم گل ولي ديدم پژمرده ميشه. گفتم خورشيد ديدم که غروب مي کني
گفتم بزارم ماه ديدم روزها تنهام ميشم؟؟؟ تصميم گرفتم اسمتو بذارم بيضه که هميشه آويزونم باشي

حالا عکس

اول از همه اگه قرار بود مهران مدیری خودمون کارگردان فیلمهای بزرگ دنیا بشه چی میشد ؟

 

 

حالا چنتا نقاشی ۳ بعدی رو کامیون

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 2:7  توسط افشین جون  | 

عکسیه عکس !!!

سلام

فعلا چنتا عکس که واسه اینکه زود بتونین ببینینشون میزارمشون تو ادامه مطلب.

منتظر بقیش هم باشین .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 13:26  توسط افشین جون  | 

عیدانه

  سلام به همه دوستای خوبم . عیدتون مبارک . صد سال به این سالا . امیدوارم سالی که پیش روتونه براتون سرشار از موفقیت و خوشبختی باشه .

ببخشید که چند وقتی نتونستم خدمتتون برسم . ایشالله تو سال جدید بتونم جبران کنم .

یه خبر تازه هم براتون دارم . امسال یکی از بهترین دوستام که خاطرشو خیلی میخوام و خیلی دوسش دارم قبول زحمت کرده و منو تو اداره اینجا یاری میکنه . منم معرفیش نمیکنم تا خودش بیاد و بیشتر باهاش آشنا بشید . گفتم که اگه یه دفعه یه اسم جدید به جای اسم نویسنده دیدین تعجب نکنین .

بازم سال نو رو بهتون تبریک میگم و براتون آرزوی سلامتی و بهروزی میکنم .


یه روز یه لره با فولکس پشت یه چهار راه میزنه پشت یه زانتیا..... راننده زانتیا میاد پایین و یه نگاه به سپر میکنه بعدم یه نگاه به لره و سوار ماشین میشه و میره..... چهار راه بعدی لره محکم میزنه پشت همون زانتیا. راننده سرش رو از ماشین میاره بیرون که یدفعه لره میگه : آقا برو من بودم.

 

 اگه دوست داري قويترين _ طولاني ترين و عميق ترين بوسه دنيا رو تجربه كني لبت رو بذار رو لوله جارو برقي.


یک استدلال جالب ! بخونید قشنگه  

اين شعر کانديداي شعر برگزيده سال 2005 شده.
 توسط يک بچه آفريقايي نوشته شده و استدلال شگفت انگيزي داره :
 وقتي به دنيا ميام، سياهم، وقتي بزرگ ميشم، سياهم، وقتي ميرم زير آفتاب، سياهم، وقتي مي ترسم، سياهم، وقتي مريض ميشم، سياهم، وقتي مي ميرم، هنوزم سياهم... و تو، آدم سفيد، وقتي به دنيا مياي، صورتي اي، وقتي بزرگ ميشي، سفيدي، وقتي ميري زير آفتاب، قرمزي، وقتي سردت ميشه، آبي اي، وقتي مي ترسي، زردي، وقتي مريض ميشي، سبزي، و وقتي مي ميري، خاکستري اي...
 
و تو به من ميگي رنگين پوست؟
 

يك روز يك ترك مي ره دستشويي

بهش خبر ميدن آب داره قطع مي شه

اونم هول مي شه اول خودش

مي شوره بعد مي رينه

 

ترکه باباش مي ميره خيلي براش بي تابي مي کرده .

يکي از دوستاش مي ره دلداريش بده مي گه

ناپليون رو مي شناسي؟ بعد از اين همه جنگ و فتوحات مرد.

انيشتن رو مي شناسي؟ بعد از اين همه کشف و اختراع مرد .

باباي تو که هيچ گهي نبود تو اينقدر براش بي تابي مي کني

 

یه ترکه میره ازمایشگاه یه جنین بچه ای را که

تو شیشه الکل بود می بینه و می پرسه:

ببخشید ،این ترشی بچه چنده؟

 

جهیزیه قزوینی ها

آبگرم کون آبسرد کون چای صاف کون

سرخ کون خردکون مخلوط کون

البته همه از مارک Koon Vood

 

به ترک میگن یه موجود نام ببر میگه یخ.

میگن یخ که موجود نیست میگه والا ما از تبریز

که میومدیم تو جاده نوشته بود یخ موجود است!

 

تركه از خيابون رد ميشه، از يكي مي‌پرسه:

ببخشيد، اونور خيابون كدوم وره؟

يارو بهش ميگه: خوب اونور ديگه! تركه شاكي ميشه و ميگه:

آخه چند دقيقه پيش يه پدر .... گفت كه اونور خيابون اينوره!

 

ترکه ميره کتابخونه کتابشو پس بده. کتابدار ازش مي پرسه

کتاب چطور بود؟ ترکه: شخصيت زياد داشت ولي داستان و محتوي نداشت!

کتابدار: اوشگول دفتر تلفن من دست تو چيکار مي کنه؟

 

از ترکه ميپرسن: امام اول كيه؟ يخورده فكر ميكنه، ميگه:

بابا يك راهنمايي بكنيد...

ميگه: شمشيرش معروفه.. ميگه: آها... ZORO!

 

ترکه و لره و تهرانيه رفته بودن دزدي.يکهو صاحب خونه مياد.

اون سه تا ميرن تو گوني قايم ميشن . مرده مياد يه لگد ميزنه به گوني اول .

تهرانيه صداي گردو در مياره . به دومي ميزنه ...لره صداي نون خشک ميده .

به سومي که ترکه توش بوده ميزنه . صدايي نمياد . دوباره ميزنه بازم صدا نميده .

چند بار ديگه ميزنه . ترکه شاکي ميشه مياد بيرون ميگه : کره خر ، آرده ، آرد صدا نداره .


اینم یه دوربین مخفی باحال :

 

بذار ببینم کی برات اس ام اس میفرسته؟

 

باید ببینم..........

اصلا خانم شما چیکاره این آقایی؟     بلند شین بریم کلانتری .....

اونجا حالیتون میکنم که پارک جای تفریحات سالمه! 

و اما قسمت جالب داستان....

فقط ۱۰ دقیقه بعد ...... همان مکان ...................

چطور بود ؟


+ نوشته شده در  دوشنبه ششم فروردین 1386ساعت 18:16  توسط افشین جون  | 

شمارش معکوس

سال نو را پیشاپیش به همه شما دوستان عزیز تبریک میگم و سال خوبی رو براتون آرزو میکنم .

امیدوارم سال جدید بتونم این چند وقتی رو که نبودم جبران کنم .

روزهای اول سال منتظرم باشین  

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 19:33  توسط افشین جون  | 

خداوندا ...

خداوندا ...

آرامشی عطا فرما تا بپذیرم آنچه را که نمیتوانم تغییر دهم .

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم دی 1385ساعت 21:55  توسط افشین جون  | 

به ترکه می گن: ان آقا چطوری؟ می گه بی زحمت آقاشو بذار اولش .

اگر نمازگذار بداند که چقدر از رحمت الهی او را فرا گرفته است هرگز سر از سجده بر نمیدارد . ( بسیج قزوین)

ترکه تو جبهه ترکش میخوره جفت تخماش کنده میشه . میره دکتر یارو براش یه تخم از چوب میذاره یکی از آهن . چند سال میگذره . ترکه ازدواج میکنه . یه روز تو خیابون دکتررو میبینه  . دکتره بهش میگه : خوب چطوری ؟ بچه ها چطورن ؟ ترکه میگه : آقای دکتر پینوکیو خوبه ولی اون ترمیناتوره خیلی اذیت میکنه . !!!

ترکه تو یک شب برف و بورانی داشته از سر زمین برمیگشته خونه، یهو میبینه یکجا کوه ریزش کرده، یک قطار هم داره ازون دور میاد! خلاصه جنگی لباساشو درمیاره و آتیش میزنه، میره اون جلو وامیسته. رانندة قطاره هم که آتیشو میبینه میزنه رو ترمز و قطار وا میسته. همچین که قطار واستاد، ترکه یک نارنجک درمیاره، میندازه زیر قطار، چهل پنجاه نفر آدم لت و پار میشن! خلاصه ترکه رو میگیرن میبیرن بازجویی، اونجا بازجوه بهش میتوپه که: مرتیکة خر! نه به اون لباس آتیش زدنت، نه به اون نارنجک انداختنت! آخه تو چه مرگت بود؟! ترکه میزنه زیر گریه، میگه: جناب سروان به خدا من از بچگی این دهقان فداکار و حسین فهمیده رو قاطی میکردم! 

دو تا چسه داشتن باهم بازی میکردن، یک گوزه میاد بهشون میگه: منم بازی میدین؟ چسا میگن: تُچ! گوزه ناراحت میشه، میگه: آخه چرا؟ چسا میگن: آخه مامانمون گفته بی سر و صدا بازی کنیم!


اینم یه مطلب در مورد روشهای تقلب کردن

گويند: « تقلب مفهومي ‌است بس اساسي » به طوري که شاعر ميگويد :

 

تقلب توانگر کند مرد را          -          تو خر کن دبير خردمند را

 

تاريخچه‌ي تقلب از جايي شروع ميشود که حسن کچل براي نخستين بار تن لش را تکان داد و به مکتب رفت. از بد ماجرا همان روز امتحان ماهيانه‌ي کودکان فلک بخت مکتب بود. ليک حسن از روي گشادي، چشمان چپش را بر روي ورقه‌ي همزاد انداخت تا نکتي بس ارزشمند از ورقه‌ي فوق الذکر، دشت کند. اين بود که اولين تقلب تاريخ بشري زده شد. البته اين تقلب با روش‌هاي فوق العاده ابتدايي (البته در مقابل ترفند‌هاي کنوني) صورت گرفت. بدين ترتيب که حسن با کلي زور زدن تن را تکان داد و خود را به بالاي ورقه‌ي همزاد رسانيد و خيلي راحت مطالب را دو در فرمود.

زان پس تقلب دوران طلايي خود را آغاز کرد. بدين ترتيب که گسترش يافت و مصاديقي متفاوت پيدا کرد. از جمله تقلب‌هاي رايج تقلبات سر امتحان، دو در کردن غذا از سلف، تقلب در اتو زدن، تقلب در شماره دادن، تقلب در مخ زني، تقلب در بازي (که از آن به جر زني تعبير ميشود) را مي‌شود نام برد.

حال روش هايي از تقلب در امتحانات را به نظرتان مي‌رسانيم:

 

روش هاي نوشتاري:

 

1- نوشتن روي کف پا، پس کله، پشت گوش و...

2- نوشتن روي ميز، پشت نيمکت، زير نيمکت، پشت مانتوي دختر جلويي و...

3- نوشتن روي دستمال دماغي، پاکت نامه و...

4- نوشتن و لوله کردن تقلب و جاسازي آن در سوراخ‌هاي مختلفي از جمله دماغ، دهن، فک پايين، دريچه‌ي آئورت و ...

 

 روش هاي با کلاسي:

 

1- استفاده از ماشين حسابهاي مهندسي

2- استفاده از آيينه، موچين، لوازم آرايش، فيلم، عکس

 

روش هاي جوادي:

 

1- خر نمودن يک فقره بچه خرخون

2- خم کردن سر به روي ورقه‌ي طرف به صورت تابلو.

3- روش بويايي:خودتان ماسک بزنين و يک بوي گند از خودتان در بکنين تا مراقب، جرات نزديک شدن به شما را نکند.

4- روش شيميايي:بدين معني که مراقب را با انواع و اقسام مواد شيميايي از هستي ساقط کنيد و بعد با خيال راحت دست به کار شويد.

 

 توجه:

اگر در اين امر تبهر کافي نداريد اصلا سمت اين کار نرويد

 که عواقبي جز ضايع شدن، اخراج شدن و تابلو شدن ندارد


» چرا حلقه ازدواج باید در انگشت چهارم قرار بگیرد؟ «

مراحل زیر را به ترتیب انجام دهید . تا معجزه ای شگفت انگیز را  متوجه شوید.(این مطلب برگرفته از اساطیر چینی است)

۱- ابتدا کف دو دستتان را روبروی هم قرار دهید و  دو انگشت میانی دست های چپ و راستتان را پشت به پشت هم بچسبانید.

۲- چهار انگشت باقی مانده را از نوک آنها به هم متصل کنید.

۳- به این ترتیب تمامی پنج انگشت به قرینه شان در دست دیگر متصل هستند.

۴- سعی کنید انگشتان شست را از هم جدا کنید. انگشت شست نمایانگر والدین است. انگشت های  شست می توانند از هم جدا شوند زیرا تمام  انسان ها روزی می میرند . به این صورت والدین ما روزی ما را ترک خواهند کرد.

۵-لطفا مجددا انگشت های شست را به هم متصل کنید . سپس سعی کنید انگشت های دوم را از هم جدا نمائید. انگشت دوم (انگشت اشاره ) نمایانگر خواهران و برادران هستند. آنها هم برای خودشان همسر و فرزندانی دارند. این هم دلیلی است که انها ما را ترک کنند.

۶- اکنون انگشت های اشاره را روی هم بگذارید و انگشت های کوچک را از هم جدا کنید. انگشت کوچک نماد فرزندان شما است. دیر یا زود آنها ما را ترک می کنند تا به دنبال زندگی خودشان بروند.

۷-انگشت های کوچک را هم به روی هم بگذارید. سعی کنید انگشت های چهارم (همان ها که در آن حلقه ازدواج را قرار می دهیم) را از هم باز کنید. احتمالا متعجب خواهید شد که می بینید به هیچ عنوان نمی توانید آنها را از هم باز کنید. به این دلیل که آنها نماد زن و شوهری هستند که برای تمام عمر به هم متصل باقی می مانند.

 

عشق های واقعی همیشه و همه جا به هم متصل باقی می مانند.

شست نشانه والدین است .

انگشت دوم خواهر و برادر .

انگشت وسط خود شما .

انگشت چهارم همسر شما .

و انگشت آخر هم نماد فرزندان شما است .


جدول گذر عمر

عمر گران می‌گذرد خواهی نخواهی


 لطفا سال تولدتان را به ميلادی بزنيد . تا فكرنكنيد عمرنوح كرديد.

ماه روز سال ساعت   صبح/بعد از ظهر   

جدول گذر عمر

*قابل توجه عزيزان رقمی كه به سرعت عوض می‌شود عمرتان است كه دارد می‌رود.*

تعداد ماهها:
تعداد هفته‌ها:
تعداد روزها:
تعداد ساعت‌ها:
تعداد دقيقه‌ها:
تعداد ثانيه‌ها:
تعداد ميلی ثانيه‌های عمرتان:

از الان من بهت تولدتو جلوجلو تبريك می‌گم

فاصله تا زمان جشن تولد دوباره

آيا می‌شود گذشت عمر را متوقف كرد؟

دفعه قبلی همین جوری اتفاقی اون مطلب که یه نرم افزار بود اومده بود تو وبلاگ .

ولی ایندفعه میخوام آدرس یه نرم افزار رو براتون بزارم که تو هر سایتی برین میتونین باهاش تمام چیزهایی روکه فلش هستن ذخیره کنین .

اینم آدرسش : http://www.pipisoft.com/ 


اینم چنتا عکس از خانومهای محترمی که رفته بودن ورزشگاه آزادی واسه فوتبال نیگا کردن . البته زیاد جدید نیستن ولی بعضیشون با حالن .

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم آبان 1385ساعت 18:43  توسط افشین جون  | 

SPY YAHOO versiON 7.9


+ نوشته شده در  جمعه پنجم آبان 1385ساعت 22:45  توسط افشین جون  | 

سلام

اگه یه کم دیر اومدم باید ببخشین .

یه مشکل کوچیک برام پیش اومده بود . اونم اینکه آی دی afshin_3dboy_2006 رو حک کرده بودن .

یه موضوع مهمتر اینکه اگه برای هر کدوم از دوستای عزیز که از طرف این آی دی چیزی اومد به هیچ وجه بهش اعتنا نکنن . چون تمام لینکهاش ویروسه .  از این به بعد هم فقط من با آی دی afshin_3dboy_2005

هستم .

با تشکر . افشین

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم آبان 1385ساعت 14:39  توسط افشین جون  | 

بازم سلام

یه روز یه ترکه میاد تهران یه پرشیا صفر میبینه . میزنه شیشه ماشینرو خورد میکنه . صاحاب ماشینه میبینه . میگه مگه مرض داری ؟ ترکه میگه : آخ ببخشید . مال شما بود ؟ من فکر کردو مال شوکته .

 نرگس هم تموم شد . نسرین با بهروز .نرگس با احسان  . سمانه با هدایت . پری با اسماعیل . زهره با مجید . اعظم با شوکت . .................. فقط تو موندی با رستم .

دلم هواي درشكه ،هواي خركرده// از بس ترافيك ماشين مرا پكركرده ،
به هركجا نگري بوق و دود و ويراژ است// چرا چنين بشراز بهر خود خطر كرده ؟
هواي سالم خود را نموده آلوده // ببين كه گوش خودش را چگونه كر كرده!
گرفته ميگرن و سردردهاي جوراجور// دوباره دکتر و اورژانس را خبر کرده ،
نشسته توي اوتول تخته گاز رانده چو باد // هر آن زمان كه تمايل به يك سفركرده ،
پياده رفتن و ورزش به پيش او مرگ است// و قطر اشكم خود را اضافه تر كرده ،
به زير چانه ي خود غبغبي در آورده// و شانس سكته و غمباد، بيشتر كرده ،
براي رفتن حتّي مسافتي كوتاه// ازاستفاده ي پاهاي خود حذر كرده ،
از آن زمان كه اتول شد بلاي جان بشر// هزار درد ومرض سوي او نظركرده ،
به زير پاي همه رفته يك مدل از آن// هواي راندن آن هرننه قمر كرده ،
شده چه تنبل و تن پروراين جناب بشر// ولي ز تنبلي اش همواره او ضرر کرده ،
چه خوش بُوَد که سوار خري شود « جاويد»// وبي خيال زدشت و دمن گذر کرده ...

 

 

يه هزارپا از بالاي درخت مي‌افته پايين، هزار بار داد مي‌زنه: «آي پام!»

 

سه نفر توي هواپيما كلاس ميگذاشتند،

اولين نفر با موبايل،

دومين نفر با لب تاپ،

سومين نفر ميبينه داره كم مياره ميره، يك دستمال كاغذي رو لوله مي كنه ميگذاره توي جيبش!!!(البته يك گوشه از

دستمال كاغذي را از جيبش بيرون ميگذاره.)
    بعد مي آيد پيش دوستاش،يكي از دوستاش ازش مي پرسه: اين چيه از جيبت بيرونه؟

ميگه: واي خداي من كي براي من فكس فرستاده!!!


ما هم برای این که از مردم شریف و مهربان ایران زمین عقب نمانیم و نگرانی مان را بابت سرنوشت نرگس جان و دار و دسته اش نشان بدهیم؛ گمانه زنی مان درباره پایان این سریال و آخر و عاقبت آدم هایش را خدمت تان عرض می کنیم! توجه بفرمایید:

بهروز قشنگ: این نامرد که رفته خارج و زیادی خوش به حالش شده، یک روز می رود استخر. آهنگ تایتانیك می گزارند، غرق می شود!

شوکت خطر: او که از اعمال ننگینش پیش نرگس خانم سرافکنده است، بسیار نادم و پشیمان می شود. ول می کند می رود یک جای دور و حتی شغلش را هم عوض می کند. رستوران می‌زند و چون متحول شده و دیگر انسان با خدایی ست، روی در رستورانش می نویسد: «وقت نهار و نماز تعطیل است.» خلاصه ورشکست می شود و در کمال رستگاری می میرد!

رستم پاکوتاه: به عنوان بازیگر نقش رستم دستان در سریال شاهنامه پذیرفته می شود. بعد معروف می شود و ضمن ازدواج با هدیه تهرانی، پوز ممد گلزار را به خاک می مالد!

ابراهیمی بشکه: این مرد خبیث که باید سزای اعمالش را ببیند، ایدز می گیرد. اما وقتی عزراییل میرود سراغش، خودش را می زند به مردن و می گوید: «من مرحوم پوپک گلدره ام!» فعلا از خطر جان در می برد.

عزیز عملی: با موفقیت، اعتیادش به تریاک را ترک کرده و هرویینی می شود. قرار است در دنباله سریال هم حاضر باشد، بنابر این کارگردان نمی گزارد او زیاد توی شورآباد بماند. در سری بعدی، عزیز با ابراهیمی که ساقی کراک شده، کارهای بد بد بیشتری می کنند. چون کراک بدتر است دیگر!

مجید چلمبه: درست دو دقیقه قبل از اینکه شوکت متحول شود، می زند و مجید را (که به او خیانت کرده) با گوله می کشد. داماد رو به قبله می شود و می خواهد با یک جمله آبدار بار درام سریال را بالا ببرد. اما فقط همین را بلد است که بگوید: «اینو خوب اومدی...!»

سمانه ماساژ: یک باشگاه ماساژ باز می کند. کارش می گیرد و به عنوان مالشگر برتر قهرمان می شود و می رود توی تیم ملی!

نسرین گوگوش: گفتیم تیم ملی؟ وقتی بابای نرگس و نسرین مرد، این خواهرها شدند «یتیم». مامانشان که مرد، شدند «دو تیم». آخرای سریال هم نسرین از غصه می میرد و نرگس میشود «تیم ملی»!

بهار: رشد غول آسای این کودک مورد توجه هالیوود و خصوصاً جناب «پیتر جکسون» قرار می گیرد. او در «کینگ کنگ 2» نقش دختر کنگ را بازی می کند و به همه ثابت می شود جوان ایرانی چقدر استعداد دارد!

احسان طلا: این مهندس موفق، با نرگس ازدواج می کند و 9 ماه و 9 روز و 9 ساعت بعد حامله می شود (از آنجا که طرف خیلی دست و پا چلفتی است، لازم است مشخص کنیم: نرگس حامله می شود ها!).

خلاصه، این زوج تاریخی، برای تشخیص جنسیت بچه می روند سونوگرافی. نرگس با دكتر می روند توی اتاق و بعد از نیم ساعت (!) دكتر می آید بیرون و به احسان می گوید: «آقا مژده، بچه شما دختره.»

