تبليغاتX
افشین نگو یه دسته گل

افشین نگو یه دسته گل

بی تو شاید . با تو هرگز -دانلود آهنگ . نرم افزار . جوک . هک. خنده . سرگرمی . بازی . عشق . عکس. آموزش

همه چی

اولش نمونه امظا چهره های محبوب

 

----------------------------------------------------------------------------------------------------- 

عکس:

آخی ... چه عاشقانه !!!

...

بابا پیشرفت علم تا کجا ها که نرسیده !!!

فکر کن داری چت میکنی . یهو متوجه بشی یه جوجه تیغی یه ساعته گذاشتت سر کار

رقص برره ای ...

بیا بغل عمو

از قدیم هم گفتن : به بچه که رو بدی سوارت میشه .

این سگه هم عقده بچه داری داشته .

اینم یه پیشی از نوع : اوا خواهری

----------------------------------------------------------------------------------------------------

 

گفتگوي مادري با دختر فريب خورده اش
 
مادر مي گويد:
 
اي دختر من باز که تو حامله هستي            يک بار دگر منتظر قابله هستي

بايد که بگيري جلوي اين شکمت را            اين قدر چرا تو شکمويي , دله هستي؟
 
 
دختر گويد:
 
والله شدم از دست خودم پاک کلافه            رفتم شبي يا پسري جانب کافه
 
ديديم که آن کافه شلوغ است زمردم           گفتيم کمي خم برويم زير ملافه!
 
 
مادر گويد:
 
حيف از پدرومادر اينقدر نجيبت                    افسوس که از حجب و حيا نيست نصيبت
 
تشريح بکن بود چطوري جريانش؟               آخر به چه تدبير چنين داد فريبت؟
 
 
دختر گويد:
 
 او بر لب من بوسه زد و لال شدم من           حرفي زعروسي زد و خوشحال شدم من
 
من غرق خوشي بودم و در فکر عروسي       افسوس که يک مرتيه اغفال شدم من!
 
 
مادر گويد:
 
انگار که در روي زمينهرچه بلا بود                 از روز عزل قسمت ما طالع ما بود
 
ما چاره نداريم کنون غير شکايت                  نامش چه بود آن پسرک اهل کجا بود؟
 
 
دختر گويد:
 
اي مادر من دور بود از تو بليه                      بايد بکنم بنده يکي ليست تهيه
 
يا کار حسن بوده و يا کار منوچهر                  يا ايرج و با ناصر و يا اينکه بقيه!!

-----------------------------------------------------------------------------------------------------

 

. امروز میخوام اطلاعات مفیدی در مورد علی دایی بهتون بدم .

نام : علی

فامیل: دایی

حرفه : فوتبالیست

لقب : علی تفو

سن : با وجود تلاش شبانه روزی دانشمندان تاکنون آمار دقیقی از سن او به دست نیامده . ولی شواهد حاکی از این است که احتمالا به حدود 2000 سال قبل از میلاد مسیح بر میگرده ( یه چیزی تو مایه های نوح )

اصلیت : ترک

افتخارات : مهمترین افتخارش اینه که میتونه در مقابل فحش خار و مادر 100000 نفر تو ورزشگاه دوام بیاره .

خداحافظی از ورزش : پس از ظهور امام زمان

--------------------------------------------

برنامه های 24 ساعت آینده تلوزیون :

عناوین برنامه ها :

شبکه 1 : کودکان مظلوم فلسطینی در یک نگاه

شبکه 2 : فلسطین و مشکلات آن در خاور میانه

شبکه 3 : برنامه اسرائیل خره گاو منه

شبکه 4 : فلسفه به وجود آمدن اسرائیل خر ترین رژیم دنیا

شبکه 5 : چگونگی تشکیل جنبش حماس

شبکه 6 : خبرهای فلسطین و لبنان

شبکه 7 : فیلم مستند از زندانهای اسرائیل

شبکه 8 : آمریکا + اسرائیل = یه مشت آدم گوسفند

بنشینید و از این تنوع برنامه ها لذت ببرید .

----------------------------------------------------

ترکه شغلش دامپروری بوده روش نمیشده بگه . میگفته دامپیوتر با گرایشه پشم افزاره !!!

 

به ترکه خبر میدن بابا شدی . خوشحال میشه میگه ÷س به زنم چیزی نگین میخوام غافلگیرش کنم .

 

جدیدترین رمان عشقی انتشارات قزوین منتشر شد : ( خسرو و فرهاد )

 

يه روزيه تركه كه يه كم جاق بوده ميره نمايشگاه206بخره ميره پشت فرمان ماشينه روامتحان كنه مي بينه جاش نميشه ميادپايينوميگه اين كه تنگه نميشه يه شماره بزرگتربيارين. 207

بچه اصفهانیه به باباش می گه بابا املا شدم بیست باباش می گه پدرسگ مگه ده چه عیبی داره که اینهمه بیخودی خودکار مصرف می کنی؟

تركه به رفيقش مي گه من يه تمساح پيدا كردم چيكارش كنم؟ ميگه ببرش باغ وحش. فردا رفقيش مي گه برديش؟ تركه مي گه : آره . تازه امشب هم مي خوام ببرمش سينما

 

 

ترکه ميره خواستگاري، باباي دختره ازش ميپرسه: شما شغلتون چيه؟ تركه ميگه: قازي! باباهه حال ميكنه، ميگه: كدوم شعبه؟ تهرونیه ميگه: ايران قاز!!!

 

 

آرداواس بعد بيست سال از آمريكا برميگرده ايران و يك ساندويچ فروش ميزنه. روز اول، تهرونیه مياد ميگه: قربون دستت، يك ساندويچ سوسيس بده.

آرداواس كه هنوز خوب از حال و هواي ديار كفر درنيومده بوده، ميپرسه: "تو گو" بدم؟

تهرونیه شاكي ميشه، ميگه: نه مرتيكه، تو نون بده!!!

 

ترکه ميره خواستگاري، اسم دختره پروانه بوده ولي تركه قاط زده بوده، يك بند بهش ميگفته آهو خانوم! خلاصه وقتي دختره مياد چايي تعارف كنه، ترکه ميگه: دست شما درد نكنه آهو خانوم!

دختره شاكي ميشه، ميگه: بابا اسمه من پروانه‌ست نه آهو.

ترکه ميگه: اي بابا فرقي نداره... حيوون حيوونه ديگه!!!

 

 

غضنفر داشته فیلم سوپر نگاه میکرده.یهو زنش میرسه.هول میشه میگه خانوم جان بیاببین با این فلسطینی ها چیکار میکنن؟!!

لره ساعت خريده بوده، رفيقش هي ازش ميپرسيد ساعت چنده. آخرش لره شاكي ميشه، ميگه: حالا انقدر بَپِرس بَپِرس تا بَريني توش!

به لره ميگن چندتا تن ماهي نام ببر، ميگه: تن شيلانه، تن جنوب، تن سيكارو، تن چابهار، تن پير، تن پيغمبر، ‌تن هر كي دوست داري دست از سر ما بردار!

آدم خوره با پسرش رفته بودن آدم شكار كنن، يه زنه رو ميبينن خيلي چاق بوده، پسره ميگه بابا اينو بخوريم؟ باباهه ميگه: نه اين همش چربيه، به درد نمي‌خوره. ميرن تا به يه زنه لاغره ميرسن، پسره گرسنش شده بوده، ميگه