احسان که در قسمت های پیشین هوش و ذکاوت سرشار خود را ثابت کرده، می‌گوید: «آخی، آقای دكتر بپرس اسمش چیه؟!»

در راستای گنجاندن تابلو و بی منطق تبلیغات در این سریال، دکتر می پرسد: «به نظر شما سیو همان سیب است؟»

احسان می گوید: «نه بابا، من چندتاش رو خوردم، صابونه!»

کارگردان دو دستی توی سر خودش می زند...

نرگس خانم: دقت کرده اید که همه (دوست و دشمن) توی سریال به او می گویند «نرگس خانم»؟ حاصل پیوند زناشویی این خانم با احسان این که پنج قلو می زاید. هر كدام از این بچه‌ها یک رنگی در می آیند و  معلوم می شود او به جای قرص ضدحاملگی، اسمارتیز خورده بوده!

سرنوشت این بچه های رنگی را می توانید در سریال «نرگس 2» که به زودی از سیما پخش خواهد شد، ببینید و حض اش را ببرید!

نتیجه پایانی سریال نرگس: انرژی هسته ای حق مسلم ماست!!

 


این خبر هم از روزنامه جام جم

يك كيسه جو جايزه مسابقات الا‌غ سواري 

 

 

يك دوره مسابقه الا‌غ سواري امروز " سه شنبه " در ميبد يزد برگزار شد.
به گزارش واحد مركزي خبر ، در اين مسابقه 16 الاغ سوار در چهار كورس 4 نفره رقابت كردند.
در پايان اين رقابت به سواركاران برتر هر كورس يك كيسه5۰ كيلويي جو

 به عنوان جايزه داده شد.


جايزه تبرك در قزوين ... يك سال استفاده رايگان از حميد  


عکس :

 

کی میگه گوسفندا هیچی نمیفهمن !!! 

گور پدر کنترل جمعیت ...

اینم یه راه جدید واسه سرعت بیشتر ( استفاده از موتور هواپیما )

 

...

ماشالله . به ماشین جوجه کشی هم گفتن زکی !!!

سعی کن چهره واقعی این خانومو ببینی . ( چیه ؟ چشات درد گرفتن ؟ )

دوست آن باشد که گیرد دست دوست

در پریشان حالی و درماندگی

اینم توالت های ۲۰۰۶

با منظره ای بسیار زیبا و جذاب

خدا همچین وضعی نسیب هیشکی نکنه !!!


اینم چنتا عکس که نشون میده مغز آدم تا چه حد میتونه کار کنه

۱- روش استفاده از ویلچر  

۲- روش مطمئن برای قفل کردن دوچرخه

( هر کی از این روش استفاده کرد حتما یه خبری به من بده )

۳- جدیدترین زمین فوتبال

۴ - خط کشی خیابان

خوب حالا شماها فکر میکنین مغز آدم چقدر دیگه میتونه پیشرفت کنه ؟

آره درسته . نمونش هم عکسهای پایین که مال ساختن فیلمه


آخر کاری هم یه مطلب درباره انوشه خانوم انصاری که رفته بودن هوا گذاشتم

ولی خوب چون یه کم سیاسی میزد نذاشتمش تو صفحه اصلی .

 تو ادامه مطلبه . ولی خوب خیلی با حاله .

تا بعد ...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385ساعت 16:51  توسط افشین جون  | 

یا علی

سلام بچه ها

اومدم با کلی مطلبای توپ یه حالی به همتون بدم ولی خوب یادم افتاد شهادته و ....

خلاصش اینکه تا ۳     ۴    روز دیگه خنده تعطیله

ولی خوب چنتا لینک واستون میزارم که این چن روزو مشغول باشین .

۱- یه عالم کتاب که میتونین متن کاملشونو تو این سایت ببینین

۲- ملت مثل اینکه بیخیال مسخره کردن این علی دایی بدبخت شدن . باورتون نمیشه به این سایت یه سری بزنین

۳- وبلاگ شخصی انوشه خانوم فضا نورد . خاطره هاشو نوشته . خیلی هم به زبون ساده . آدم دوس داره تا آخرش بخونه

۴-استفاده از هلیکوپتر برای جمع آوری آنتن های ماهواره ای در اراک

۵- اینم عکسهایی از یه خوابگاه دخترا تو شهر زابل . ما که نفهمیدیم قضیه چی بوده

۶- اینم زندگی نامه سامی یوسف و آلبومهاش

۷- اینم یه سایت در مورد ماه رمضان

۸- لیست  قیمتهای شماره های رند تلفن همراه

۹- پخش مستقیم از حرم امام حسین (ع) کربلا ( از دست ندین )


شهادت امام علی (ع) رو به همه شما دوستای عزیز تسلیت میگم . تو این شبا ما رو هم از یاد نبرین

به قول بعضیا : التماس دعا

اینم یه ربطی به این شبها داره


+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مهر 1385ساعت 13:51  توسط افشین جون  | 

اینم مال اینهفته

اول از همه چیز یه خبر مهم

به دلیل توهین پاپ به جهان اسلام از این پس به جای واژه

موسیقی پاپ بگویید

موسیقی گل محمدی


اخونده بعد از ورق بازي ميره با لا منبر وسط صحبتاش يکي از ورقاش از جيبش مي افته ميبينه که داره

ضايع ميشه از زمين ور ميداره و ميگه : کي اين ورق و مي شناسه؟ همه ميگن بي بي گيشنيزه.....  بعد

 آخونده ميگه :خاک بر سر همتون!!!!! که بي بي گيشنيزو مي شناسيد ولي بي بي فاطمه زهرا رو نميشناسيد

ترکه از تاکسي پياده مي شه درو محکم مي بنده مي گه پدر سگ خودتي. راننده

مي گه من که چيزي نگفتم .ترکه مي گه بعدا که مي گي

از  ترکه می پرسند معیارت برای انتخاب همسر چیست؟ می گوید: عفاف فاطمه، صداقت خدیجه، صبر زینب، فداکاری سمیه، اندام جنیفر لوپز!!!

يه ترکه پليس مخفي ميشه تا 3 ماه دنبالش ميگشتن


تعريف مادر زن: مادر زن اسلحه اي است انفرادي که با عيال حمل ميشود وبا   مهمات دروغ همسايگان مسلح شده و با زخمي کردن داماد بيچاره خنک ميشود . اين اسلحه بدون عقب نشيني بوده و شرايط جوي به هيچ وجه در او اثر ندارد       مادر زن گاهي تک تير و گاهي رگبار شليک مي کند طول مادر زن بدون سر نيزه 2 متر ميباشد. تعداد تير در هر ثانيه يک ميليون فحش و ناسزا بوده و برد موثر ان انتقال  داماد به بيمارستان و برد نهايي ان انتقال داماد به گورستان ميباشد

از جرج بوش پرسیدن چرا از ایران بدت میاد گفت:آخه تو ایران هر کی میچسه میگه بوش اومد

یه روز یه فارسه به ترکه میگه شنیدم شما به خر می گین داداش,ترکه میگه آره داداش.

تركه سوار اتوبوس ميشه بغلش يه زن ميشينه زنه ميشينه رو كت تركه .-.تركه به زنه ميگه خانوم كونتون رو از رو كتم برداريد زنه ميگه بي تربيت بگو باسن بعد از 5 دقيقه دوباره زنه كونش رو ميذاره رو كت تركه ، تركه 5 دقيقه با خودش كلنجار ميره يادش نمياد كه زنه چي بهش گفت رو ميكنه به زنه ميگه خانوم ببخشيد اسم كونتون چي بود؟؟؟

انواع خانوما :

  • زن مدل هارد ديسک: همه چي يادش مي‌مونه، تا ابد!

  • زن مدل رم (RAM): از دل برود هر آن که از ديده برفت!

  • زن مدل ويندوز: همه مي‌دونن که هيچ کاري رو درست انجام نمي‌ده، ولي کسي نمي‌تونه بدون اون سر کنه!

  • زن مدل اکسل: مي‌گن خيلي هنرها داره ولي شما فقط براي چهار نياز اصلي‌تون ازش استفاده مي‌کنين!

  • زن مدل اسکرين سيور: به هيچ دردي نمي‌خوره ولي حداقل حوصله آدم باهاش سر نمي‌ره!

  • زن مدل سِروِر (Server): هر وقت لازمش دارين مشغوله!

  • زن مدل مولتي‌مديا: کاري مي‌کنه که چيزهاي وحشتناک هم خوشگل بشن!

  • زن مدل سي‌دي درايو: هي تندتر و تندتر مي‌شه!

  • زن مدل ئي‌ميل: از هر ده‌تا چيزي که مي‌گه، هشت‌تاش بي‌خوده!

  • زن مدل ويروس: به نام «عيال» هم معروفه. وقتي که انتظارش رو ندارين، از راه مي‌رسه، خودش رو نصب مي‌کنه و از همه منابعتون استفاده مي‌کنه. اگر سعي کنين پاکش کنين، يک چيزي رو   از دست مي‌دين، اگه هم سعي نکنين پاکش کنين، دار و ندارتون رو از دست مي‌دين!

اینم یه شعر واسه زن ذلیلای عزیز

الهي!به مردان درخانه ات.                           به آن زن ذليلان فرزانه ات .

به آنانكه در بچه داري تكند.                         يلان عوض كردن پوشك.

به آنانكه باذوق وشوق تمام.                       به مادرزن خود بگويند:مامان.

به آنانكه دامن رفو ميكنند.                          زبعد رفويش اتو ميكنند.

 به آن قرمه سبزي پزان قدر .                       به آن مادران به ظاهر پدر.

 الهي ! به آه دل زن ذليل.                           به آن اشك چشمان ممد سبيل !

 كه ما را براين عهد كن استوار!                    ازاين زن ذليلي مكن بركنار .

 

اثرات ازدواج در زندگی آدما

ازدواج براي آقايون

قبل از ازدواج
بعد از ازدواج
نتيجه گيري اخلاقي
خوابيدن تا لنگ ظهر
بيدار شدن زودتر از خورشيد
سحر خيز شدن
رفتن به سفر بي اجازه
رفتن به حياط با اجازه
معتبر شدن
خوردن بهترين غذاها بي منت
خوردن غذا هاي سوخته با منت
تقويت معده
استراحت مطلق بي جر بحث
كار كردن در شرايط سخت
ورزيده شدن
ديدوبازديد از اماكن تفريحي
سر زدن به فاميل خانوم
صله رحم
 آموزش گيتار و سنتور و ...
آموزش بچه داري و شستن ظرف
همدردي با مرد ها
گرفتن پول تو جيبي از پاپا
دادن كل حقوق به خانوم
مستقل شدن

ازدواج برای خانمها

قبل از ازدواج
بعد از ازدواج
نتيجه گيري اخلاقي
ايستادن در صف سينما و استخر
ايستادن در صف شير وگوشت
آموزش ايستادگي
تعطيلات رفتن به ديزن و اسكي
تعطيلات شست وشوي خانه ولباس
پر شدن اوقات فراغت
نوشتن كتاب شعر و رمان
نوشتن داستان پرنده در قفس
شهرت باد آورده
صحبت تلفني بي محاسبه زمان
اتهام به پر حرفي حتي براي 10 دقيقه
حفظ عضلات صورت
رفتن به سفرهاي هفتگي
درحسرت رفتن به پارك سر كوچه
امنيت كامل

 بچه ترکه میگه بابا پنکه سقفی سوخته . ترکه میگه خاک بر سرتون . خوب معلومه . وقتی ۱۵ نفری زیرش میخوابین خوب میسوزه دیگه.

حالا نوبت عکسهای این هفتس:

 

 

کاریکاتور دیوید بکهام

بدون شرح

بابا عاشقا ...   یاد بگیرید

این عکس هم کاملا طبیعی هستش . بدون هیچ گونه دست کاری . تضمینش هم با خودم .

لبخند ژوکوند وقتی به عضویت بسیج در اومد  !!!

عجب بچه ای !!!

کی میگه ایران پیشرفت نکرده . اینم مدرکش !!!

 

<< راهنمای ازدواج کردن >> 

در راستای اینکه بحران بی شوهری در جامعه امروز بوجود آمده کلیه خواهران محترمه می توانند از روش های زیر استفاده کنند و البته مراقب باشند که  سوء استقاده نکنند .                                   

  

۱ـ روش کوزه ایی : همان روش قرن های قدیم که دختر کوزه به دوش به سمت رودخانه می رفت پسر به کوزه می خورد کوزه بشکست و بعد چنین گفته اند که :

اگر با من نبودش هیچ میلی              چرا ظرف مرا بشکست لیلی

نتیجه گیری : بحران ازدواج حال حاضر بخاطر لوله کشی شدن آب است .                           

 

۲ـ روش عرفانی : چهل شبانه روز جلوی خونه رو آب و جارو میکنی و ده تا شمع روشن میکنی شکلات بین مردم تقسیم میکنی تا مرد آرزوهات بیاد .

نتیجه گیری : در صورت کمبود شمع میتوانید فانوس هم روشن کنید .                                  

 

۳ـ روش سوسکی : بخاطر ترس از یه سوسک که حتی میتونی خودت اون رو تو خونه یا کوچه کار بزاری همچین محکم میپری تو بقلش و بهش می چسبی که هیچ جور نتونه تو رو از خودش جدا کنه .

نتیجه گیری : با تشکر از کلیه سوسک های محترم مقیم مرکز و حومه .                             

 

۴ـ روش تیپ زدن :

این روش به دلیل مسائل اخلاقی سانسور شده است.                                                 

 

پیام بازرگانی : دختر باید بره خودشو بکنه زیره گل این روزا که شوهر گیر نمیاد مگه اینکه شانس بیاره

 

۵ ـ روش خر خونی : تو کلاس و مدرسه و دانشگاه نمره بیست کلاس میشی بلاخره تو کل سال های مدرسه یه خر خون دیگه پیدا میشه که بیاد سراغت و باعث بشه که نترشی .

نتیجه گیری : اگه شوهر پیدا نشد تا مقطع دکترا ادامه بدید و بعد ترک تحصیل کنید.                

 

۶ ـروش مایه داری : با دوستان توی انواع پارتی های شبانه و پیست های اسکی و باشگاه های بیلیارد و بولینگ هر کوفت و زهر مار دیگری که میتونی شرکت میکنی و حواست فقط به یه شوهر مناسب هست تا چیز های دیگه .

نتیجه گیری : سعی کنید همیشه چند میلیون در کیف خود داشته باشید.                           

 

۷ـ روش مذهبی : توی انواع مجالس مختلف مذهبی شرکت میکنی توی هیچ چیز کم نمی آری جایی نیست که مراسمی باشه و تو اونجا نباشی تا بلاخره یه شوهر با ریش گیرت بیاد .

نتیجه گیری : التماس دعا خواهر .                                                                 

 

۸ ـ روش فامیلی : یه کاغذ بر میداری و اسم تمام پسرهای فامیل از سن پنج تا پنجاه ساله رو که ازدواج نکردند روش می نویسی بعد شروع به بررسی و تفکیک میکنی و اونهایی که شرایط را دارند رو انتخاب میکنی و یه برنامه ریزی برای عملیات تاکتیکی که بلاخره یه کدوم رو خفت کنی .

نتیجه گیری : می توانید روی یه بچه پنج ساله برای بیست سال آینده برنامه بریزید.                  

 

۹ ـ روش نامردی : جلوی یکی از این ماشین های پلیس یه دفعه می پری پسره رو میگیری تو بغلت و دستت رو میکنی تو دستش و ازش لب میگیری تا بعد از تعهد توی کلانتری مجبور بشه که باهات ازدواج کنه . البته این روش برای اونهایی است که از کلیه روش های بالا نا امید شده اند .

نتیجه گیری : در تعهد نامه کلانتری حتما مقدار مهریه را ذکر کنید .                                   

نتیجه گیری کلی : اگه هیچ کدوم از این راه حل ها عمل نکرد.........خودکشی بهترین راه حله

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1385ساعت 16:16  توسط افشین جون  | 

همه چی

اولش نمونه امظا چهره های محبوب

 

----------------------------------------------------------------------------------------------------- 

عکس:

آخی ... چه عاشقانه !!!

...

بابا پیشرفت علم تا کجا ها که نرسیده !!!

فکر کن داری چت میکنی . یهو متوجه بشی یه جوجه تیغی یه ساعته گذاشتت سر کار

رقص برره ای ...

بیا بغل عمو

از قدیم هم گفتن : به بچه که رو بدی سوارت میشه .

این سگه هم عقده بچه داری داشته .

اینم یه پیشی از نوع : اوا خواهری

----------------------------------------------------------------------------------------------------

 

گفتگوي مادري با دختر فريب خورده اش
 
مادر مي گويد:
 
اي دختر من باز که تو حامله هستي            يک بار دگر منتظر قابله هستي

بايد که بگيري جلوي اين شکمت را            اين قدر چرا تو شکمويي , دله هستي؟
 
 
دختر گويد:
 
والله شدم از دست خودم پاک کلافه            رفتم شبي يا پسري جانب کافه
 
ديديم که آن کافه شلوغ است زمردم           گفتيم کمي خم برويم زير ملافه!
 
 
مادر گويد:
 
حيف از پدرومادر اينقدر نجيبت                    افسوس که از حجب و حيا نيست نصيبت
 
تشريح بکن بود چطوري جريانش؟               آخر به چه تدبير چنين داد فريبت؟
 
 
دختر گويد:
 
 او بر لب من بوسه زد و لال شدم من           حرفي زعروسي زد و خوشحال شدم من
 
من غرق خوشي بودم و در فکر عروسي       افسوس که يک مرتيه اغفال شدم من!
 
 
مادر گويد:
 
انگار که در روي زمينهرچه بلا بود                 از روز عزل قسمت ما طالع ما بود
 
ما چاره نداريم کنون غير شکايت                  نامش چه بود آن پسرک اهل کجا بود؟
 
 
دختر گويد:
 
اي مادر من دور بود از تو بليه                      بايد بکنم بنده يکي ليست تهيه
 
يا کار حسن بوده و يا کار منوچهر                  يا ايرج و با ناصر و يا اينکه بقيه!!

-----------------------------------------------------------------------------------------------------

 

. امروز میخوام اطلاعات مفیدی در مورد علی دایی بهتون بدم .

نام : علی

فامیل: دایی

حرفه : فوتبالیست

لقب : علی تفو

سن : با وجود تلاش شبانه روزی دانشمندان تاکنون آمار دقیقی از سن او به دست نیامده . ولی شواهد حاکی از این است که احتمالا به حدود 2000 سال قبل از میلاد مسیح بر میگرده ( یه چیزی تو مایه های نوح )

اصلیت : ترک

افتخارات : مهمترین افتخارش اینه که میتونه در مقابل فحش خار و مادر 100000 نفر تو ورزشگاه دوام بیاره .

خداحافظی از ورزش : پس از ظهور امام زمان

--------------------------------------------

برنامه های 24 ساعت آینده تلوزیون :

عناوین برنامه ها :

شبکه 1 : کودکان مظلوم فلسطینی در یک نگاه

شبکه 2 : فلسطین و مشکلات آن در خاور میانه

شبکه 3 : برنامه اسرائیل خره گاو منه

شبکه 4 : فلسفه به وجود آمدن اسرائیل خر ترین رژیم دنیا

شبکه 5 : چگونگی تشکیل جنبش حماس

شبکه 6 : خبرهای فلسطین و لبنان

شبکه 7 : فیلم مستند از زندانهای اسرائیل

شبکه 8 : آمریکا + اسرائیل = یه مشت آدم گوسفند

بنشینید و از این تنوع برنامه ها لذت ببرید .

----------------------------------------------------

ترکه شغلش دامپروری بوده روش نمیشده بگه . میگفته دامپیوتر با گرایشه پشم افزاره !!!

 

به ترکه خبر میدن بابا شدی . خوشحال میشه میگه ÷س به زنم چیزی نگین میخوام غافلگیرش کنم .

 

جدیدترین رمان عشقی انتشارات قزوین منتشر شد : ( خسرو و فرهاد )

 

يه روزيه تركه كه يه كم جاق بوده ميره نمايشگاه206بخره ميره پشت فرمان ماشينه روامتحان كنه مي بينه جاش نميشه ميادپايينوميگه اين كه تنگه نميشه يه شماره بزرگتربيارين. 207

بچه اصفهانیه به باباش می گه بابا املا شدم بیست باباش می گه پدرسگ مگه ده چه عیبی داره که اینهمه بیخودی خودکار مصرف می کنی؟

تركه به رفيقش مي گه من يه تمساح پيدا كردم چيكارش كنم؟ ميگه ببرش باغ وحش. فردا رفقيش مي گه برديش؟ تركه مي گه : آره . تازه امشب هم مي خوام ببرمش سينما

 

 

ترکه ميره خواستگاري، باباي دختره ازش ميپرسه: شما شغلتون چيه؟ تركه ميگه: قازي! باباهه حال ميكنه، ميگه: كدوم شعبه؟ تهرونیه ميگه: ايران قاز!!!

 

 

آرداواس بعد بيست سال از آمريكا برميگرده ايران و يك ساندويچ فروش ميزنه. روز اول، تهرونیه مياد ميگه: قربون دستت، يك ساندويچ سوسيس بده.

آرداواس كه هنوز خوب از حال و هواي ديار كفر درنيومده بوده، ميپرسه: "تو گو" بدم؟

تهرونیه شاكي ميشه، ميگه: نه مرتيكه، تو نون بده!!!

 

ترکه ميره خواستگاري، اسم دختره پروانه بوده ولي تركه قاط زده بوده، يك بند بهش ميگفته آهو خانوم! خلاصه وقتي دختره مياد چايي تعارف كنه، ترکه ميگه: دست شما درد نكنه آهو خانوم!

دختره شاكي ميشه، ميگه: بابا اسمه من پروانه‌ست نه آهو.

ترکه ميگه: اي بابا فرقي نداره... حيوون حيوونه ديگه!!!

 

 

غضنفر داشته فیلم سوپر نگاه میکرده.یهو زنش میرسه.هول میشه میگه خانوم جان بیاببین با این فلسطینی ها چیکار میکنن؟!!

لره ساعت خريده بوده، رفيقش هي ازش ميپرسيد ساعت چنده. آخرش لره شاكي ميشه، ميگه: حالا انقدر بَپِرس بَپِرس تا بَريني توش!

به لره ميگن چندتا تن ماهي نام ببر، ميگه: تن شيلانه، تن جنوب، تن سيكارو، تن چابهار، تن پير، تن پيغمبر، ‌تن هر كي دوست داري دست از سر ما بردار!

آدم خوره با پسرش رفته بودن آدم شكار كنن، يه زنه رو ميبينن خيلي چاق بوده، پسره ميگه بابا اينو بخوريم؟ باباهه ميگه: نه اين همش چربيه، به درد نمي‌خوره. ميرن تا به يه زنه لاغره ميرسن، پسره گرسنش شده بوده، ميگه: بابا جون اينو بخوريم؟ باباهه ميگه: نه بابا اين خيلي لاغره فايده نداره. دوباره راه ميفتند، بعد از يك مدتي ميرسند به يه زنه خوشگلِ باحال. پسره ديگه داشته از گشنگي ضعف ميرفته، ميگه: بابا جون ديگه اينو بخوريم؟ باباش ميگه: نه پسرم، اينو مي‌بريم خونه، مامانو مي‌خوريم!

تركه سوار يه خره عكس ميگيره. عكس رو ميفرسته براي مادرش،‌ زير عكسه مينويسه: «سلام بر ننم،‌ بالايي منم!

اینم معلوم نیس جوکه یا قصه !؟!

يك بابايي رو مي‌فرستند ماموريت آذربايجان. يارو روز اول وارد شهر ميشه، از يكي مي‌پرسه: ‌ببخشيد، بهترين هتل اين شهر كجاست؟ تركه يكم نگاش ميكنه، ميگه: گريبي؟! اينجا بهترين، ‌بدترين هتل نداره كه. يك مسافرخونه داره، اونم دوتا چهار راه جلو تر دست چپه. خلاصه يارو مستقر ميشه. شب حوصلش سر ميره، ميگه حالا كه بيكاريم ‌يك سينما بريم. ميره از يكي مي‌پرسه: ببخشيد، اينجا بهترين سينماش كجاست؟ يارو يكم چپ چپ نگاش ميكنه، ميگه: گريبي؟! اينجا بهترين، بدترين سينما نداره كه. يك سينما داريم، اونم سه تا چهار راه جلو تره. خلاصه يارو سينما رو پيدا مي‌كنه، ميره جلوي باجه بليط فروشي، ميگه: يك بليط بدين براي همين سانس،‌ فقط جاش خيلي جلو نباشه. بليط فروشه يك نگاهي بهش مي‌كنه، ميگه:‌گريبي؟! جاي جلو،‌ جاي عقب نداره كه. بليط ميخري، ميري تو، هرجا گيرت اومد واميستي! خلاصه يارو ميره تو، از قضا يك جايي تو بالكن گيرش مياد. وسطاي فيلم، احتياج به قضاي حاجت پيدا ميكنه. از كناردستيش ميپرسه: ‌ببخشيد، ‌دستشويي كجاست؟ طرف يك نگاهي بهش ميكنه،‌ ميگه: ‌گريبي؟! داستشويي ماسشويي نداره كه،‌ همين جا بلند ميشي واميستي، كارت رو مي‌كني! يارو با خودش ميگه: بابا اين عقلش ناقصه. از اونيكي كنار دستيش مي‌پرسه،‌ اونهم همين جوابو ميده. خلاصه يارو داشته خيلي بهش فشار ميومده، مي‌بينه چاره اي نداره. بلند ميشه، قضيه رو درمياره، بسم الله شروع مي‌كنه به شاشيدن! يهو يكي ازون پايين داد ميزنه: هـــوي! گريبي؟! يك جا نگيريش، تكون تكونش بده، گلاب پاشش كن!

در سربازخونه.....

سرهنگ: اسمت چيه؟
سرباز: جعفر.
سرهنگ: اين چيه دستت؟
سرباز: تفنگ.
سرهنگ: تفنگ؟ اين مملكتته, آبروته, زندگيته, شرافتته, خواهرته, مادرته, و ....
سرهنگ رو به سرباز ديگر: اسمت چيه؟
سرباز: شعبان .
سرهنگ: اين چيه دستت؟
سرباز: خواهر, مادر جعفره!!!!

ترکه یه جیرجیرک پیدا میکنه تا صبح روغنکاریش میکنه

 

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم شهریور 1385ساعت 15:49  توسط افشین جون  | 

فاجعه اعصاب خردکني به نام سريال نرگس (اینم جالب بود گذاشتم براتون)

 شاید بسیاری از منتقدان و بینندگان سریال «نرگس» به دلیل حضور مرحومه پوپک گلدره در نقش «نرگس»، هیچ گاه نخواسته یا نتوانستند این سریال را آن طور که باید نقد کرده و اسیر احساسات شدند
اما زمانی که پوپک گلدره رفت و سریال «نرگس» کم کم با حضور «ستاره اسکندری» شناخته شد، کم کم اشتباهات بزرگ کارگردان و نویسنده و ... عیان شد. بنابراین، در این جا بر آنم، تنها به بخش کوچکی از انبوه مشکلات این سریال اشاره کنيم.

ميتوان روی تمام کليشه ها و باورهاي جامعه خط بطلان کشيد. چرا نميشه بدون داشتن يک ذره عقل و سواد و هنر و استعداد و خوشگلی ، يه پسر پولدار و خوشگل و خوش تيپ را تور زد؟!!...





واقعيتهای تلخ اجتماعی مثل فقر رو به صورت کاملا ملموس و باور پذير به تصوير کشيده!....





آخرين ، پيچيده ترين و ناشناخته ترين روشهای روانشناسی رو آموزش داده!...





اين سريال نقاط قوت بسياری داره!... مثلا ريتم تندش روی هرچی فيلم اکشن است رو کم کرده و اتفاقات فيلم ، خيلي فوري و در عرض بيست قسمت به نتيجه ميرسد...!





تعليمات اجتماعی اين سريال اونقدر جذاب و لطيف است که نميشه از ديدنش چشم پوشيد!...





يک دختر جوان مدافع همه افراد ، عقل کُل و بزرگتر فاميل خواهد بود





اين سريال ارزش و جايگاه واقعی روابط خانوادگی و احترام و ارزش قائل شدن براي همسر را به همگان نشون داده!...



و اما نکته ها :

0 چرا نوزاد متولد شده نسرین، به جای آن که چند روزه و حتي چند ماهه به نظر بیاید، بیش از یک ساله به نظر می آید؟

0 چرا تمامی شخصیت های فیلم به نوعی مشغول کار تجسس و فضولی در کار دیگران هستند؟

0 چرا حس ششم همه بازیگرها به خوبی کار می کند و به راحتی می توانند موضوعات مختلف را حدس بزنند گرچه جای شکرش باقی است اگر این همه حدس درست زده نمی شد احتمالا سریال به جای 90 قسمت در 400 قسمت ساخته می شد.

0 چرا در این سریال نرگس و نسرین همیشه یا نماز می خوانند، یا خواب هستند و یا در حال خوابیدن و خواب دیدن و شوکت به همراه خانواده همیشه در حال صرف غذا

0 در دهها صحنه ، نرگس در سجاده نماز ، در حال فکر کردن و تسبيح گرداندن است اما هيچ اتفاق بخصوصي به غير کش دار شدن سريال نمي افتد.

0 جريان رآکتور هسته اي و منبري که دوست آقاي سعيدي در رابطه با محسنات انرژي هسته اي و پيشرفت مشرق زمين دارد ، در وسط اين سريال چه صيغه اي است.

0 چرا آقای سعیدی با وجود آنکه چند هفته ای است در زندان است، زمانی که به ملاقاتش می آیند، آنقدر تمیز است؟

0 چرا او هر روز در زندان با یک لباس زیبا حاضر می شود؟

0 چرا گریم مو و ریش هایش مانند روزهای قبل از زندان تمیز است، گویی همان لحظه در آرایشگاه بوده است؟

0 چرا امکانات آقای سعیدی در زندان آنقدر قابل تحسین است؟ کم مانده آقای سعیدی در وسط زندان موبایلش هم به صدا در آید و شروع به صحبت های عاشقانه با «نرگس» کند!

0 چرا سروانی که مسئول رسیدگی به پرونده است آنقدر رابطه صمیمی با وکیل آقای سعیدی دارد؟

0 چرا وکیل آقای سعیدی همه جا با او می رود؟

0 چرا شوكت بعد از گذشت حدود 8 ماه از ازدواج پسرش اطلاعي از ميزان مهريه عروسش نداشته است؟

0 چرا آقاي شوكت با آنهمه زيركي ، بلافاصله به فكر سقط جنين نسرين نیوفتاد ؟

0 چرا همسر اول آقای شوکت به راحتی از مسئله زن دوم شوهرش می گذرد؟

0 چرا نرگس و بیشتر کاراکتر ها از طریق تلفن عمومی با خارج از کشور و یا موبایل تماس می گیرند؟

0 چرا خانواده های نسبتاً محروم جامعه که در «نرگس» حضور دارند، همیشه از تاکسی های دربستی استفاده می کنند و يا غذاهاي حسابي ميخورند؟

0 چرا مسئولان یک بیمارستان، زنی را با وضعیت نامطلوب عمل جراحي می کنند بدون اینکه به پلیس خبر بدهند و همچنین پزشک بعد از آگاهی از فرار زن او را پیدا ميکند و در خانه خود جای مي دهد و جالب اینکه پرستار خیلی خیلی خیّر ، نوزاد را از بیمارستان به خانه پزشک می برد؟

0 چرا همه آدم ها در این فیلم یا شر مطلقند یا خیر مطلق؟

0 چرا زمانی که نسرین از بیمارستان فرار کرد، با 2 عدد چمدان در حال دويدن در جاده دیده می شد!

0 چرا کسی که طلاق گرفته و مهریه اش را هم تا آخر گرفته ( همسر سابق آقای سعیدی) دنبال کارش نمی رود و همچنان بدنبال شوهر سابقش است؟

0 چرا نرگس يا کارگردان! از مغازه الکتریکی محله ، خواهش نمی کند که یک درب باز کن روی خانه نصب کند تا حداقل 10 قسمت از این سریال کمتر شود و اینقدر گروه فیلمبرداری و بازیگران را به زحمت نیاندازد و براي باز کردن درب خانه 100 متر راه نروند و بيننده را هم زجرکش نکنند!

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

آخه چقدر کار کنم

الان حدود 1 سال است که خيلي خسته ام و اين هفته آخر هم که ديگه دارم از پا مي افتم. چرا ؟ هميشه فکر مي کردم کمي تنبل ام اما حالا دقيقا حساب کرده ام و متوجه شده ام که خيلي کار مي کنم. ببينيد ما توي ايران 72 ميليون جمعيت داريم که 13 ميليون اونها بازنشسته هستند. پس مي مونه 59 ميليون نفر. از اين تعداد، 24 ميليون دانش آموز و دانشجو هستند يعني براي انجام کارها فقط 35 ميليون نفر باقي مي مونند. توي کشور 10 ميليون نفر هم توي ادارات دولتي شاغل هستند که خب عملا کاري انجام نمي دن. پس براي پيش بردن کارها تنها 25 ميليون نفر باقي مي مونند. از اين 25 ميليون نفر هم تقريبا 4 ميليون نفر آخوند و ملا و سانسورچي اينترنت و نماينده مجلس هستند پس فقط 21 ميليون باقي مي مونن و اگر بدونيم که تقريبا 17 ميليون آدم جوياي کار داريم، معنيش اين خواهد بود که کل کارهاي مملکت رو 4 ميليون نفر دارن انجام مي دن. اما حدود 2 ميليون نفر هم نيروهاي مسلح داريم و اين يعني فقط 2 ميليون نفر نيروي کار باقي مي مونن. از بين اين دو ميليون نفر، 646.900 عضو پليس و وزارت اطلاعات و نيروهاي سرکوب هستند پس کلا مي مونيم 1.353.100. حالا اين وسط 649.876 نفر بيمار داريم که قدرت کار ندارند و بار کارهاي کشور افتاده روي دوش 806.200 نفر از جمعيت. فراموش کردم بگم که ما حدود 806.186 نفر هم ممنوع القلم، ممنوع التصوير، ممنوع الصدا و ديگر انواع زنداني داريم پس کل کارهاي کشور افتاده روي دوش 14 نفر! از اين چهار ده نفر 12 تاشون عضو شوراي نگهبان هستند و پس متوجه مي شيم که کل کارهاي کشور افتاده روي دوش دو نفر: من و تو ! و تو هم که تازه داري وبلاگ مي‌خوني!

------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

به دنبال وزش باد شدید بهاری در فروردین ماه و تاثیراتی که بر لباس و مقنعه خواهران دانشجو ایجاد کرد  شورای تصمیم گیری دانشگاه طرح تعطیلی دانشکده ها در روزهای پر باد را تصویب کرد. یکی از اعضای شورا در تبین طرح مزبور گفت: متاسفانه لباسهای خواهران در حالت عادی نیز از وضعیت مناسبی بر خوردار نیست چه برسد به وقتی که باد هم بزند زیرش!

وی همچنین افزود: علی الخصوص این تصمیم زمانی اتخاذ شد که در آن روزهای بادی شاهد آن بودیم که بعضی از خواهران متاسفانه در حفاظت از گوهرهای جسمانی خویش مسامحه میکنند!! به گزارش هواشناسی احتمالا در اواخر خرداد ماه نیز شاهد وزش باد شدید خواهیم بود.

------------------------------------------------------------------------------------------------
چنتا دلیل واسه مظلومیت مردا

1-خروس رو سرشو ميبرن و ميگن اين مرغه! بيايين خورشت مرغ بخورين!

 2-به خورشيد ميگن : خورشيد خانم! ماه هم که اسم دخترانه است: مهتاب و مهواره و مهپاره و ماهرخ و ...

 3-جنس ظريف رو اوس کريم اسمشو گذاشته زن! (جنس خشن هم که مرده!)

 4-تو ازدواج ميگن طرف عروسی کرده! نميگن طرف دامادی کرده!

 5-تو همه جای دنيا اگه جنگی اتفاق بيوفته(که ميافته) ميگن : اونا حتی به زنها و بچه ها هم رحم نکردن! بس مردها آدم نيستن؟ مستحق کشته شدن و اسير شدن هستند؟!؟

 6-همش مردها بايد برن خط مقدم و رودر رو با دشمن بجنگند - ولی زن ها پشت جبهه خدمت ميکنن! (ای خدا!)

 7-هرجا بخوان يه چيز خوب و زيبا رو مثال بزنن ميگن : عروسه! نميدونم خيلی مامانه! نميگن داماده! يا خيلی بابائه! کلمه بی غيرت کلمه ای هست که فقط به مردها ميگن!

 8-رو در و ديوار مينويسن : بی حجابی زن از بی غيرتی يا بی ناموسی شوهر است! (مثل اينکه خود زنها هيچ تقصيری در بی حجابی ندارن!

9-ميگن دختر برای خانواده رحمته و پسر برای خانواده زحمته!

 10-اسم گلهارو رو دخترها ميزارن و اسمهای کت و کلفت مثل اکبر! قاسم! غضنفر و ... رو رو پسرها ميزارن

 ۱۱-در امر خطرساز ازدواج مرد بايد ماشين و خانه و پول و کار و هزارتاچيزه ديگه داشته باشه ولی زن کافيه که-بدگل نباشه! (بدگل متضاد خوشگل استه!)

 ۱۲-به زن های زيبا ميگن : خوشگل - مامان و (ديگه رومون نميشه زياد بگيم!) ولی به مرد زيبا ميگن : خوشتیپ - خوش هيکل - قرتی! بچه ننه! سوسول! ژيگول اتو کشيده! و هزار چيز ديگه!

 ۱۳-به زنها ميگن : پاکدامن - با حيا - با نجابت و ... ولی به مردا ميگن : هيچی نميگن!

 ۱۴-هميشه مرد ميره دنبال سربازی و کار و زندگی و تشکيل خانواده و ... ولی زن ها تو خونه ميشينن ... تازه اگه يه وقت زنی بره کارکنه ميگن : ننگ به شوهر و برادر و پدر بی غيرت اين دختر!!

اين دلايل برای مظلوم بودن مردان کافيه يا نه؟!؟

------------------------------------------------------------------------------------------------------

 قزوینیه میره پیش روانشناس میپرسه ؟ ببخشید این کودک درون که میگن کجاست ؟

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم شهریور 1385ساعت 3:5  توسط افشین جون  | 

عکس

سلام .

اول کاری چنتا عکس جالب از نقاشی سه بعدی کف خیابون

 

اینم جدیدترین اختراع واسه خانومهای مجرد

اینجام مثل اینکه هنوز ناخنگیر اختراع نشده !

بدون شرح

این آقام بسکه تنبله هم داره سگشو میبره گردش هم داره تلوزیون نیگا میکنه

کاریکاتور : چقدرم که شبیهه

عقده قواصی زیر آب

آخه آدم عاقل وسط جاده می خوابه ؟

موزهای آینده

ترکه در و پنجرا ساز بوده براش ميرن خواستگاری پدر مادر عروس میپرسن داماد چه کاره ی ؟ ترکه ميخواد کلاس بزاره ميگه ويندوز نصب ميکنم

دوست دختر بسيجيه براش بوس ميفرسته بسيجيه جا خالي ميده ميگه يا زهرااااااا

ترکه مي پرسن يه موجود نام ببر... مي گه يخ. مي گن يخ كه موجود نيست. مي گه هست، چون همه جا نوشته يخ موجود است

يه يارو ميره خواستگاري، پدر دختره ميپرسه: خونه داري؟ ميگه: نه! ماشين داري؟ نه! كار داري؟ نه! پدر دختره شاكي مي‌گه: پس چي داري كه اومدي خواستگاري؟ طرف ميگه: پشت مو رو حال مي‌كني؟

عربه شب عروسيش ميره توي آشپزخونه و به مادرش مي گه : ننه ، من شورت يادم رفته حالا چکار کنم؟ مادره ميگه : آخه توي اين هيرو وير شورت از کجا بيارم؟ مادره پايين گوني برنج را پاره مي کنه و مي گه : همينو پات کن! وقتي که عروس وداماد ميرن توي حجله چند دقيقه بعد عروس جيغ بلندي مي کشه . مادر عروس وارد حجله مي شه و مي بينه دخترش غش کرده .ازش مي پرسه چي شده؟ عروس اشاره به آلت داماد مي کنه. روي آلت داماد از روي گوني برنج چاپ شده بود : وزن خالص 50 کيلو.دم سياه مرغوب!!!

تركه سوار هواپيما بوده، تا هواپيما پرواز ميكنه، ميره پيش مهماندار هواپيما ميگه: ببخشيد من يك مشكل معده دارم، موقع پرواز بايد حتماً شير بخورم، اگه ممكنه يكم شير به من بدين. مهمانداره ميگه: ‌شرمنده آقا ما شير نداريم. تركه ميگه: ‌ولی آخه من حتماً بايد يكم شير بخورم، وگرنه حالم بهم می‌خوره. مهمانداره می‌بينه اوضاع خيلی خرابه،‌ تركه رو می‌كشه يك گوشه ميگه: حالا كه قضيه اينقدر ضروريه، بياين يكم از سينه من شير بخوريد تا برسيم به مقصد! تركه هم ميزنه تو سرش ميگه:‌ خاك بر سرم! كاشكی شاش خواسته بودم!

بچه تا وقتی که بچه هست تو دستت میرینه... وقتی ۱۵ ساله میشه تو اعصابت میرینه...وقتی ۱۸ ساله میشه تو پولات میرینه... وقتی ۲۳ ساله میشه تو آبروت میرینه... وقتی ۴۰ ساله شد به روحت میرینه!!!

سوال تیزهوشان اردبیل :

روز ۱۳ آبان چه روزیست؟؟

الف)۱۷ مرداد

ب)۳۲ خرداد

ج)آغاز سال ۱۳۸۶

د)هر سه گزینه صحیح می باشد!!!

 

مادر دانش آموز رشتی به ناظم : این درس نمیخونه... ناظم : بچه اگه حرف گوش ندی مادرتو...  مادر: این حرف گوش نمیده شما کار خودتونو بکنید!!!

لره داشته با تمام وجود وضو می گرفته بهش میگن چرا اینقدر محکم وضو می گیری؟ میگه یه وضویی بگیرم که هیچ گوزی نتونه باطلش کنه!!!

امام جمعه تبریز: چت در صدر اسلام هم وجود داشته! مثلا شما وقتی نیت میکنید( برای نماز) کانکت میشوی!وقتی نماز می خوانی با خدا چت میکنی!! حالا اگه وسط نماز بگووزی دیس کانکت میشوی.

کلیپ صوتی :  تقلید صدای فزارد حسنی هست که امیر حسین مدرس خیلی با حال انجام می ده (حتما دانلود کنید)

حجم ۸۸۳ کیلوبایت                                                                 دانلود

کلیپ صوتی : تقلید آهنگ دهاتی شادمهر هست که امیرحسین مدرس خونده

حجم ۷۰۲ کیلوبایت                                                                 دانلود 

کلیپ صوتی : یه آهنگ کوچه بازاری هست که تور غمخوار برای جام جهانی رو مسخره می کنه

حجم ۲۱۶ کیلوبایت                                                                 دانلود

از اینجا هم میتونید جدیدترین شکلکهای یاهو رو دانلود کنید .

تا بعد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385ساعت 15:47  توسط افشین جون  | 

هویجوری

مرغ و خروس با هم ميرن مغازه مواد پروتئيني. خروسه ميگه ببخشين يك كيلو تخم مرغ بدين. فروشنده بهش ميگه بابا شما ديگه چرا؟ مرغه با خجالت ميگه آخه ما هنوز نامزديم

وقتي مي بيني کسي قلبش تند تند مي زنه...به نفس نفس افتاده و عرق کرده ...مطمئن باش از علائم کم کاري تيروئيده

بسيجي رييس فدراسيون شطرنج ميشه شاه رو بر ميداره جاش امام رو ميزاره

اگه کسی بهت گفت اسکل ناراحت نشو. اسکل اسم یه پرنده بسیار زیباست که تابستونا دونه جمع می کنه... قایم می کنه... زمستونا نمیتونه پیداش کنه!!!

اگه یه وقت احساس کردی توی یه اتاق تنگ و تاریک گیر کردی و دیوار اتاق مدام عقب و جلو میره
و از اون خون می چیکه  اصلا نترس چون تو قلب منی

يه تركه داشت با كايت پرواز مي كرد.
 
يك كلاغ از بغلش رد شد و گفت: به حق چيزاي نديده، من كركس ديده بودم ولي خركس نديده بودم

 يه روز يه جوجه تو تخم بوده . ميچسه خفه ميشه

 

 

یه خبر فوری:به گزارش خبر نگاره بی بی سی کنکور هنوز در قزوین ادامه داره.

این گزارشگر در ادامه افزود:هنوز هیچ کدام از داوطلبان جرات نکرده اند

دفترچه های سوالات را از زمین بردارن

 به ترکه گفتند با لوستر جمله بساز گفت‌ : دو تا دختر دارم يكي از يكي لوستر

 

احکام گوزیدن

 

سوال : آیا گوزیدن با صدای بلند اشکال دارد؟
جواب: اگر گوزنده قصد اعلام مطلبی به شنونده را داشته باشد شرعا اشکال ندارد ولی مستحب است که با صدای آهسته و در خفا بگوزد تا محلی برای ریا نباشد
سوال: آیا شنیدن صدای گوز دیگران اشکال دارد؟
جواب: شنیدن صدای گوز مرد برای مرد و شنیدن صدای گوز زن برای زن اگر به قصد غنا نباشد جایز است اما احوط آن است که بطور غیر مستقیم شنیده شود شنیدن صدای گوز زن توسط شوهر و یا تمام انواع محارمش اشکال ندارد اما بهتر است که هنگام گوزش دست خود را طوری میان باسن بگذارد که صدای آن کلفت و شبیه صدای گوز مردانه بنظر برسد تا جلب توجه نکند
سوال: آیا گوزیدن در میان رهنمودهای مقام عظمی رهبری اشکال ندارد؟
جواب: در صورتی که برای تصدیق فرمایشات معظم اله باشد ثواب اخروی نیز دارد
سوال: ارتباط گوز با شقیقه چیست؟
جواب: ارتباط از نوع ثبوتی است پس کسانی که کمتر میگوزند کمتر به عارضه سردرد دچار میشوند و این مسئله به شدت صدای آن نیز بستگی دارد که نباید بیشتر از 120 دسی بل باشد
سوال: حکم افرادی که در توالتهای عمومی با صدای بلند میگوزند چیست؟
جواب: اگر بقصد ارعاب دیگران باشد باید دیه بدهد که در این مورد باید به احکام دیه مراجعه شود اما اگر بی اختیار باشد باید شدت آنرا سنجید که اگر بیش از 120 دسیبل بود مستوجب قصاص نفس است وگرنه باید دو شب در کنار رئیس جمهور محبوب بخوابد
سوال: اخیرا عده ای همراه با گوزیدن ، می چسند . چه حکمی متوجه این افراد است؟
جواب: جایز نیست موجب آلودگی هوا میشود
سوال: اگر گوزنده هنگام گوزیدن متوجه شود که اسهال بوده است چه باید بکند؟
جواب: شورت خود را تعویض کند
سوال: گوزیدن عروس در مراسم خواستگاری چه حکمی دارد؟
جواب: اگر به قصد خودنمائی باشد حرام است اما اگر میخواهد با این عمل خواسته ای را به گوش مادر خویش برساند اشکال ندارد اما احوط آن است که آهسته بگوزد
سوال: بنده در زمان تماشای سخنان رهبر عظیم الشان دائما می گوزم آیا شرعا مرتکب خلافی شده ام
جواب:همانگونه که قبلا گفته شد اگر بقصد تایید فرمایشات معظم اله باشد ثواب بسیار دارد بنده تاکنون بیش از شصت میلیون بار به این سوال پاسخ داده ام . نخوردن نخود باعث ترک این عارضه میشود
سوال: پدر بنده کارمند بانک بوده اندکه متاسفانه براثر شنیدن گوز دار فانی را وداع گفته اند (هنگامی که یک خانم جوان جهت انجام امور بانکی به ایشان مراجعه میکند دفترچه حساب آن خانم به زمین می افتد و وقتی برای برداشتن دفترچه دولا میشود میگوزد و چون پدر اینجانب در آن لحظه در حال نوشیدن چای بوده اند بر اثر شنیدن صدای گوز می خندند و قند در گلویشان گیر کرده بر اثر خفگی می میرند) میخواستم ببینم آیا دیه ای متوجه بازماندگان آن مرحوم هست یا خیر؟
جواب: خواهر محترم، این سوال به روئیت حضرت آیه الله ملا هادی گوزی سبزواری رسید فرمودند خندیدن به صدای گوز دیگران از بدترین اعمال است و ضمنا پدر حضرتعالی بر اثر اصابت گوز دارفانی را وداع نکرده اند بلکه علت وفات خفگی است که جزو پیامدهای خنده ی ناشی از شنیدن صدای گوز است . پس هیچ دیه ای متوجه شما نمی شود و بلکه اگر گوزنده محترمه شاکی می شدند اولیای دم میبایست رضایت ایشان را جلب می کردند
سوال: عده ای گوز خود را حبس و جهت بی اثر کردن شدت صوت آن ، آنرا به چس تبدیل میکنند. این عده چه حکمی دارند؟
جواب: جایز نیست موجب آلودگی محیط می شود
سوال: آیا گوزیدن در استخر جایز است؟
جواب: اگر قلپ های آن روی آب بیاید حرام است . مستحب آن است که در کنار دیواره های استخر بگوزد  
 
 
از يه ترکه پرسيدند تفاوت بچه با بافتنی چيه گفت:بافتنی رو با دو ميل و يک گوله ميبافند ، ولی بچه رو با يه ميل و دو تا گوله
 
ترکه از حج بر مي گرده ازش ميپرسند چه طور بود؟ ميگه والا باز خدا خونه نبود همه تو حياط ولو بودند
 
تركه توي كوپه قطار به سمت مشهد مي‌رفته، به روبروييش ميگه: به
سلامتي از مشهد بر مي‌گرديد؟
 
ترکه با خدا قهر ميكنه وقتي مي خواد نامه بنويسه بالاي نامش  مي نويسه به نام بعضي ها  
 
 

جمعي از متخصصان اين سؤال را براي گروهي از كودكان بين 4 تا 8 ساله مطرح كردند كه" عشق چيست؟ " پاسخ هايي كه دريافت كرده اند بسيار وسيع تر و عميق تر از آن بوده كه كسي بتواند تصور كند. بخوانيد و خودتان مشاهده كنيد.

عشق وقتیه که مادر بزرگ من آرتروز گرفته، نمی تونه خم بشه و ناخن هاش رو لاک بزنه. پدر بزرگم این کار رو براش میکنه ، حتی حالا که دستاش آرتروز گرفتن .
عشق وقتیه که  شما واسه غذا خوردن میری بیرون و بیشتر چيبس خودتون رو میدید به دوستتون بدون اینکه از اون انتظار داشته باشید که کمی از غذای خودشو به شما بده.
عشق وقتیه که مامان برای بابا قهوه درست میکنه قبل از اینکه بده به بابا امتحانش میکنه تا مطمئن بشه که طعمش خوبه.
عشق وقتیه که خواهر بزرگترم تمام لباسهای خودشو میده به من و خودش مجبور میشه بره بیرون تا لباس جدید بگیره.
عشق وقتیه که مامان بهترین تیکه مرغ رو میده به بابا.

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم شهریور 1385ساعت 17:53  توسط افشین جون  | 

میلاد امام زمان جون خودم مبارک

ولادت با سعادت حضرت مهـدي مـوعـود (عج) بر منتظران و چشم انتظــاران ظهــور تبريك و تهنيت باد.



سلام بر مردي ‌ كه‌ كاروان‌ امت‌ محمد را به‌ كعبه‌ مقصود مي ‌رساند.
 

مهديا!

جانها، شورانگيز از ياد دلرباي توست. شقايق هاي شادي بشر، در شبستان شيدايي تو مي كاود و شايسته ترين بندگان خدا، شب ها و روزها، شرط تداوم حيات خويش را در آويختن به شاخه طوباي محبت تو مي دانند.

يارا!

دلها به ياد تو مي تپد و روشني نگاه منتظران به افق خورشيد ظهور توست ... اي برترين افق براي پرواز پرندگان آرزو، اي تجلي آبي ترين آسمان اميد، اي منتهاي برترين خيال هستي، اي آرمان همه چشم انتظاران، دنيا نيازمند ظهور توست، و قلب انسانها به شوق زيارت روي دلرباي تو مي تپد.

اي قلب عالم امكان، بيا و گـَرد گامهايت را توتياي چشمانمان قرار ده. بيا كه نواي دل انگيز توحيدت را با گوش جان شنواييم.

                 مولا جان بيا...

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم شهریور 1385ساعت 17:37  توسط افشین جون  | 

لینک

       

                        

                                     

                                            

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 13:52  توسط افشین جون  | 

قدم نو رسیده مبارک

اول عذر خواهی واسه تاخیر (تقصیر بلاگفا بودش )

سلام خدمت همه دوستای عزیزم

بالاخره امروز رسید .

روز تولد من

به همین مناسبت مطالب این پست با گرایش موضوع تولد نوشته میشه .

اول کاری یه عکس واستون میذارم که خودش اندازه ۱۰ تا جوک کرکر خندس 

  

خوب شماها حدس میزنین این شازده پسر . کاکل به سر کی باشه ؟

بله . درسته . این شخص شخیص آقا افشین گل گلابه .

میدونم خیلی وحشتناکه . ولی خوب  بوده دیگه ! البته از این تریپ عکس فقط همین یکی به جا مونده و بقیه رو احتمالا تارزان به تصور اینکه عکس فک و فامیلاشونه با خودش برده

چنتام عکس به افتخار خودم .

اینم رد پای من

 

خوب بسه دیگه . دارم لوس میشما

داد مجنون بهر ليلي يك ايميل                   گفت ای از هجر تو اشكم چو سيل    

ای به قربان قد و بالای تو                       من فدای قامت رعنای تو    

ناز كم كن ای نگار ناز دار                      قهر با من نيست انصاف ای نگار       

خواسته ای ميرزا قلمدونت شوم                واله و شيدا و حيرونت شوم      

گفته ای نامه ز ايميل بهتر است                دستخط يار ديدن خوشتر است    

ليك دور نامه لیلی جان گذشت                  دوره ی ايميل يا ايكارد گشت     

نامه جانم مال عهد بوق بود                     راز دار عاشق و معشوق بود   

مال عهد چادر و چاقچور بود                 خيس از اشك عاشق مهجور بود             

چون كه می پوشی مینی ژوپ اين زمان     چون كه تی شرتت گرفته در ميان  

ناخن تو چون كه گشته مانيكور              خط چشمت چشم ها را كرده كور 

نامه بهر تست ديگر املی                     ای نگار دلربا ای سوگلی     

گشته چت ديگر به جايش جانشین            دوره ی ايميل گشت ای نازنين 

فيبر نوری گشته ديگر اين زمان             جانشين كفتر نامه رسان         

                          بهر تو ايميل خيلي بهتر است

اسب همت را تو اينك هی بكن              بهر مجنون يك ايميل ریپلی بكن            

جوف آن بفرست اتچ های قشنگ          فايل های جور واجور و رنگ وارنگ   

عشق من آنلاين تست ای مهربان          صبح و ظهر و عصر و شب در هر زمان 

 آف مسيجت می فرستم دمبدم             تا كه مهر افزون کنی و ناز كم 

اين ايميل را کپی پيست در هارد كن      از برای عاشقان فوروارد كن                     

با خيال راحت ای يار ملوس              چون كه دارد اين ايميل آنتی ويروس 

====================================          

دختره‌ تو خيابون ميرفته يه هو يه پسره محکم بغلش ميكنه دختره ميگه تا 1000 ميشمارم اگه ولم نكني جيغ ميكشم

گفتگوی تمدنهاس دیگه

یه خورده هم گیر بدیم به بوش

بوش با چشم مسلح نابينا!

بوش و كتابي كه برعكس گرفته است!

علاقه بوش به حقوق زنان




زن گرفتن قلی!

 

   خبر نداری حاج آقـــــــــا! قلی می خـواد زن بگیره

   شمــــا نبودی شب اومد بعلـــــــه شو از من بگیره

   به من میگفت: آی ننه جون! مام آخــه آرزو داریم

   یه کـــــــــاری کن آقـــا جونم بیاد واسـم زن بگیره

   هوتــــــــــن چش دریده هم خواستگــــــار لیلا شده

   مـــــن بیشینم نیگـــا کنم ، لیلا رو هوتن بگیره !!؟

   گرفتم اون شب حالشو ، امـــا سپردم به  جوات(!)

   این دفه حـــــــال نکبتــــو  تـــو روز روشن بگیره

   اطّلاعات اگه میخــــــــــــواد دختـــره از اخلاق من

   از مــــــــن خجالت میکشه از آبجی سوسن بگیره

   لپّ کلوم اگــــــــــــــه ننه ش دختره رو به مـــن نده

   سم میخورم اونوق باید خونمـــــــــــو گــردن بگیره

   گفتم: ننه! کفری نشی ، ننه ش گفتــــــــــــه قلی بره

   یه دختر کـــــــور وکچـــــــل ، چلاق والکــن بگیره

   گفته مگــــــــــــه دخترمــــــو آوردمش از سر راه

   که لیلای  ماهمــــــــو این  بیعـــــــار وچلمن بگیرد

   درد وبلات تــــوی ســــــــــرم آخه ننه ت تا کی بره

   نشـــونی دختــــــــرا رو  از کـــــــوی وبرزن بگیره

   دربدر خواسنگـــــــــــــاری این در واون در میزنم

   آقات باید بره واســــــم کفشی از آهـــــــــــن بگیره

   با شاگردی تو بقّـــــــــــالی کسی بخــواد زن بگیره

   بـــــا این تــورّم میدونی ماهی بایــــــــد چن بگیره؟

   واسه عروس وخواهــــــراش  برادراش ننـه باباش

  هرچی که اونا دوس دارن هرچی کــه خواستن بگیره

   خرج عروسی به کنـــــــــار فردا باید واســــه زنش

   چــــادر وکفش و روسری بلــــــــــوز ودامن بگیره

    بعدعروسی هم باید گیـــوه هاشــــــــــــو وربکشه

   برای زندگی بـــره خونـــــــــه و مسکــــــــن بگیره

   صد صدوپنجاه تا بده ماهی واســـه یه لونه مـــوش

   یه خونه ی اجــاره ای تو سولقــــــون و کـن بگیره

   بعدش باید  زی ذی  بشــــــه، به دستــای مبارکش -

    جــــــــارو ورخت و قابلمه یــــا نخ وسوزن بگیره

   بچّه هـــا کــه شدن ردیف میاد خـــــرج کتاب وکیف

   باید که هر ســال براشون شلــوار وپیرهــن بگیره

   روی ســرش قطار قطار، هوار میشـــه قــوم تاتار(!)

   اونوق باید روزی سه بــــــار برنج وروغــن بگیره

   هــــرکسی طالب زنــــــــه ، امــــــــا بدون اسکنـــه

   از دوگولـــه ش باید ننــــه! یک سیتی اسکن بگیره ...

***

   اونقــده گفتـم که قلی ، زهــــــره ترک شد حاج آقا !

   سراغ لیلا رو دیگـــه بعـد از این عمـــــراً بگیره!!

 

حالا یه کم تو کار چت

 


دنياي چت














 ترکه مي خواسته به دختره تيکه بندازه مي گه در قلب مني هرگز

 

سهراب سپری در حمام عمومی

اهل حمامم من

پوستم مهتابیست

پدرم دلاک است

سرطاسی دارد

لنگ می اندازد

پدرم شامپویی مصرف میکند

کله اش هی کف کرد

و سپس مویش ریخت

و چه اندازه سرش براق است!

 

حرفه ام دلاکی است

هدفم پاکیست

مینشیند لب سکو آرام

یک نفر با احساس

و تصور کرده خوش پر و پاست

کودکی را دیدم

میدود در پی صابون و لگن

 

ای نهان در پس در

خشک آوردم خشک!

مشتری های عزیزم

لگن خاصره هاتان سالم

رخت ها را نکنید

آبمان بند آمد

عکسای با حال از نی نی ها

 







اینم چنتا نامه از بچه ها به خدا

 

۱- خدای عزیز چرا به جای اینکه بذاری مردم بمیرن و مجبور بشی که آدمهای تازه دیگه ای بسازی همین آدمهایی رو که وجود دارن نگه نمیداری ؟

۲- خدا جون لازم نیست نگران من باشی . من همیشه دو طرف خیابونو نگاه میکنم .

۳- خدای عزیز . بابا بزرگم میگه وقتی اون پسر کوچیکی بوده تو هم وجود داشتی . مگه تو چن سال قبل از اون به دنیا اومدی ؟

۴- آقای خدای عزیز .  دلم میخواست آدمارو یه جوری می ساختی که آنقدر آسون تیکه پاره نشن . من تا حالا ۳ تا جای بخیه و یه دونه جای زخم دارم .

۵- خدای عزیز چرا تو زمانهای قدیم اینهمه معجزه انجام میدادی و حالا هیچی انجام نمیدی ؟

 ۶- خدای عزیز . شاید هابیل و قابیل آنقدر همدیگرو نمیکشتند اگه هر کدوم یه اتاق خواب جداگانه داشتند . برای من و برادرم که موثر بوده  . 

 آخر کاری هم یه انشاء دیگه از کاظم ترک زاده تبریزی

نام و نام خانوادگي : كاظم تبريزي؛ كلاس: دبستان

موضوع انشا: سال گذشته را چگونه گذرانديد؟

قلم بر قلب سفيد كاغذ مي گذارم و فشار مي دهم تا انشاء ام آغاز شود. سال گذشته سال بسيار خوبي و پر بركتي مي باشد. سال گذشته پسر خاله ام زيرچرخ تريلي رفت و له گشت و ما در مجلس ترحيمش شركت كرديم و خيلي ميوه و خرما و حلوا خورديم و خيلي خوش گذشت. ما خيلي خاك بازي كرديم. من هر چي گشتم پسرخاله ام را پيدا نكردم. در آن روز پدرم مرا با بيل زد، بدون دليل! من در پارسال خيلي درس خواندم ولي نتوانستم قبول شوم و من را از مدرسه به بيرون پرت كردند. پدرم من را به مكانيكي فرستاد تا كار كنم و اوستاي من هر روز من را با زنجير چرخ مي زد و گاهي موقع ها كه خيلي عصباني مي شد من را به زمين مي بست و دو سه بار با ماشين يكي از مشتري ها از روي من رد مي شد. من خيلي در كارهاي خانه به مادرم كمك مي كنم. مادرم من را در سال گذشته خيلي دوست مي داشت و من را خيلي ماچ مي كند ولي پدرم خيلي حسود است و من را لاي در آشپزحانه مي گذاشت. در سال گذشته شوهر خواهرم و خواهرم خيلي از هم طلاق گرفتند و خواهرم بسيار حامله است و پدرم مي گويد يا پسر است يا دوقلو، ولي من چيزي نمي گويم چون مي دانم كه بچه اي به اين اندازه از هيچ كجاي خواهرم در نخواهد آمد! در سال گذشته ما به مسافرت رفتيم و با قطار رفتيم. من در كوپه بسيار پدرم را عصباني كردم و او براي تنبيه من را روي تخت خواباند و تخت را محكم بست و من تا صبح همان گونه خوابيدم! پدرم در سال گذشته خيلي سيگار مي كشد و مادرم خيلي ناراحت است و هي به من ميگويد: كپي اوغلي، ولي من نمي دانم چرا وقتي مادرم به من فحش مي دهد، پدرم عصباني مي شود! در سال گذشته ما به عيد ديدني رفتيم و من حدودا خيلي عيدي جمع كرده ام، ولي پدرم همه آن ها را از من گرفت و آنتن ماهواره اي خريد كه بسيار بد آموزي دارد و من نگاه نمي كنم و پدرم از صبح تا شب شوهاي بي ناموسي نگاه مي كند و بشكن مي زند. پدرم در سال گذشته رژيم گرفته است و هر شب با دوست هايش آب(شراب) و ماست و خيار مي خورند و مي خندند، گاهي وقتا هم آب با چيپس و ماست موسير

خدا حافظ فعلا

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 2:2  توسط افشین جون  | 

وای ....

 

فقط ۱ روزدیگه مونده

 فردا یه روز استثنائیه

 

. 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم شهریور 1385ساعت 13:51  توسط افشین جون  | 

شنل قرمزی

يکي بود يکي نبود . غير از خداي مهربون هيچ کس نبود . يه روز مادر شنل قرمزي رو به دخترش کرد و گفت : عزيزم چند روزه مادر بزرگت مبايلشو جواب نميده . هرچي SMS  هم براش ميزنم باز جواب نمی ده . online هم نشده چند روزه . نگرانشم . چندتا پيتزا  بخر با يه اکانت ماهانه براش ببر . ببين حالش چطوره . شنل قرمزي گفت : مامي امروز نميتونم . قراره با پسر شجاع و دوست دخترش خانوم کوچولو و خرس مهربون بريم ديزين اسکي . مادرش گفت : يا با زبون خوش ميري . يا ميدمت دست داداشت، گوريل انگوري، لهت کنه . شنل قرمزي گفت : حيف که بهشت زير پاتونه . باشه ميرم . فقظ خواستين برين بهشت کفش پاشنه بلند نپوشين . مادرش گفت : زود برگرد . قراره خانواده دکتر ارنست بيان. مي خوان  ازت خواستگاري کنن واسه پسرشون . شنل قرمزي گفت : من که گفتم از اين پسر لوس دکتر خوشم نمياد . يا رابين هود يا هيچ کس . فقط اونو مي خوام . شنل قرمزي با پژوي ۲۰۶ آلبالوئي که تازه خريده از خونه خارج ميشه . بين راه حنا دختري در مزرعه رو ميبينه . شنل‌: حنا کجا ميري ؟؟؟

حنا : وقت آرايشگاه دارم . امشب يوگي و دوستان پارتي دعوتم کردن . شنل : اي نا کس حالا تنها ميپري ديگه  !!حنا : تو پارتي قبلي که بچه هاي مدرسه آلپ گرفته بودن امل بازي در آوردي .

بهت گفتن شب بمون گفتي مامانم نگران ميشه . بچه ها شاکي شدن دعوتت نکردن . شنل : حتما اون دختره ايکبري سيندرلا هم هست ؟؟؟ حنا : آره با لوک خوش شانس ميان .

شنل : برو دختره ی ...........................................( به علت به کار بردن الفاظ رکيک غير قابل پخش بود )

شنل قرمزي يه تيک آف ميکنه و به راهش ادامه ميده . پشت چراغ قرمز چشمش به نل مي خوره !!!!!

ماشينا جلوش نگه ميداشتن اما به توافق نمي رسيدن و مي رفتن . ميره جلو سوارش ميکنه .

شنل : تو که دختر خوبي بودي نل !!!!!نل : اي خواهر . دست رو دلم نذار که خونه .

با اون مرتيکه ...... راه افتاديم دنبال ننه فلان فلان شدمون . شنل : اون که هاج زنبور عسل بود .

نل : حالا گير نده . وسط راه بابا بزرگمون چشمش خورد به مادر پرين رفت گرفتش . اين دختره پرين هم با ما نساخت ما رو از خونه انداختن بيرون . زندگي هم که خرج داره . نميشه گشنه موند .

شنل قرمزي : نگاه کن اون رابين هود نيست ؟؟؟؟ کيف اون زن رو قاپيد . نل : آره خودشه . مگه خبر نداشتي ؟ چند ساله زده تو کاره کيف قاپي . جان کوچولو و بقيه بچه ها هم  قالپاق و ضبط بلند ميکنن .

شنل قرمزي : عجب !!!!!!!!!!!!!!نل : اون دوتا رو هم ببين پت و مت هستن . سر چهارراه دارن شيشه ماشين پاک مي کنن . دخترک کبريت فروش هم چهار راه پائيني داره آدامس ميفروشه . شنل قرمزي : چرا بچه ها به اين حال و روز افتادن ‌؟؟؟؟نل : به خودت نگاه نکن . مادرت رفت زن آقاي پتيپل شد .

بچه مايه دار شدي . بقيه همه بد بخت شدن . بچه هاي اين دوره و زمونه نمي فهمن کارتون چيه .

شخصيتهاي محبوبشون شدن ديجيمون ها ديگه با حنا و نل و يوگي و .... خانواده دکتر ارنست حال نمي کنن .ما هم مجبوريم واسه گذران زندگي اين کارا رو بکنيم.

 

+ نوشته شده در  جمعه دهم شهریور 1385ساعت 4:4  توسط افشین جون  | 

اومدم

سلام

اول یه مژده

وبلاگ جدیدم افتتاح شد . البته هنوز کامل نیست . اینم آدرسشه

http://safarhayema.blogfa.com/

جدیدترین خبر

يک کشاورز نمونه در اقدامي بي نظير

 توانست با پيوند درخت پسته با درخت زيتون،درخت پستون به عمل آورد.

شعر سهراب سپهری در سال 85

هر کجا هستم، باشم به درک! من که بايد بروم! پنجره، فکر، هوا، عشق، زمين، مال خودت! من نمي دانم نان خشکي چه کم از مجري سيما دارد! تيپ را بايد زد! جور ديگر اما... کار را بايد جست. کار بايد خود پول. کار بايد کم و راحت باشد! فک و فاميل که هيچ... با همه مردم شهر پي کار بايد رفت! بهترين چيز اتاقي است که از دسته چک و پول پر است! پول را زير پل و مرکز شهر بايد جست! سيد خندان يه نفر! سوئيچم کو؟ چه کسي بود صدا کرد زورو؟

ترکه یه بلال پیدا میکنه میندازه رو پشت بوم میگه :

اذان بگو !!!

از رشتیه می پرسند : سخت ترین سوال کنکور چی بود ؟

 میگه : نام پدر !!!

مراسم چهلم مادر نرگس فردا است . با حضور خود مشت محکمی بر دهان شوکت بزنید !!!

ترکه ۶ ماهه دنیا میاد میگن : چه جوری ۶ ماهه به دنیا اومدی ؟ میگه : ۳ ماه بسیج داشتم !!!

 يه آقايي براي تسليت گفتن، مي خواست بره خونه کسي که به تازگي زنشو از دست داده بوده ولي اشتباهي مي ره خونه آقايي که دوچرخه شو گم کرده بود، بهش تسليت مي گه ولي طرف با کمال خونسردي مي گه: نه آقا راحت شدم از دستش، جلوش تاب داشت، تهش باد مي داد و تازه هرکي مي رسيد، مي پريد روش.

شرکت نوکيا براي رفاه حال اس ام اس نويسان محترم ايراني يک گوشي جديد طراحي کرده که با فشردن تنها يک دکمه مي نويسه "يه روز يه ترکه
 
 
ترکه از خواب پا میشه میزنه پس کله خودش به خودش می گه: چطوری حیوون!!!

يه روز يه پسر ترك ميره خونه. باباش ميبينه پسره دوچرخه دخترونه همراشه باباهه ميگه پسرم اينو از كجا اوردي ميگه بابا با دوست دخترم رفته بوديم پارك روي صندلي كه نشستيم دختره دكمه هاشو باز كرد گفت تقي هر چي ميخواي مال تو منم دوچرخشو برداشتم در رفتم

خانوم معلم به شاگردش میگه پسرم اگه با سنگ یکی از 3 گنجشک روی سیم برق و بزنیم چند تا می مونه؟ پسره می گه هیچی..........معلم می گه نه پسرم 2 تا می مونه پسر می گه: نه اونها هم می ترسن می پرن . خانوم معلم می گه با اینکه درست نگفتی ولی از طرز فکرت خوشم اومد........پسره می گه : حالا خانوم معلم 3تا دختره هستن دارن بستنی می خورن یکی لیس می زنه . یکی می مکه. یکی گاز می زنه کدوم ازدواج کردن؟ خانوم معلم می گه: اون که لیس می زنه. پسره می گه نه اون که حلقه دستشه اما با اینکه درست نگفتی از طرز فکرت خوشم اومد!!!!!!!

يه شبي يه يارو توي يكي از روستاهاي رشت ماشينش خراب ميشه . ميره در خونه يه رشتي را ميزنه ميگه ببخشيد من ماشينم خراب شده ميشه امشب اينجا بمونم فردا صبح زود برم تعميركار بيارم ، رشتي كه فردين بازيش گل كرده بود ميگه : البته بوفرما داخل
يارو تا ميره داخل چشمش به زن و دختر رشتيه ميفته آب از لب و لوچش ميريزه ، رشتيه كه تازه ميفهمه چه غلطي كرده بعد از شام به خانمش ميگه : خانوم جان اون توفنگ منو بيار اينجا ميخوام تميزش بوكونم تا يوقت اگه كسي خيال بد ومدي داشت با همين توفنگ حسابشو بزارم كف دستش . خلا صه شب هموشون وسط پذيرائي مي خوابند . اول دختره همينجوري كه خر وپف ميكرد ميگه توفنگش خرابه ، زن رشتيه هم در حالت خواب ميگه فوشنگم نداره ، خود يارو ميگه منم كه خوابم 
 

 

رفتى و اين ديوونه
گير گل مردابته
هنوزم تو خونه مون
بوى تو و جورابته
اتاق تنهايى يام
تشنه آب غوره هاته
ميز توالت خونه
خالى از شوره هاته
يادته كليد مى كردى
كه صدا تو بشنفم
هى مى گفتى: بى هنر!
نمى ذارى كه بشكفم
تا صدا تو ول مى كردى
توى كوچه/ عشق من!
هر دفه هف هش تا بلبل
ايست مغزى مى شدن
حالا كه صدات حالم رو نمى گيره كسلم
قار و قور مى كنه قورباغه عشقت تو دلم
چشاى آهو نبود پيش نگاهت عددى
خيلى خوشگل مى شدى وقتى ريشاتو مى زدى!

.......

+ نوشته شده در  شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 20:13  توسط افشین جون  | 

عاشقان عیدتان مبارک باد

اول تبریک بعدش جوک

مبعث حضرت محمد (ص) بر تمامی پیروان آن حضرت مبارک باد .

يك روز ينفر ميره ازمايش مي ده.بعد وقتي دكتر جواب آزمايششرو ميخونه ميگه كه:متاسفم اقا  شما       H.I.Vاداريد.بعد مرده ميگه كه  چه بد,من GLX ميخواستم.!!!

 

ترکه میمیره، اون دنیا هر چی حساب میکنن، می‌بینن کارای خوب و بدش برابره. از خدا میپرسن چی کار کنیم؟ میگه: ببرین بهشت و جهنم رو بهش نشون بدین، خودش هر کدوم رو خواست انتخاب کنه. ترکه میره میبینه تو بهشت یه چند تا آخوند نشستن دارن تسبیح میندازن و صلوات میفرستن. بعد میره جهنم میبینه، همه جا تاریکه، تو آسمون یک عالمه ستاره دارن حرکت می‌کنن. میگه:‌ ما اون دنیا که همش پیش آخوندا بودیم، دیگه این دنیا حوصلشون رو نداریم!‌ همین جهنم بهتره!! خلاصه میره جهنم. همین که اساسش وتحویل میگیره و وارد جهنم میشه،‌ یه دفعه یه اژدها میاد تخماشو می‌خوره، یکی میاد چوب تو کونش میکنه و... خلاصه دهنش رو میگان. ترکه شاکی میشه میگه:‌ خدایا اون وقت که من جهنم رو دیدم اینجوری نبود! این چه وضعشه؟! خدا میگه:‌ بنده نادان! اون وقت که تو اومدی،‌ مدتی بود با بهشت و جهنم کار نکرده بودیم، رفته بود رو screen saver!

 

چندتافحش تركي:   پاتو از رو بوق بردار . از جلو چشمام خفه شو . كسي با تو زر نزد

 

يه تركه موبايل اسم نويسي ميكنه!بعد ميگه خدا كنه نوكيا در بياد

یه روز يه آخونده ميره بالاي منبر يه خانم ميگه حاج آقامن تو خونه حجاب مو رعايت ميکنم حاجي ميگه آفرين کليد بهشت رو بديد به اين خانم !  يه خانم ديگه ميگه اينکه چيزي نيست من چادر هم ميپوشم حاجي ميگه آفرين کليد بهشت رو بديد به اين خانم ! يه خانم ديگه ميگه من تو خونمون با رکابي ميگردم. حاجيه ميگه آفرين کليد خونه اينا رو بديد به من ؟!

يه عده آخوند را داشتن ميبردن بهشت يهو يه پراید پر از حيووناي جور وا جور تخت گاز از بهشت ميان بيرون يكي از آخوندها ميپرسه اينا ديگه چي بود. ميگن حضرت نوح بود كشتي شو فروخته پراید خريده

یه زنه جلوی یه ترکه لخت می‌شه می‌گه یه کاری کن که احساس کنم ، زنم ترکه زود لباساشو در میاره، میگه همه اینهارو بشور و اتو کن

يه روز به ترکه مگن با ريلكس جمله بساز.مگه يه روز رفتم باغ وحش با گوريلكس گرفتم

آمریکاییه داشته تو رودخونه غرق میشده،‌ هی داد میزده: help me, hellllp! ترکه از اونجا رد میشده میگه:‌ احمق جون اگه جای کلاس زبان کلاس شنا رفته بودی الان غرق نمیشدی!

 

ترکه رفته بوده استخر، مسؤول اونجا می‌خواسته واسه شاشیدن تو آب جریمش کنه. ترکه داد و بیداد می‌کنه که:‌  خوب بابا همه تو آب می‌شاشند! یارو میگه: ‌آره، ولی نه از رو دایو!

 

ترکه کفترشو گم میکنه، تو روزنامه آگهی میده: بیوه بیوه!

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 17:33  توسط افشین جون  | 

رشتيه شب عروسيش بوده، رفيقش ميبينه داره دم حجله قدم ميزه. بهش ميگه: بابا برو تو عروس خانم منتظره، چرا اينجا واستادی؟! رشتيه ميگه: والله ما يه بفرما به باجناق زديم، رفته تو هنوز درنيومده!

موضوع انشاء : پدر خود را توصيف کنيد ...

پدر من بسيار زحمتکش است و از صبح تا شب در حال کشيدن زحمت است ! مادرم هميشه

ميگويد پدرت خيلی جاکش است ! من معنی اش را نميدانم ولی فکر ميکنم مادرم هم خيلی قدر

پدرم را ميداند ! پدرم خيلی قوی ميباشد يک بار که مادرم به مسافرت رفته بود و خانه ما به شدت

مکان بود دختری را که در حال فرار بود دستگير کرد و به خانه آورد و به من گفت که فردا صبح او را

تحويل خواهد داد ! پدرم خيلی مهربان است و مرا خيلی کتک ميزند ! يک بار که من با تيغ ريش

تراشی پدرم پشم های زير بغلم را زدم پدرم خيلی عصبانی شد و با لقد به صورت من کوبيد ! پدر

من بسيار تحصيل کرده ميباشد و تا دوم راهنمايی درس خوانده ميباشد و پدر بزرگم هميشه به من

ميگويد در خاندان ترک زاده تبريزی فقط پدر تو موفق شده دبستان را تمام کند ! مادر من هميشه در

حال گريه ميباشد ! من فکر ميکنم او از دوری پدرم اينقدر ناراحت است چون پدرم شبها تا ديروقت در

کار ميباشد‌ ! پدر من در درسهايم به من خيلی کمک ميکند و به من خيلی ديکته ميگويد و من خيلی

خوشحالم که پدرم نميتواند ديکته ای را که خودش گفته صحيح کند ! شغل پدر من آزاد است او صبح

ها در باشگاه بيليارد مشغول کردن توپ در سولاخ ميباشد و شب ها با دوستانش در حال الواتی

ميباشد ! پدر يک فعال سياسی است و شبها با يکی از دوستانش اعلاميه ميچسبانند البته من

هنوز متوجه نشده ام چرا از اين اعلاميه ها روی در هر خانه ده دوازده تا ميچسبانند ! البته تازگی ها

پدرم از لای در می اندازد ! من هميشه دوست دارم مثل پدرم شوم و من بسيار پدرم را دوست

ميدارم.

 و اين بود انشاء من ...

رشتیه میره خونش می بینه یک نفر روی زنش خوابیده می گه میشه بپرسم شما اینجا چه کار می کنید میگه من خلبان ارتشم داشتم می رفتم که یک دفعه سقوط کردم رشتیه می گه ریدم توی این ارتش که دیروزم دو تا از غواصاش توی حموم بودن.

خبرنگاره ميره جبهه جنگ گزارش تهيه كنه، يك تركه رو گير مياره ازش ميپرسه: برادر شما اينجا چيكار ميكنين؟ تركه ميگه: زرشك پاك ميكنيم! خبرنگار ميپرسه: پس تو كار آشپزخونهايد؟ تركه ميگه: نه بابا! اينجا يك تابلوهايي زدن روش نوشتن: كربلا ما داريم مياييم، زير اين تابلوها ملت مينويسن زرشك! ما اونها رو پاك ميكنيم!! خبرنگار ميگه :كــــــات! آقا درست جواب بده! بابا پخش مستقيمه! دوباره ميپرسه: شما اينجا امداد غيبي هم دارين؟! تركه ميگه: بله، هر از چند وقتي يك توپي، خمپارهاي مياد ميافته توي سنگر، هفت هشت نفر غيب ميشن! خبرنگار داد ميزنه: كــــــــــــات! بابا اين چه وضعشه! درست جواب بده. تركه ميگه: آخه شما ميپرسي، من هم جواب ميدم ديگه! يارو ميپرسه: برادر شما اينجا ايثار هم ميكنين؟ تركه ميگه: والله عيسي رو نه ولي يه موسي داريم همه ميكنن!!!

تركه تو تاكسي از يه دختره ميپرسه ميتونم يه سؤال جنسي ازتون بپرسم .دختره
      اولش شاكي ميشه ولي چند بار كه تركه اصرار ميكنه سؤال جنسي بپرسم دختره ميگه
      بپرس.
      تركه هم ميپرسه ببخشيد جنس مانتو شما چيه؟ 

 

ترکه خواب می بینه داره پلی استیشن بازی می کنه زنشو می کشه میره مرحله ی بعد - از خواب می پره می بینه زنش نشسته جلوش می گه اه سیو (save) نكردم. 

يه دانشجو تو قزوين کارت دانشجوييش مي افته زمين دوباره کنکور مي ده

تركه ميره ماه عسل برميگرده زنش بهش ميگه چرا منو نبردي ميگه خواب بودي دلم نيومد بيدارت كنم !!

دو تا دانشمند ترک يه سفينه ميسازند که بروند و ستاره خورشيد رو بررسي کنند. بهشون ميگن خنگ ها اونجا ذوب ميشيد. ميگند: زکي ما فکر اونجاشم کرديم شب راه ميفتيم

تركه سوار تاكسي بوده ... بعد از مدتي يكي پياده ميشه و درو محكم ميبنده ... راننده ميگه : الاغ بي شعور ... يه كمي جلوتر يه نفر ديگه پياده ميشه و باز در و محكم ميبنده و بازم راننده ميگه : الاغ بي شعور ... خلاصه نوبت به تركه ميرسه و تركه هم با دقت در و آهسته ميبنده ميبينه راننده داره نگاش ميكنه به راننده ميگه : چيه ... الاغ باشعور نديدي؟!

ترکه ميره مسابقه. بهش ميگن: اون كدوم پيغمبر بود كه كشتي داشت؟ تركه يه كمي فكر مي‌كنه و مي‌بينه عقلش به هيچ‌كجا قد نمي‌ده. مي‌گه: بابا يه كم كمك كنين. مجري مسابقه هم مياد يه حال اساسي بهش بده و كلي راهنماييش كنه و مي‌گه: بابا جون اون پيغمبري كه يه كشتي داشت، تموم حيوونا رو هم سوار كرد، فيلمش رو هم تلويزيون نشون داده... يك دفعه ترکه مي‌گه: آهان فهميدم... حضرت يوگي و دوستان!

تو مهدكودك بحث اين بوده كه بچه‌ها نبايد وسايل رو بكنن تو دهنشون، معلمه ميگه: خوب بچه‌ها، چند تا چيز بگين كه تو دهن جا ميشه و بايد مواظبشون باشيم. يك بچه پا ميشه، ميگه: پاك‌كن.. معلمه ميگه: آفرين.. ديگه چي؟ يكي ديگه پاميشه، ميگه: تراش. به همين منوال، تا يكي بلند ميشه، ميگه: لامپ! معلمه ميگه: حسن جان لامپ كه تو دهن جا نميشه. حسن ميگه: نه خانوم معلم... من خودم شنيدم بابام ديشب به مامانم مي‌گفت: پاشو اون لامپ رو خاموش كن، ميخوام بذارم دهنت!!!

يه روز يه تركه عصبانی ميشه به شكمش می گه :چقدر من كار كنم تو بخوری .شكمش جواب ميده می خوای من كار كنم تو بخوری.

يه نفر دوستشو در حالي ميببينه كه يه بچه زير بغلشه و داره با سرعت داره از خيابون رد مي شه ميره جلو ازش مي پرسه چرا اينقد عجله داري مي گه هيچي نگو فردا امتحان بچه بازي دارم هنوز لاشم وا نكردم

مزایای مانکن خیابانی بودن

نظر به بالا گرفتن بحث بد حجابی و مبارزه با مانکن های خیابانی ، بدینوسیله مزایای بدحجابی را میشمارم...نتیجه گیری خوب بودن یا بد بودن بدحجابی به عهده شما: ۱-تغییر کاربری دستمال سفره و دم کنی به روسری و صرفه جویی در پول و پارچه. ۲-بحث مطرح شدن خروس و دارکوب به علت مد شدن مدل موی خروسی و بالا رفتن قیمت خروس در حد گاو. ۳-بالا رفتن بی سابقه فروش گن های لاغری سونا بلت در حد کمپانی مایکروسافت به علت پوشیدن مانتوهای بدن نما و خوش هیکل بودن ۹۰٪ دخترای ایرانی (روم به دیوار ). ۴-تولید نیروی برق و الکتریسیته و از راه اشعه تولید شده زلف دختران ایرانی در حد نیروگاه بوشهر و نطنز. ۵-قوی شدن چشم مردان ایرانی در حد تلسکوپ و گسترش زبان فارسی خصوصا این ضرب المثل <<یه نگاه که حلاله>>. ۶-کاهش نرخ بیکاری افراد شاغل در شغل های شریف خفاش شب...عنکبوت...تاکسی مرسی..مدیریت خانه عفاف. ۷-ایجاد بازار کار برای دختران ایرانی به عنوان حوری در بهشت و دوبی. ۸-پر شدن اوقات فراغت خیلی ها و برخورد با خانمها. ۹-پیداش شدن خیلی میلیون جنیفر لوپز که استعداد آنها سالها زیر مانتوی گشاد هدر میرفت. ۱۰-افزایش فروش انواع گریس و متعلقات به علت نیاز دختران برای پوشیدن و دراوردن مانتوهای چسبان. ۱۱-تکامل چشم مردان ایرانی و قابلیت چرخش در ۳۶۰ درجه برای دید زدن حداکثر خانم ممکن!

اینم یه انشای دیگه :

موضوع انشا:کامپيوتر و نقش آن

کامپيوتر چيز بسيار خوبي مي باشد و براي ما خيلي لازم داريم.پدرم به من قول داده که براي هر نمره بالاي 12 در کارنامه ام يک تکيه از ان را بخرد فعلا پدرم يک موس خريده و قول داده ماه به ماه سيستم را اپديت کند!پدرم در کامپيوتر خيلي مي فهمد و حتي توانسته يک بار به اينترنت وارد شود!مادرم در برخورد با کامپيوتر خيلي شاس مي باشدو روزي 2 بارموس من را با جارو و بيل مي زندحتي تازگي ها در خانه ما تله موش هم کار گذاشته است به همين خاط انگشت شصت هر دو پاي پدرم قطع شده مي باشد.پدرم شبها به کافي شاپ مي رود و داخل مي کندو چت مي کند!مادر و پدرو هميشه در حال چک و لقد مي باشند و مادرم به پدرم مي گويد تو مگه خودت خواهر مادر نداري که مي روي با دخترهاي خارجکي چت مي کني.من هم در اين مواقع حرف نمي زنم چون مي دانم مادرم به من مي گويد:اوشاخ پيس!کپو ! اوغلو بيشين مشقاتو بينويس.پدر من تازگي ها در اورکات مي باشد و من ميدانم که اورکات خيلي بي ناموس مي باشد و شنيده ام که خيلي دختر دارد و خيلي بد حجاب مي باشند. پدرم چند روزيست که موس مرا قايم کرده و ميگويد مزاحم درس خواندن من مي باشد. خواهرم خيلي وقت است شوهرش را کرده و الان هم بچه دارند من گاهي به خانه انها مي روم و از انجا کانکت مي کنم و با ايدي دخترانه با پدرم چت مي کنم و لاو مي ترکانم.پدرم خيلي دروغ مي گويد و در کامپيوتر مي گويد بچه جردن بوده است و يک روز صبح بلند شده و ديده در جوب دروازه دولاب است او ميگويد اب زده ما رو اورده پايين.کامپيوتر بسيار مفيد است و من ان را خيلي دوست دارم .....اين بود انشاي من!!!

مژده   

اعضای تیم منتخب قزوین انتخاب شدند .

سر مربی این تیم آقای دکتر دادکان اسامی را به شرح زیر اعلام کردند :

۱- اولیور کان

۲- فابیو کان ناوارو

۳-کانو

۴ - کان بیاسو

۵ - اریک کانتونا

۶- بیسکان

۷- هاکان شوکور

۸ - کاندلا

۹- کانیزاریس

بقیه اسامی متعاقبا اعلام خواهد شد

عکسا :

بدون شرح

آخ که چه کیفی میکنه !

اینم که سلطان فوتبال ایران

کی میگه آدم عقده ای کمه ؟

آخ که چقدرم شبیهن به هم !

اینم یه نقاشی با حال

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مرداد 1385ساعت 2:30  توسط افشین جون  | 

سلام امرو دوشمَه

سلام

سلامي كه گرماي آن از مهياگاز و كيفيت سينجرگاز و نوع آوري نيك كالا با ضمانت 5 ساله اميدوارم صميمانه بوسه مرا پذيرا باشي و آنرا با چسب دوقلوي 5 دقيقه اي جلاسنج به لبانت بچسباني. امشب با تمام غمهايم كنار مهيا گاز نشسته ام و با خودكار بل اين نامه را مي نويسم زيرا اين نام نيك است كه مي ماند، هنگامي كه از من جدا شدي و آن نگاه سرد را از من گذراندي اين فقط ضد يخ كاسپين بود كه پيكر يخ زده ام را آب كرد و اين بيمه آسيا و ايران بود كه آسايشم را فراهم كرد، همانطوركه نياز امروز پشتوانه فردا است بايد اعتراف كنم كه نگاهت اثر عجيبي بر كاست دنا و طه بر جا گذاشته. دلم مي خواهد بر قله بينالود سفر كنيم و در لابلاي كوه هاي سر به فلك كشيده بهانه نمكي بخوريم. بيا تا راه سخت و طاقت فرساي زندگي را با پژو پرشياي جديد كه افتخار ملي است آغاز كنيم و با روغن ترمزهاي سپهر و فومن شيمي آسوده خاطر سفر كنيم. بيا تا پيچهاي زندگي را با ابزار مهدي باز كنيم و عشقمان را با ساختمان از پيش ساخته شده ي بانك مسكن بهتر آغاز كنيم و سقفش را ايزوگام شرق كنيم. و آن را با كاغذ ديواري نائين زينت دهيم و مانند خانه سبز همه اش را سبز كنيم و اتاقهايش را با فرش محتشم كاشان و ستاره كوير يزد رنگين كمان كنيم

بيا تا دلهاي سوخته مان را با كرم ضد آفتاب ب ب ك مرهم بگذاريم، بيا روزهايمان را با خمير دندان داروگر 2 كه حاوي فلورايد است آغاز كنيم و عشقمان را با صداي بلند از دل دوو پخش جديد پارس پخش كنيم و اشكمان را با دستمال كاذغي نرمه پاك كنيم.بيا تا دست در دست هم دهيم به مهر ميهن خويش را كنيم آباد.

پيامگير تلفن از زبان شاعران قدیم

  

شرمنده از آنم که نباشم به سرايم
تـــا بــا تـــو سلامـــی و عليکـــی بنمايـــم
گر لطف کنی نمره و پيغام گـــذاری
پاسخ دهم ای دوست به محضی که بيايم

در منزل حافظ
رفته ام بيرون من از کاشانه خود ٫ غم مخور
تا مگر بينم رخ جانانه خود ٫ غــم مخور
بشنوی پاسخ ز حافظ گر که بگـــذاری پیــام
آن زمان کو بازگردد خانه خود٫غم مخور

در منزل سعدی
از آوای دل انگيــز تـــو مستــم
نباشم خانه و شرمنده استــم
به پيغام تو خواهم گفت پاسخ
فلک گر فرصتی دادی به دستم

در منزل خيام
اين چرخ فلــک عمر مـرا داد به باد
ممنــون تو ام که کرده ای از ما يـــاد
رفتم سر کوچه منزل کوزه فروش
آيم چو به خانه ٫ پاسخت خواهم داد

در منزل فردوسی
نمی باشــــم امــروز انــدر سرای
که رسم ادب را بيارم به جای
به پيغامت ای دوست گويم جواب
چو فــردا برآيد بلند آفتـــــــاب

در منزل مولانا
بهر سماع از خانه ام٫رفتم برون رقصان شــوم
شوری برانگيزم به پا٫خندان شوم٫شادان شوم
بر گو به من پيغام خود٫ هم نمره و هم نام خود
فردا تو را پاسخ دهم٫ جان تــو را قــربان شـوم

در منزل منوچهری دامغانی:
از شرم به رنگ باده باشد رويم
در خانه نباشم که سلامی گويــم
بگذاری اگر پيام٫ پاسخ دهمـت
زان پيش که همچو برف گردد مويم

در منزل بابا طاهر عريان:
تليفون کرده ای جانم به فدايت
الهی مـــو به قـــربان صدايت
چو از صــــحرا بيايم٫ نازنينـــــم
فرستـم پاسخی از دل برايت

آقای ابطحی

گرفتم شمار تو را بارها /
چه کار است ما را به این کارها /
نبودی به منزل و لیکن پیام /
تو بشنو ز بنده دگر والسلام /
به زنگی بکن شادمانی پدید /
که شاید صدایم دو گوشت شنید /
دو گوشم کنم سوی زنگ تو نیز /
از امروز تا بر دمد رستخیز

------------------------------------------------------------------------------------

یه چنتا شعر تک بیتی

هفت شهر عشق را عطار گشت----------------------------عاقبت از راه چالوس رفت به رشت

نگاهم با نگاهت كرد برخورد--------------------------------- نمي دانم چرا حالم بهم خورد

ديشب تورا به مستي تشبيه به ماه كردم------------------ خاك بر سر بيريختت من اشتباه كردم

اي كه از كوچه معشوقه ما ميگذري------------------------- منم از كوچه معشوقه تو ميگذرم

سعديا مرد نكو نام نميرد هرگز------------------------------ مرده آن است كه دستش بزني جوم نخورد

آن روز كه دلم پيش دلت بود-------------------------------- گرو دستان مرا سخت فشردي كه نرو

حالا كه دلت به جاي ديگر بند است------------------------ كفشان مرا جفت نمودي كه برو

تو نيكي میكن و در دجله انداز----------------------------- كبوتر با كبوتر باز با باز

مشاعره اي كردم با شخصي ناشي ------------------------خري گم كرده ام شايد تو باشي

*******************************************************************

احمدي نژاد : من ورزشکار نيستم ولي شبها با شلوار ورزشي مي خوابم

به ترکه می گن چرا اینقر کونت گنده است، می گه خدا رحمت کننه ننمو که به جای پودر بچه به کونم بیکینگ پودر می زد!

معلم قزوینی به شاگرد: پسر جون اینجوری قبول نمی شی نه کلاس می یای نه باغ

به ميرزاپور مي گن: چرا همش موقع سرود ملي مي خندي؟ ميگه اخه دايي پيشمه ميگه شر زدز افق!!!

حالا عکس :

اینم عشق کامپیوتره دیگه

مناجات ۲۰۰۶

دیگه وقتی تاکسی نباشه چاره ای نیست ..... آقای راننده هم که دارن سعی میکنن به فیض کامل برسن

نامه فدایت شوم

روش نوین تقلب در کشورهای غیر اسلامی

عجب بچه ای

مقایسه کنید

مراسم فارق التحصیلی در چین

و حالا در آمریکا

بدون شرح

تا بعد ....

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385ساعت 15:52  توسط افشین جون  | 

                      روز پدر مبارک باشه    

بیچاره باباها .

روز مادر : بابا پول بده میخوام واسه مامان جونم یه چیزی بخرم

روز تولد : بابا پول بده میخوام  واسه عمه غزی یه چیزی بخرم

روز ... : بابا پول بده میخوام یه چیزی بخرم

روز پدر : بابا پول بده میخوام واست یه چیزی بخرم

-----------------------------------------------------------------------------------

به اطلاعیه ای که هم اکنون به دستم رسید توجه فرمایید

سازمان تبلیغات اسلامی آمریکا اعلام کرد

جمعه ها مراسم نوحه خوانی شهدای ۱۱ سپتامبر برگزار میگردد

مکان : مهدیه واشنگتن

مداحان : حاج مایکل جکسن و حاجیه خانم جنیفر لوپز

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مرداد 1385ساعت 22:35  توسط افشین جون  | 

ميگن مجلس تصويب کرده زناي بدحجاب 30000 تومن جريمه بشن.
حواست باشه خواستي زن بگيري اول خلافي شو بگیری

دکتر نظام وظيفه پسر لاغری را معاينه کرد و در برگه نوشت : معاف، به دليل ضعف جسماني پسره با خوشحالي گفت : آخ جون فوری ميرم زن ميگيرم دکتره نوشت : و همچنين ضعف عقلانی

بيچاره مردا: وقتي به دنيا مي يان همه حال مامانشونو مي پرسن. وقتي ازدواج مي کنن همه مي گن چه عروس خوشگلي. وقتي مي ميرن همه مي گن بيچاره زنش

قزوینه به زنش میگه عزیزم بیا حرفای عاشقانه بزنیم، زنش میگه تو اول شروع کن، قزوینه میگه داداشت خوبه؟

پدرومادروخواهرعلی دایی اعلام کردندبازی یران وآنگولا
هیچ ربطی به مانداره علی خودش زن داره

اینم یه شعر در مورد علی دایی .

شعری در وصف علی دایی :
علي اي علي ي دائي، تو چه آفتي خدا را            که به قهقرا فکندي، همه عشق تيم ما را
دل اگر خوره شناسي، به رخ همين علي بين        که خوره گي اش کلافه، بکند من و شما را
مرو اي گداي ميدان، ز پي ي گدائي گُل                که گُل بدون زحمت، ندهد کسي گدا را
تو مگر ولي ي توپي، وَ فقيه فوتبال                     که چنين به زير پايت، بنهاده اي حيا را
ره و رسم رهبري را، ز کدام علي گرفتي              که به اينهمه سماجت، بروي ره خطا را
تو نه اکبري، علي جان، نه چو رهبري، علي جان  چو کنف شدي رها کن، همه اين برو بيا را
تو بزرگ وقهرماني، يَل سابق جواني                   ز شکوه ابتدايت، مددي کن انتها را
بنشين کنار و بو کن ، گل ِ گل‌محمدي را              به کلام خود قوي کن، دل مهدوي کيا را
برو با علي ي پروين، قدمي بزن صفا کن              که بزرگمرد ورزش، نکند رها صفا را
نظري به باقري کن، که جوانترست اگرچه؛            به لحاظ سنّ بالا، زده از زمين کنارا
تو که گلزن قديمي، چو پدربزرگ ِ تيمي               بنشين بکن تماشا، نوه ها و بچه ها را

بنشين به عشق تيمت، سر نيمکت و گليمت   

نه برو پي برانکو، نه بشو اسير رهبر                که همه وطن نخواند، پي رفتنت دعا را  

اگرت توان نباشد، که روي به راه تختي             برو لااقل کپي کن، ره و رسم پوريا را

اینم شعارهای جدید واسه انرژی هسته ای

انرژي هسته اي آزاد بايد گردد!
- آمريكا در چه فكريه... ايران پر از هسته‌ايه!
- عقاب آسيا كيه؟ ... انرژي هسته ايه!
- واي اگر انرژي هسته اي حق مسلم ماست!
- تا خون در رگ ماست... انرژي هسته اي حق مسلم ماست!
- ما انرژي هسته اي ميخوايم ، يالا يالا ، حالا واي واي ، واي واي واي واي!

میدونی اگر به جای دم کنی از شرت دختر ها استفاده کنی چی میشه؟ همه برنج ها اندازه ی ماکارونی میشن

Image and video hosting by TinyPic

 

با اينکه رييس جمهور انتخاب شده ولي قزويني ها هنوز هم در صفهاي به هم
پيوسته اند

اگه یه خر تو رو بوس کنه بهتر از اینه که یه بوس تو رو خر کنه!

ختنه در زبانهای مختلف:ایتالیایی:دولینوبرینو.هندی:دولاهه کوتاهه.ژاپنی:دولمیشی کوتابیشی.عربی:الدول الساتور.انگلیسی:دودولیشن بریدیشن.فرانسوی:دودوقول ختنزاسیول.المانی:ایشدول زوختول.روسی:دودولوف کوچولوف.افغانی:هی دیدول بریده

آهنگ جديد نفرين از محسن چاوشي:
الهي تو بميري من نميرم سر قبرت بيام پارتي بگيرم
الهي سرخك واوريون بگيري تب مالت و بلاي جون بگيري
الهي از سرت تا پات فلج شه كمرت بشكنه دستات سقط شه
الهي حصبه و ام اس بگيري سر راه بيمارستان بميري
الهي كور بشي چشمات نبينه بميري گم بشي حقت همينه
الهي شوهر ايدزي بگيري بفهمي كه داري از ايدز مي ميري
به در بردي از اين ها جان سالم الهي درد بي درمون بگيري

داستان کتاب فارسی (احساسی)

گاو ما ما می کرد

گوسفند بع بع می کرد

سگ واق واق می کرد

و همه با هم فریاد می زدند حسنک کجایی

شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود.

حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید.

او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن می کند.

او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زند.

موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست چون او به موهای خود گلت می زند.

دیروز که حسنک با کبری چت می کرد .

کبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است.

کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند چون او با پتروس چت می کرد.

پتروس همیشه پای کامپیوترش نشسته بود و چت می کرد.

پتروس دید که سد سوراخ شده اما انگشت او درد می کرد چون زیاد چت کرده بود.

او نمی دانست که سد تا چند لحظه ی دیگر می شکند.پتروس در حال چت کردن غرق شد.

برای مراسم دفن او کبری تصمیم گرفت

 با قطار به آن سرزمین برود اما کوه روی ریل ریزش کرده بود .

ریزعلی دید که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت .

ریزعلی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد .

ریزعلی چراغ قوه داشت اما حوصله  درد سر نداشت.

قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد .کبری و مسافران قطار مردند.

اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت.

خانه مثل همیشه سوت و کور بود .

الان چند سالی است که کوکب خانم همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد او حتی مهمان خوانده هم ندارد.

او حوصله ی مهمان ندارد.او پول ندارد تا شکم مهمان ها را سیر کند.

او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد

او کلاس بالایی دارد او فامیل های پولدار دارد.

او آخرین بار که گوشت قرمز خرید چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت .

اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد

 به همین دلیل است که دیکر در کتاب های دبستان آن داستان های قشنگ وجود ندارد

 

-------------------------------------------------

این قسمت رو  میخواستم حذف کنم ولی .....

دیگه چیکار کنم خراب رفیقم

 

اینم در مورد دانشگاه آزاد

 

و اما مزایای استفاده از دانشگاه آزاد: !!!!!!!!!!

 

 

 

 با فنون و رموز دوی صحرانوردی به صورت کاملآ حرفه اای آشنا میشوید.

 

 

مهارت و قدرت شما برای جایگیری در فضاهای اندک افزایش می یابد.

 

 

   لذت همصحبتی با سایر موجودات زنده و دستگیری از ایشان را تجربه خواهید کرد.

 

 

و در صورت مونث بودن مطمئن باشید که مسئولین دانشگاه از طرق مختلف از حقوق شما در برابر جانوران موذی در فضای دانشگاه دفاع خواهند کرد:

 

  1- جداسازی ورودی دانشگاه و فضای عمومی

 

       "   نمونه یک جانوور کاملآ موذی"

 

 2- نشاندن پسرها در ردیف جلو برای ممانعت از رویت شدن خواهران دانشجو توسط ایشان.

 

 

3- اگر هم خدائی ناکرده در فضای باز این دانشگاه به بعضی از دانشجو نماها        فشار  بیاید  بالاخره یه جائی تلافی میکنن دیگه!

 

 

 حالا هر کی دوس داره بیاد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 10:49  توسط افشین جون  | 

امرو شمبه هفتم بید

جشنواره فيلم اصفهان:

1- دو نفر با يك تخم مرغ !

2- تا حالا موز خوردي؟ !

3- 10 نفر زير يك چتر !

4- من هوشنگ 15 تومان دارم !

5- ديشب باز هم پيتزا خوردم

رشتیه میره به دوستاش می گه یه زن گرفتم سفید . توپوله . خوشگله . کوفتتون بشه

ای کاش زن هم مثل پول بود یک چهل ساله می دادی دو تا ۲۰ساله می گرفتی

نکات مهم و حیاتی
 
اين متن رو جدي بگيريد!آخه هر کسي که مزاج سالمي داشته باشه
 
حداقل روزي سه بار براي رفع حاجت به توالت مراجعه ميکنه!
 
   حالا که از اهميت اين متن مطلع شديد جا داره که بگم از نکات آموزنده و
 
مثبت هم استفاده شده که اگه متن رو زير ذرّه بين ببريد متوجه اونا خواهيد شد! اين شما و اين هم
 
مستراح!(ببخشيد يعني نکات مستراح!)

بهترين توالت دنيا توالت خونهء خود آدمه!
2- نکتهءخيلي مهم کنکوري و مصاحبه اي:با پاي چپ وارد مستراح بشين!
دليلش اينه که اگه موقع وارد شدن بوي خوشايندي باعث شد که از حال
 بريد و غش کنيد به عقب بيوفتيد!
توجه کنيد که اگه با پاي راست وارد شيد و اون لحظه غش کنيد با کله رفتين توي مستراح!خيلي زشته کسي دقايق آخر عمرش رو توي مستراح سپري کرده باشه!
3- هميشه شيرآب - دستمال توالت يا هر کوفت و زهرمار ديگه رو قبل از هر چيزي امتحان کنيد!گفته باشم!يه وقت نشينيد دو ساعت داد بزنيد وهيچ کس هم نباشه که به فريادتون برسه!
4- اونجا اکسيژن خالص خيرات نميکنن!پس زود قيچيش کنيد!(قيچي کردن:کات کردن)
 يه توصيه براي کنکوري ها:ميتونيد نکته هاي کنکوري جدول مندليف و يا
 لغت هاي زبان رو به در و ديوار مستراح بچسبونيد وبخونيدشون!قول ميدم تا بخواد بيوفته دوتا لغت زبان هم حفظ شديد!
5- توي توالتهاي عمومي سرتون به کار خودتون باشه و به نوشته هاي در و ديوار توجهي نکنيد!فراموش نکنيد
 
که شما براي کار مهمتري اونجا هستید
 
 اين نکته رو جدي بگيريد
6: اخيراً بعضي از سايتها به نقل از راديو bbc نوشته شده هر كسي با دست راست آفتابه رو بگيره ياهو آيديشو ميبنده  
تعريف از خود نباشه ولي طي يک عمليات نيمه انتحاري بنده به شخصه
 اينکار رو کردم! ياهو هم هيچ غلطي نتونست بکنه!
باز هم توطئه اي از سوي دشمن!
 
لره رو ميفرستن جبهه، بعد شيش هفت ماه برميگرده، در ميزنه، داداش كوچيكش با يك تپه ان ريش درو وا ميكنه! لره هول ميكنه، ميگه: چي شده!؟ ننه مرده.. بوا مرده؟! داداشش هيچي نميگه، فقط يك نگاهِ معني داري بهش ميندازه و ميره تو. لره جفت ميكنه، ميره تو ميبينه داداش بزرگش هم تا زير گردن ريش گذاشته! بدبخت پاك شلوارشو خيس ميكنه، ميگه: اصغرجون، تورو خدا بگو چي شده؟! كي مرده؟! داش اصغر هم يك نگاه به لره ميكنه و از اتاق ميره بيرون. لره بدبخت سراسيمه ميره تو اتاق باباش، ميبينه ريش باباش رسيده تا دم نافش! لره دو دستي ميزنه تو سرش، ميگه: بوا... بگو آخه چه بلايي سرمون اومده؟ ننه مرده؟! باباش ميگه: اي كاش ننت مرده بي... كاش بوات مرده بي... پسر آخه اين ريش تراشو چرا بردي؟!!!
لره از دهشون اومده بوده تهران رانندگي ياد بگيره، جلسة اول از معلمش

مي پرسه: اين چراغ رنگيه چيه؟! يارو مياد سركارش بگذاره، ميگه: اين

 چراغ راهنماييه؛ وقتي سبزه يعني اهل تهران برن، وقتي زرده

شهرستاني‌ها و قرمز هم مال لراست! خلاصه اين جريان ميگذره و لره

 هم امتحان ميده وقبول ميشه، روز اول ميشينه پشت ماشين و ميرسه

 به چراغ قرمز و خوب طبعاً رد ميكنه. افسره داد ميزنه: راننده پيكان، بزن

كنار! لره سرشو از پنجره مياره بيرون، داد ميزنه: لـُــرُم... مــن لـُـــرُم!!

 افسره يك نگاه ميندازه، ميگه: باشه بابا...برو...برو

لره میخواست سواره گاوش بشه گاوه مو مو میکرده لره میگه خفه شو اول مو بعد تو

 

یه ترکه داشته راز بقا میدیده خره یه لگد میزنه تو سینه شیره ترکه جو گیر میشه میگه محمدیاش صلوات

 

و خداوند عشق را آفرید تا 110 بیکار نباشد....

افتتاح تونل رسالت در روز زن بر شما مبارك باد

اميد است به ياري خدا، برج ميلاد در روز مرد افتتاح گردد

سوال بينش کنکور امسال: چه کسي ميتواند دايي را تعويض کند؟ 1-خدا 2-رهبر 3-عزراييل 4-هيچکدام

حالا نوبت عکسه

عشق واقعی

تا حالا کسی رو دیده بودی اینقدر حال کنه

اینم که شرح در متنه

 

 اینم  بازی تنیسرو میز

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 19:44  توسط افشین جون  | 

باز دوباره

با عرض سلامي به بلندي بيل، به محكمي كلنگ، به گردي اسامبلي، به سرعت فرغون، به تيزي شاقول، به انعطاف پذيري طناب، به لبريزي دوغآب، به سفيدي سيمان، به صافي ماله، به وسعت بشكه، به معرفت عمله، به قدرت كارگر، به ظرافت گچ كار، به لطافت معمار، به شجاعت صاحب كار، به رشادت مهندس، به صلابت جوشكار، به محبت صافكار، به رفاقت همكار، به سر كار گذاشتن توي بيكار و ۲ نفر که تازه پیوستن به جمع دوستام  elahe va afruz

تو این عکیه چنتا اسبه ؟


    

 

ماه به خورشيد ميگه : اين آدما خيلي بي جنبه ان، هر شب مي افتند رو هم ما چيزي نميگيم.سالي يه بار که ميريم رو هم ، همه با دوربين و تلسکوپ نگامون ميکنند.

زن رشتیه می ره خط مقدم بر می گرده می گن چه کار مفیدی کردی؟ دست می زنه به شکمش می گه ایناها یه بچه عراقی اسیر کردم 

می دونی وقتی خدا دومین سیاه پوست رو که افرید چی گفت؟ گفت اااااااااااااه اینم که سوخت

ترکه می یاد یه تخلیه فاضلابی می زنه رو تانکرش می نویسه رزق ما در ........شماست

ميدوني فرق لوبیا با پس گردني چيه؟ اوليه اگه بخوري ميگوزي ، دوميو اگه بگوزي ميخوري!!!!!

 

http://vn247.net/flash/Graffiti.swf

نیمه کارسها

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 13:59  توسط افشین جون  | 

روز مامانم اینا مبارک

روز مادر و روز زن رو به همه مامانا -دخترا - پیر زنها و .......... تبریک میگم .

چنتا تکیه کلام اراکی:

ماغه         کپه      ترنگ     چی شی ؟     هره       پسه جون(حمون پسر جونه)      اینجونا           بشش باگو    انه    موووووو      باااااااع  

 یه توصیه به دختر خانوما

همیشه باید عکس دوست پسرتو رو توی کیف پولت بذاری،هر وقت دچار مشکل بزرگی شدی، بهش نگاه کنی. اون وقت احساس می کنی هیچ کدوم از مشکلاتت به اندازه این یه دونه مشکلت نیست.

زن رشتیه بچه دومشو میزاد،‌ بچه بزرگتره حسودیش میشه،‌ رو پستون مامانش سم می ریزه که بچه کوچیکه بمیره،‌ دو تا همسایه هاشون می میرند

 اینم عکس دو تا از معلولین تیم ملی :

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 10:59  توسط افشین جون  | 

سلام

اول به مناسبت کنکور چنتا عکس

اول از همه دختر خانوما که انگار اولین دفعه بود که تو زندگیشون این سوالارو میبینن

بعضیاشون با دیدن این وضع تصمیم گرفتن فشار کمتری به خودشون بیارن

البته آقا پسرها هم از این قاعده پیروی میکردن

البته نباید یادمون بره که یه قشر دیگه هم که همیشه همه جا حاظرن اینجارو هم از دست ندادن

البته بعظیام از نظر ظاهری جالب بودن یا حد اقل خودشون اینجوری فکر میکردن

البته مسئولین برگزاری کنکور سعی کرده بودن محیط خیلی راحت باشه که فکر میکنم تو این کارشون موفقم بودن

خوب حالا از محیط جلسه امتحان میریم بیرون . ببینیم اینجا چه خبره

مادرا که قربونشون برم الهی :

اما بعضیاشون انگار که بچشون داره از زندان گوانتانامو آزاد میشه

اولین زندانیا اومدن

و اینم صف آزادگان که با استقبال بی نظیری مواجه شدن

و در آخر سوال همیشگی بعد از امتحان

خوب دادی عزیزم ؟

کنکور دیگه بسه

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

اینم یه عکس همینجوری

کمبود امکانات در جنگ

 

يه لری زنه اصفهانی ميگيره ، تو عروسی اصفهانيا ميگفتن:

عطر گل ياس ، عروس چه زيباس! لرها جواب ميدن: گونی گونی پشگل، عباس علی خوشگل !! 

به ترکه ميگن : تا حالا به گا رفتي؟

ميگه: نه ! جور کنيد آخر هفته بريم

اولش ببخشید حافظ به زنش ميگه: دلبرا دل به تو دادم که به من ک؟وس بدهی ، نه که قمبل بخوابی شب تا سحر چس بدهی!!

ترکه تو جبهه بوده، خمپاره مياد، يکي داد ميزنه: سنگر بگيريد سنگر بگيريد . ترکه ميگه: اگه ميشه برا من بربري بگيريد

كعبي در مصاحبه با خبرنگاران در مورد لگدي ، كه به صورت فيگو زد گفت : من ديدم پام كه به مرحله بعدي نميرسه !حداقل جا پام برسه

نرخ جدید متکدیان تهرانی اعلام شد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385ساعت 13:0  توسط افشین جون  | 

؟

کی میتونه بگه این کیه ؟

پلیس ترکیه سه تا پیرزن رو که میخواستن به صورت غیر قانونی از مرز ایران فرار کنن دستگیر کرده

۱- سکینه میرزاپور

۲- خدیجه دایی

۳- الینا برانکوویچ    

 

جشنواره جدیدترین فیلمهای هالیوود :

۱ - پت و مت با شرکت میرزاپور و رحمان رضایی

۲ - برادران افسانه ای با شرکت برانکو و چلنگر

۳ - تام و جری با شرکت فیگو و کعبی

۴ - فیلم پر طرفدار حضرت نوح با شرکت علی دایی

 

لره سلمونی داشته. یه روز میخواسته بگوزه به شاگرد سلمونی میگه: برو بیرون نگاه کن اینطور که بوش میاد می خواد بارون بباره. پسره میره بیرون، زود میاد میگه نه آسمون صاف صافه. یارو نمی رسه کارشو بکنه. دوباره به شاگرده میگه،‌هوا بدجوری گرفته، برو ببین بارون نمیاد. پسره دوباره میره، زود میاد. لره بازم نمیتونه کارشو بکنه. خلاصه بار سوم پسره رو میفرسته و ایندفعه سریع میگوزه. پسره میاد تو میگه: والله اوستا اینجورکه بوش میاد میخواد از آسمون گوز بباره!!

 

اینم معلوم نیس جوکه یا قصه

يه کلاغ و یه خرس سوار هواپیما بودن کلاغه سفارش چایی میده چایی رو که میارن یه کمیشو میخوره باقیشو می پاشه به مهموندار مهموندار میگه چرا این کارو کردی؟
کلاغه میگه دلم خواست کونده بازیه دیگه کونده بازی . چند دقیقه میگذره باز کلاغه
سفارش نوشیدنی میده باز یه کمیشو میخوره باقیشو میپاشه به مهموندار مهموندار میگه چرا این کارو کردی؟ کلاغه میگه دلم خواست کونده بازیه دیگه کونده بازی
بعد از چند دقیقه کلاغه چرتش میگیره خرسه که اینو میبینه به سرش میزنه که اونم یه خورده تفریح کنه مهموندارو صدا میکنه میگه یه قهوه براش بیارن قهوه رو که میارن
یه کمیشو میخوره باقیشو میپاشه به مهموندار مهموندار میگه چرا این کارو کردی؟
خرسه میگه دلم خواست کونده بازیه دیگه کونده بازی اینو که میگه یهو همه مهموندارا میریزن سرش و کشون کشون تا در هواپیما میبرن که بندازنش بیرون خرسه که اینو میبینه شروع به داد و فریاد میکنه کلاغه که بیدار شده بوده بهش میگه آخه خرس گنده تو که بال نداری مگه مجبوری کونده بازی دربیاری!!!!!!!!!!!

 

لره می یاد تهران می بینه همه استین کوتاه پوشیدن می گه: عجب پس اینا دماغشونو با چی پاک می کنن؟!!!

ترکه می ره امپول بزنه خانوم پرستار می گه لطفا شلوارتون رو در بیارید ترکه می گه: والا من خجالت می کشم اول شما در بیارید

ترکه تو خیابون یه دختر خیلی خوشگل دید
رفت طرفش و گفت : ببخشید خانم شما رو مادرتون زاییده؟
دختره گفت چطور مگه ، شما رو مادرتون نزاییده؟
ترکه گفت : چرا ، ولی اگه شما رو مادرتون زاییده  پس من و مادرم ریده

 اینم چنتا عکس جدید

۱ - مامان جون آقای بوش                                            ۲ - یه تماشاچی ایرانی

      

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم تیر 1385ساعت 10:3  توسط افشین جون  | 

/////.........||||||||

به توصیه یکی از عزیزترین دوستام چنتا از عکسها رو که یوخده مشکل داشتن بیخیال شدم .

به جاش اینو میذارم .

اگه دوس داری از اونی که عاشقشی لب بگیری رو این کلیک کن  

      

به علت ازدياد فحش هاي ارسالي به مادر ميرزا پور. مادر ميرزاپور اعلام کرد ابراهيم سر راهيه

 فیلم جديد به کارگرداني برانکو وبا شرکت علي دايي و ميرزا پور: چند مي گيري بريني؟ علي دايي در اين فيلم نقش جنازه رو بازي مي کنه

سازمان سنجش اعلام کرد هيچ قزويني حق نداره پشت کنکور بمونه

 

 

سه تا کار غیر ممکنه :

 1 - نشا کاری در قزوین

 2 - هویت شناسی در رشت

 3 - انسان شناسی در تبریز

به ترکه می گن علی یارت . می گه یار خودتون ما تیم مون تکمیله


 

لره دوچرخه نو ميخره ميره ده .. بچه اش می بينش ميگه ننه بيا ببين يه چی پشته بابا گير کرده هرچی بابا م دست و پا ميزنه در نمی ياد ..

بچه گربه از مامانش مي پرسه مامان باباي من کيه؟کجاست؟ مامانه مي گه نمي دونم سرم تو سطل زباله بود

یه روز ترکه میره داروخانه میگه اقا ببخشید کاندوم دارین دکتوره که فارس بود میخواد ترکه رو دست بندازه میگه: داریم عزیزم ولی انواع مختلفه میخی گیفی عسلی و ... داریم . از کدوم یکی بدم . ترکه میگه :والاه منکه از اینجور چیزا سر در نمیارم ولی فکر کن . طرف خواهر مادر خودته یچیز خوب بده

 

يه قناری با يه بلبل عروسی می کنه بچشون میشه قنبل  

 اینم ۱۱۸ کل کشور .

بابا هیکليك طرفدار ايران

+ نوشته شده در  جمعه نهم تیر 1385ساعت 2:57  توسط افشین جون  | 

قر و قاطی

با سلام . الان علی دایی پی ام زده بود . گفت : با الزه مزلت ضمن ازلخواهی به ملدم شلیفه ایلان گل میدم دل جام جهانی ۲۰۱۰ جبلان کنم .

سوالای کنکور امسال .

۱- از بازیگران قدیمی سینما : عزت الله ..................

الف : کمیته                           ب:  گشت ویژه

ج : انتظامی                          د : لباس شخصی

۲- دوست خوب انسان ................ است .

الف : کتاب                           ب : رفیق بی کلک مادر

ج : حاچ زنبور عسل              د : زید محترم

۳-  از دست اندر کاران سینمای ایران : جمال ...........

الف : شورجه                      ب : شیرجه

ج : شیرین پلو                    د :  باقالی پلو با ماهی

۴- از وسایل بهداشتی آرایشی بانوان : نوار  ...................

الف : مجاز                        ب : غیر مجاز

ج : بهداشتی                   د : کاست

۵- از آهنگهای معروف منصور : ............................نباش

الف : نازک نارنجی            ب : کلفت صورتی

ج : لاغر آبی                    د : یشمی خال خال پشمی

۶ - سرعت نور چقدره ؟

الف : خوبه                    ب : بد نیست

ج : شما چه طوری؟       د : چه خبرا ؟

بقیشم تکراری بود

ترکه حال نداشته بره حموم جاش یه کپسول چرک خشک کن میخوره .

 قزوينيه برنج تبرک مي خره گوني رو باز مي کنه مي گه: پس حميدش کو؟

به ترکه مي گن 3تا بازيکن نام ببر مي گه علي دايي . علي کريمي . فرار مهدوي کيا!!!!

 

 

ترکه می ره کلانتری می گه قربان زنم گم شده ! افسره می گه : مشخصاتش

 رو بگو . ترکه می گه: یعنی چی؟ افسره می گه: مثلا من زنم 60 کیلو

قد بلند موهاش طلایی .ترکه می گه: زن من رو ولش بریم زن تو رو پیدا کنیم!!!

خبرنگار سی ان ان: اقای دایی انگیزه شما از حضور در مسابقات چی بود؟

دایی: می خواستم بازی ها رو از نزدیک ببینم

می دونی رکورد ریدن در کمترین زمان دست کیه؟

یه لر . می دونی کیه؟

میرزا پور که تو 5 دقیقه رید به 70 میلیون ایرانی

خطبه عقد رشتی ها: النکاح سنتی بعد کیف امتی

به رشتیه می گن شما روی هم رفته چند تا بچه دارین؟ می گه: ما روی هم نرفته 3تا بچه داریم

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم تیر 1385ساعت 14:1  توسط افشین جون  | 

سوتی ها و ...

اینم چنتا عکس با حال             

این عکس هم به سفارش ساحل گذاشتم .

 

اگر حرکت نقطه صورتی را دنبال کنید فقط یک رنگ خواهید دید، صورتی
اگر به + مرکز خیره شوید ، نقطه ای که در حال حرکت است به سبز تبدیل می شود
اکنون اگر به + وسط نگاهتان را ثابت نگه دارید ، بعد مدت کوتاهی تمام نقاط صورتی به آرامی ناپدید میشوند و ... ( امتحان کن خیلی با حاله )

 

خیلی ها فکر میکنند  سوتی مجری ها خیلی کم هست اما..........................

باید بگم که سخت در اشتباه هستند.  مثل:

    آقای خیابانی، بازی ایران / کرواسی : نیمه اول :
« ... و یک ارتکاب دیگه از خطا به نفع تیم کرواسی ... »
 
    بهمن هاشمی، مجری جشنواره فیلم‌های سینمایی شبکه دو، داشت برنامه را اجرا می‌کرد که موبایلش زنگ زد؛ در کمال ناباوری گفت بینندگان عزیز مادرم زنگ زده ... موبایل را جواب داد، خوش و بش کرد و به مادرش گفت که بزن شبکه‌ی دو، من الان اونجام!
 
    چند وقت پیش مامانی بازیکن پرسپولیس اسمشو تغییر داده بود به ماهانی ... باز خیابانی گیر داده بود ... ۵۰ بارگفت: «من نمی دونم این بازیکن چرا اسمش را تغییر داده، اصلا اسم این بازیکن چیه؟!»

    یه دفعه همین خانومی که اخبار اقتصادی ساعت ۷ رو میگه وسط خبر خوندن داشت گریه ش میگرفت! نمیدونم شاید با شوهرش دعواش شده بود! خلاصه یه کمی طول کشید تا رسید به یه گزارش و بعد از گزارش از «گرفتگی صدا» عذرخواهی کرد ولی دیگه تابلو بود که گرفتگی صدا نبود!

    روزنامه کیهان، روز سه شنبه ( ۲۶ ام ) تو صفحه اول نوشته بود: «زندانی گنابادی حافظ قرآن شد» بعد نوشته بود: « این هموطن خوزستانی ...» ...
خوب نکته اینه که گناباد تو خوزستان نیست، تو خراسانه!

   یه تبلیغی جدیدا تو تلویزیون نشون میده که ظاهرا مال یک شرکت آموزش کنکور به اسم " تست قرمز " ه ... خلاصه یه پسره رو نشون میده که کتابای اینا رو می خونه بعد میره سر جلسه با خیال راحت تست میزنه ...
فقط یه نکته ای هست ... این پسره فقط یه پاسخ نامه دستشه ... هیچ پرسش نامه ای وجود نداره ...!

    توی اخبار سراسری بود که آقای بابان همراه همکار خانومش می‌خواست خداحافظی کنه گفت: به همراه خانومم از شما خدا فظی می کنم!

   برنامه‌ی صبح ايراني راديو سراسری که از ساعت ۶ و خورده ای صبح شروع ميشه يک مجری خانم داره به اسم قلع ريز يا مشابه اون که يه روز، گفتند: «يک خبر جالب می‌خوام براتون بخونم، تو اينترنت می‌گشتم (!) اين خبر رو ديدم که نوشته يک پيرمرد به مدت ۵۰ سال بالای درخت زندگی کرده» و بعد فرمودند که: «شوخي نيست، طرف ۵ قرن بالاي درخت بوده!»

-------------------------------------------------------------------------------------------

اگه خيلي ادعاي نبوغ و هوش داري يه نگاهي به اين سوالا بنداز شايد تو ادعات تجديد نظر کردي!!!!
 

۱- فرض کن تو يه مسابقه دوي سرعت شرکت کردي . تو از نفر دوم سبقت مي گيري . حالا نفر چندم هستي ؟(زود بگو)
جواب:
اگه پاسخ دادي نفر اول هستي ، کاملا در اشتباهي ! اگه تو از نفر دوم سبقت بگيري جاي اونو گرفتي و نفر دوم خواهي بود.

۲-
سعي کن تو سوال دوم گند نزني! براي پاسخ به سوال دوم ، بايد زمان کمتري نسبت به سوال اول فکر کني . اگه تو همون مسابقه از نفر آخر سبقت بگيري ،‌نفر چندم مي شي ؟(بدو بگو)
جواب:
اگه جوابت اينه که تو يکي مونده به آخري ، بازم در اشتباهي ! بگو ببينم تو چطور مي توني از نفر آخر سبقت بگيري ؟اين نوفهمه!؟!؟ (اگه از نفر آخر عقب باشي ،‌خب پس نفر آخر خودتي و ... از خودت که نمي خواي سبقت بگيري ؟‌مي خواي؟؟؟؟؟)
شما در اين مورد کار خيلي خوبي نمي کني، نه؟!

۳-
رياضيات فريبنده!!! اين سوال رو فقط ذهني حل کن و از قلم و کاغذ و ماشين حساب استفاده نکن:
عدد
۱۰۰۰ رو فرض کن . ۴۰ تا بهش اضافه کن . حاصل رو با يه ۱۰۰۰ ديگه جمع کن. عدد ۳۰ رو به جوابت اضافه کن. با يه ۱۰۰۰ ديگه جمعش کن. خب حالا نوبت ۲۰ شده که به بقيه اضافه ش کني. ۱۰۰۰ تاي ديگه جمع کن و نهايتا ۱۰
رو به اين حاصل جمع اضافه کن . سريع بگو حاصل چنده؟
جواب:
به عدد
۵۰۰۰ رسيدي؟ جواب درست ۴۱۰۰
بود.
باورت نمي شه ؟ پس ماشين حساب و واسه چي ساختن . امتحان کن.

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

آیا میدونی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟(میدونم که نمیدونی!!!!!!!!!!)
 

* عمومی‌ترین نام در جهان محمد است.
*اسم تمام قاره‌ها با همان حرفی که آغاز شده است پایان می‌یابد.
* مقاوم‌ترین ماهیچه در بدن، زبان است.
* کلمه «ماشین‌تحریر» (
TYPEWRITER) طولانی‌ترین کلمه‌ای است که می‌توان با استفاده از حروف تنها یک ردیف کیبورد ساخت.
* چشمک زدن زنان، تقریباً دوبرابر مردان است.
* شما نمی‌توانید با حبس نفستان، خودکشی کنید.
* محال است که آرنج‌تان را بلیسید.
* وقتی که عطسه میکنید مردم به شما «عافیت باش» میگویند، چرا که وقتی عطسه می‌کنید قلب شما به اندازه یک میلیونیم ثانیه می‌ایستد.
* خوک‌ها به لحاظ فیزیک بدنی، قادر به دیدن آسمان نیستند.
* وقتی که به شدت عطسه می‌کنید، ممکن است یک دنده شما بشکند و اگر عطسه خود را حبس کنید، ممکن است یک رگ خونی در سر و یا گردن شما پاره شود و بمیرید.
* جلیقه ضد گلوله، ضد آتش، برف‌پاک‌کن‌های شیشه جلوی اتومبیل و چاپگرهای لیزری توسط زنان اختراع شدند.
* تنها غذایی که فاسد نمی‌شود، عسل است.
* کروکودیل نمی‌تواند زبانش را به بیرون دراز کند.
* حلزون می‌تواند سه سال بخوابد.
* تمامی خرس‌های قطبی چپ‌دست هستند.
* در سال 1987 خطوط هوایی «امریکن ایرلاینز» توانست با حذف یک دانه زیتون از هر سالاد سرو شده در پروازهای درجه یک خود، چهل هزار دلار صرفه‌جویی کند.
* پروانه‌ها با پاهایشان می‌چشند.
* فیل‌ها تنها جانورانی هستند که قادر به پریدن نیستند.
* در 4000 سال قبل، هیچ حیوانی اهلی نبود.
* بطور متوسط، مردم آنقدر از عنکبوتها می‌ترسند که نمی‌توانند آن‌ها را بکشند.
* مورچه همیشه بر روی سمت راست بدن خود، سقوط می‌کند.
* قلب انسان فشاری کافی ایجاد میکند تا به فاصله 30 فوتی (تقریباً 8 متر) خون را به خارج از بدن پمپاژ کند.
* موشهای صحرایی چنان سریع تکثیر پیدا می‌کنند، که در عرض هجده ماه دو موش صحرایی قادرند یک میلیون فرزند داشته باشند.
* صندلی الکتریکی توسط یک دندانپزشک اختراع شد.
* استفاده از هدفون در هر ساعت، باکتری‌های موجود در گوش شما را تا هفتصد برابر افزایش می‌دهد.
* فندک قبل از کبریت اختراع شد.
* نظیر اثرانگشت، اثر زبان هر شخص نیز متفاوت است.
* اکثر افراد در کمتر از 7 دقیقه خوابشان می‌برد!
* 56% افرادی که دست چپ هستند، تایپیستند.
* غیر ممکن است که بتوانی با چشمان باز، عطسه کنی!
* یک سوسک می‌تواند 10 روز بدون سرش زندگی کند.
*ما در طول زندگی‌مان، 18 کیلو پوست می‌اندازیم.
* رنگ مورد علاقه 80% از آمریکایی‌ها، آبی می‌باشد!!
* اگر می‌خواهی از آرواره یک تمساح جان سالم به در ببری، انگشت‌هایت را در چشمانش فرو کن. فورا به ‌شما اجازه می‌دهد که فرار کنی!
* وقتی شخصی در سریلانکا سرش را از طرفی به طرف دیگر تکان می‌دهد، یعنی «باشه»!
* در این دنیا تعداد جوجه‌ها از آدم‌ها بیشتر است.
* یکی از شگفتی‌های ریاضی این است‌ که وقتی عدد 111111111 را در خودش ضرب کنی، جواب خواهد شد؛ 12345678987654321
* دکمه # (فون) که روی کیبرد می‌باشد، «اُکتُسرپ» خوانده می‌شود.
* «گربه» تنها حیوان خانگی هست که در کتاب مقدس به آن اشاره‌ای نشده است.
* نوارهای لاستیکی خیلی طول می‌کشد تا سرد شوند.
* «
Dreamt» تنها کلمه‌ایست که در زبان انگلیسی با mt تمام می‌شود!!
* «یویو» اولین بار به عنوان یک سلاح در فیلیپین استفاده می‌شد!
* شهر مکزیک هر سال 25.5 سانتیمتر، نشست می‌کند.
* مغز در هنگام خواب فعالتر از وقتی‌ است که تلویزیون می‌بینید.
* ناخن انگشت وسط زودتر از ناخن انگشت شصت، رشد می‌کند.
* تنها لغتی که در انگلیسی با تمام اصوات، پشت سر هم ادا می‌شود «
subcontinental» می‌باشد.
* در واشنگتن‌ بیشتر از مردمانش، تلفن وجود دارد.
* به طور متوسط روزانه، 12 نوزاد به خانواده‌های اشتباه داده می‌شوند.
* به زیپت نگاه کن، میبینی که روش نوشته «
YKK» این نمایان‌گر شرکت « یوشیدا کوگیو کابوشی بیبایشا » است، بزرگ‌ترین تولید کننده زیپ در جهان!
* هیچکس نمی‌داند چرا صدای اردک‌ها اکو نمی‌شود!
* چهل درصد سود مک‌دونالد از فروش هپی‌میل‌ها ( یک وعده غذایی کامل در جعبه است، که اگه یک بار
FastFood رفته باشید، میدونید چیه! ;-) بدست می‌آید.
* لئو‌ناردو داوینچی می‌توانسته با یک دستش بنویسد و با دست دیگرش نقاشی کند!
* به دلیل اینکه فلز کمیاب بود، اسکارهایی که در طی جنگ جهانی دوم داده شد، از چوب ساخته شده بود.
* بروس‌لی خیلی سریع بود، به طوری‌که باید فیلم را واقعا آهسته می‌کردند تا بتوانی‌ حرکاتش‌ را ببینی! * سس کچاپ در سال 1830 به عنوان یک دارو به فروش می‌رفته است.
* لئو‌ناردو داوینچی مخترع قیچی بود، همچنین 10 سال طول کشید تا لب‌های مونالیزا را نقاشی کند.
* وقتی پاهایت‌ را آرام بالا بیاوری و به پشت بخوابی، در ماسه فرو نمی‌روی.
* پشه‌کش‌ها پشه را نابود نمی‌کنند، بلکه تو را مخفی می‌کنند! آن‌ها حس پشه‌ها را از کار می‌اندازند، بنابراین پشه‌ها نمی‌توانند بفهمند که تو کجایی!
* دندانپزشک‌ها توصیه می‌کنند که زمان مسواک زدن، تا 6 قدم از توالت دور شوید تا از ورورد ذرات معلقی که بوسیله هوا منتقل می‌شوند، در هنگام شستشوی دهان، جلوگیری شود.
* صاحب اصلی کارخانه
Marlboro از سرطان ریه مرد.
* پولی که مایکل جردن سالیانه از کارخانه نایک بدست می‌آورد، از کل حقوق همه کارکنان این کارخانه در مالزی، بیشتر است!
*
Stewardesses طولانی‌ترین کلمه‌ایست که می‌توانید با دست چپ تایپش کنید.
* فاصله بین مچ دست تا آرنج برابر با طول کف پا است.
* قلب شما روزی
۱۰۱۰۰۰ بار می تپد.
* دهان شما روزی یک لیتر بزاق تولید میکند.
* به طور متوسط هر انسان میتواند یک دقیقه نفس خود را حبس کند رکورد این ماده در جهان
۷.۵
دقیقه است.
* از دست دادن تنها
۱٪
از آب بدن موجب تشنگی میشود.
* مردان روزی
۴۰ و زنان روزی ۷۰
تار مو از دست میدهند.
* یک انسان
۸
ثانیه بعد از قطع گردن به هوش میماند.
* عضله ای که به شما امکان چشمک زدن میدهد سریع ترین عضله بدن است شما به طور متوسط
۱۵۰۰۰
بار در روز چشمک میزنید.
* زنان دو برابر مردان چشمک میزنند.
* انسان سالانه بیش از
۱۰
میلیون مرتبه پلک می زند!
* خورشید
۳۳۰۳۳۰
مرتبه بزرگتر از زمینه!
* یک گالن روغن سوخته، می‌تواند تقریبا یک میلیون گالن آب تمیز را آلوده کند!
* ناخن‌های انگشتان دست، تقریبا چهار برابر ناخن‌های پا رشد می‌کنند!
* حرف
E بیشتر از تمام حروف انگلیسی، در کلمات بکار می‌رود در حالیکه حرف Q
کمترین کاربرد را دارد!
* خوردن یک عدد سیب اول صبح، بیشتر از یک فنجان قهوه باعث دور شدن خواب آلودگی می‌شود!
* دلفین‌ها هم مانند گرگ‌ها هنگام خواب یک چشمشان را باز می‌گذارند!
* قدیمی‌ترین آدامسی که جویده شده، متعلق به
۹۰۰۰ سال پیش بوده است!
* اسکیمو‌ها هم از یخچال استفاده می‌کنند، منتها برای محافظت غذا در مقابل یخ زدن!
* سرعت آب دهانی که هنگام عطسه از دهان شما خارج میشود، حدود
۱۲۰
کیلومتر بر ساعت است!
*
۸ دقیقه و ۱۷
ثانیه طول می‌کشد تا نور خورشید به زمین برسد!
* جویدن آدامس هنگام خوردن پیاز، مانع از اشک‌ریزی شما می‌شود!
* در تایوان بشقاب‌های گندمی درست می‌شود و افراد بعد از خوردن غذا، بشقابشان را هم می‌خورند!
* یک‌چهارم استخوان‌های بدن، در پای او قرار دارد!
* اثر لب و زبان هر کس، مانند اثر انگشت او منحصربه‌فرد است!

---------------------------------------------------------

اینم استفاده تبلیغاتی از صدام

فعلا ....................  و    

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 8:49  توسط افشین جون  | 

اینم واسه جام جهانی

 
اینم یه عکس خیلی توپ
 روی شکلک کلیک کن       
 
 

۱- سلام نلیکم
۲- میگن علی دایی تو پلی استیشن هم نمیشه تعویضش کرد
3- من که خیلی ناراحتم دایی تو بازی بعد نیست. حرکات بدون توپش حرف نداشت
4- میگن علی دایی قول داده جام جهانی بعدی جبران کنه
5- دایی شونزده هفده سال بازی کرد و نات اونلی مصدوم نشد بات آلسو عده ای هم خونه نشین کرد. حالا چطور شده بعد بازی مصدوم شده بید
6- بوای جونی خوت مث آدم خدافزی می کردی یه مراسم هم سیت می گرفتن خودت هم ایقده کوچیک نمی شدی ملت هم مجبور به خالی بندی نمی شدن

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385ساعت 13:59  توسط افشین جون  | 

تازه ها

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم خرداد 1385ساعت 8:52  توسط افشین جون  | 

موج مکزیکی

اینم به مناسبت جام جهانی

فوتبال ایران۴۰سال بعد  

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم خرداد 1385ساعت 10:42  توسط افشین جون  | 

 تركه و زنش دعواشون شده بوده، ‌با هم حرف نمي‌زدند. زن تركه وقتي شب ميره بخوابه، يك يادداشت براي تركه مي‌گذاره كه: منو فردا ساعت 6 بيدار كن. صبح زنه ساعت 10 از خواب پا ميشه، ‌مي‌بينه تركه براش يك يادداشت گذاشته كه: پاشو زنيكه خر! ساعت شيشه.

 معلم همچون شمعي است که مي سوزد و هوا را آلوده مي کند بياييد معلم ها را گاز سوز کنيم

یه سوال : اگه گفتین چه جوری میشه زیر دریایی ترکارو غرق کرد . خوب اینکه کاری نداره . کافیه یه غواص بره اون زیر و در بزنه .

قزوینیه تو یك كوچة خلوت یك پسر خوشگل میبینه، میره جلو دست میكشه به سرش، میگه: بالام جان اسمت چیه؟ یهو بابای پسره از تو حیاط داد میزنه: اسمش حمیده، كان هم نمیده!!!

 یه گزارش تصویری

اینم مناجات نامه

 سپاس و ستايش دانشگاه آزاد را که ترکش موجب بي مدرکي است و به کلاس اندرش مزيد بي پولي... هر ترمي که آغاز مي شود، موجب پرداخت زر است و چون به پايان مي رسد سب ضرر! پس در هر سال دو ترم موجود و بر هر ترمي شهريه اي واجب...!! از جيب و جان که بر آيد کز عهده ي خرجش به در آيد! ابر و باد و مه و خورشيد و فلک در کارند تا تو مدرک به کف آري و به کارش نبري همه مانند تو سرگشته و بيکار و غمين طي شود عمر به بي حاصلي و در به دري

یه محققی داشته تحقیق میکرده که تو فرهنگ های مختلف زن رو سنبل چی میدونن.اول از رشتیه میپرسه:شما زن رو به چی تشبیه میکنین؟رشتیه میگه:زن مثل کتاب میمونه!وقتی خودت خوندی باید بدی دوست بخونه٬آشنا بخونه.!بعداز قزوینیه همینو میپرسه٬قزوینیه میگه:بالام جان٬زن مثل نوار میمونه!یک طرفش رو که گوش دادی ٬باید برش گردونی اونورش رو گوش بدی!بعد از عربه میپرسه٬عربه میگه: ولک زن مثل گوجه میمونه!شیش تاشو باید بکشی به یه سیخ!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

www.ravaniha.tk

متن بسیار باحال با نام
 ASL

پسر : سلام.خوبی؟مزاحم نيستم؟ دختر: سلام. خواهش می کنم.?ASL pls

پسر: تهران/وحيد/۲۶ و شما؟ دختر‌: تهران/نازنين/۲۲

پسر: اِ اِ اِ چه اسم قشنگی!اسم مادر بزرگ منم نازنينه.

دختر: مرسی!شما مجردين؟ پسر: بله. شما چی؟ازدواج کردين؟

دختر: نه. منم مجردم. راستی تحصيلاتتون چيه؟

پسر: من فوق ليسانس مديريت از دانشگاه MIT اَمِريکا دارم. شما چی؟

دختر : من فارغ التحصيل رشته گرافيک از دانشگاه سُربن فرانسه هستم.

پسر: wow چه عالی!واقعا از آشناييتون خوشحالم.

دختر : مرسی. منم همين طور. راستی شما کجای تهران هستين؟

پسر: من بچه تجريشم. شما چی؟

دختر : ما هم خونمون اونجاس. شما کجای تجريش می شينين؟

پسر: خيابون دربند. شما چی؟

دختر : خيابون دربند؟ کجای خيابون دربند؟

پسر : خيابون دربند. خيابون...... کوچه......پلاک....شما چی؟

دختر: اسم فاميلی شما چيه؟

پسر: من؟ حسينی! چطور؟

دختر: چی؟وحيد تويی؟ خجالت نمی کشی چت می کنی؟تو که گفتی امروز با زنت می خوای بری قسطای عقب مونده خونه رو بدی.!مکانيکی رو ول کردی نشستی چت می کنی؟

پسر : اِ عمه ملوک شمائين؟چرا از اول نگفتين؟راستش! راستش!دیشب می خواستم بهتون بگم امروز با فريده.... آخه می دونين...........

دختر : راستش چی؟ حالا آدرس خونه منو به آدمای توی چت ميدی؟می دونم به فريده چی بگم!

پسر: عمه جان ! تو رو خدا نه! به فريده چيزی نگين!اگه بفهمه پوستمو میکّنه!عوضش منم به عمو فريبرز چيزی نمی گم!

دختر:‌او و و و م خب! باشه چيزی بهش نميگم.ديگه اسم فريبرزو نياريا!راستی من بايد برم عمو فريبرزت اومد. بای

پسر: باشه عمه ملوک! بای......

پاسخ جرج دبلیو بوش به احمدی نژاد :

ببین من خسرو پرویز نیستم که نامتو پاره کنم ولی اگه ببینمت کونتو پاره می کنم!!!

دعاي قزويني: خودم پشتت، خدا پناهت

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم خرداد 1385ساعت 1:50  توسط افشین جون  | 

کمه ولی ............

سلام .

اول دوتا درس که تو زندگی به درد همه میخوره

درس اول

يه روز يه کشيش به يه راهبه پيشنهاد می کنه که با ماشين برسوندش به مقصدش... راهبه سوار ميشه و راه ميفتن... چند دقيقهء بعد راهبه پاهاش رو روی هم میندازه و کشيش زير چشمی يه نگاهی به پای راهبه ميندازه... راهبه ميگه: پدر روحانی ، روايت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بيار... کشيش قرمز ميشه و به جاده خيره ميشه... چند دقيقه بعد بازم شيطون وارد عمل ميشه و کشيش موقع عوض کردن دنده ، بازوش رو با پای راهبه تماس ميده... راهبه باز ميگه: پدر روحانی! روايت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بيار!... کشيش زير لب يه فحش ميده و بيخيال ميشه و راهبه رو به مقصدش می رسونه... بعد از اينکه کشيش به کليسا بر می گرده سريع ميدوه و از توی کتاب روايت مقدس ۱۲۹ رو پيدا می کنه و می بينه که نوشته: «به پيش برو و عمل خود را پيگيری کن... کار خود را ادامه بده و بدان که به جلال و شادمانی که می خواهی می رسی»!

 

 نتيجه اخلاقی اينکه اگه توی شغلت از اطلاعات شغلی خودت کاملا آگاه نباشی، فرصتهای بزرگی رو از دست ميدی!

 

 درس دوم

من خيلی خوشحال بودم... من و نامزدم قرار ازدواجمون رو گذاشته بوديم... والدينم خيلی کمکم کردند... دوستانم خيلی تشويقم کردند و نامزدم هم دختر فوق العاده ای بود... فقط يه چيز من رو يه کم نگران می کرد و اون هم خواهر نامزدم بود... اون دختر باحال ، زيبا و جذابی بود که گاهی اوقات بی پروا با من شوخی های ناجوری می کرد و باعث می شد که من احساس راحتی نداشته باشم... يه روز خواهر نامزدم با من تماس گرفت و از من خواست که برم خونه شون برای انتخاب مدعوين عروسی... سوار ماشينم شدم و وقتی رفتم اونجا اون تنها بود و بلافاصله رک و راست به من گفت: اگه همين الان ۵۰۰ دلار به من بدی بعدش حاضرم با تو ................! من شوکه شده بودم و نمی تونستم حرف بزنم... اون گفت: من ميرم توی اتاق خواب و اگه تو مايل به اين کار هستی بيا پيشم... وقتی که داشت از پله ها بالا می رفت من بهش خيره شده بودم و بعد از رفتنش چند دقيقه ايستادم و بعد به طرف در ساختمون برگشتم و از خونه خارج شدم... يهو با چهرهء نامزدم و چشمهای اشک آلود پدر نامزدم مواجه شدم! پدر نامزدم من رو در آغوش گرفت و گفت: تو از امتحان ما موفق بيرون اومدی... ما خيلی خوشحاليم که چنين دامادی داريم... ما هيچکس بهتر از تو نمی تونستيم برای دخترمون پيدا کنيم... به خانوادهء ما خوش اومدی!

 

 نتيجه اخلاقی: هميشه کيف پولتون رو توی داشبورد ماشينتون بذاريد

 روند خواستگاری Soldier's Kiss

يك هفته پس از خلقت آدم: 

چون حوا بدون پدر و مادر بود آدم اصلا مشكلي نداشت و چاي داغ را روي خودش نريخت.

پانصد سال پس از خلقت آدم: 

با يه دونه دامن از اون چيني خال پلنگي ها ميري توي غار طرف.بلند داد مي زني:هاكومبازانومبا

 (يعني من موقع زنمه) بعد ميري توي غار پدر و مادر دختره. با دامن چين چيني جلوت نشسته اند و

مي گن:از خودت غار داري؟دايناسور آخرين مدل داري؟بلدي كروكديل شكار كني؟خدمت مقدس

جنگ عليه قبيله ادم خوارها رو انجام دادي؟بعد عروس خانم كه اون هم از اين دامناي چين چيني

 پوشيده با ظرفي كه از جمجمه سر بچه دايناسور ساخته شده برات چاي مياره و تو مي ريزي روي

خودت.

دو هزار و پانصد سال بعد از اختراع آدم: 

انسان تازه كشاورزي را آموخته.وقتي داري توي مزرعه به عنوان شخم زدن زمين عمل مي كني با

ديدن يه دختر متوجه ميشي كه بايد ازدواج كني.براي همين با مقدار زيادي گندم به مزرعه پدر

دختره ميري .اونجا از تو مي پرسند:جز خوت كه اومدي خواستگاري چند تا خر ديگه داري؟چند متر

زمين داري؟چند تا خوشه گندم برداشت مي كني؟ آيا خدمت در لشگر پادشاه رو به انجام رسانده

اي؟ بعد عروس خانم با كوزه چاي وارد ميشه و شما هم واسه اينكه نشون بدي خيلي هول شديد

تمام كوزه رو روي سرتون خالي مي كنيد.

ده سال قبل:

شما پس از اتمام خدمت مقدس سربازي به اين نتيجه مي رسيد كه بايد ازدواج كنيد و از مادرتان

مي خواهيد كه دختري را برايتان انتخاب كند.در اينجا اصلا نيازي نيست كه شما دختر را بشناسيد

چون پس از ازدواج به اندازه كافي فرصت براي شناخت وجود دارد.در ضمن سنت چاي ريزون كماكان

پا بر جاست.

هم اكنون:

به دليل پيشرفت تكنولوژي در حال حاضر شما به آخرين نسخه ياهو مسنجر احتياج داريد.البته از"ام

اس ان" يا "آي سي كيو"هم مي توانيد استفاده كنيد ولي انها آيكنهاي لازم براي خواستگاري را دارا

نمي باشند . پس از نصب ياهو مسنجر به يك روم شلوغ رفته هر اسمي كه به نظرتان زيباست "اد"

مي كنيد و با استفاده از آيكنهاي مربوطه خواستگاري را انجام مي دهيد . البته ياهو قول داده كه

نسخه جديد داراي امكانات ازدواج و زندگي مشترك نيز باشد. البته در نسخه جدید یاهو مسنجر که

برای مسلمانان تهیه شده در آن از عاقد الکترونیکی و شکلک های اسلامی استفاده میشود.

   I Wove You

يه تركه كنار يه خانم توي اتوبوس نشسته بوده خانمه هي به بچش ميگفته شير بخور نخوري ميدم اين آقاهه بخوره ، يه دفعه تركه ميگه خانم4 تا ايستگاه گذشت ميدي بخوريم يا پياده بشم ؟

 ببخشید

معلمه از شاگردش ميپرسه برق از کجا قطع ميشه؟ پسره ميگه جنده خونه با تعجب ميپرسه چرا از اونجا ميگه اخه هر وقت که برقا قطع ميشه بابام ميگه ک...کشا برق و قطع کردن

تركه ميره دستشويي موبايلش زنگ ميزنه ميگه اهم.

تو قزوين زلزله مياد بچه از طبقه پنجم ساختمون رو قزوينيه ميفته. قزوينيه خداروشكر ميكنه ميگه زلزله نيومده كمكهاي مردمي رسيد.

ميگن دكترا خوب مي كنن . آشپزا سير مي كنن . رفتگرا تميز مي كنن آرايشگرا اصلاح مي كنن . ولي مهندسا درست ميكنن

 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم خرداد 1385ساعت 1:37  توسط افشین جون  | 

باز هم

 تهرانیه رفته بوده مكه. تو مراسمي كه بايد به شيطون سنگ بزنه، يهو سنگاش تموم ميشه... اونم به جاش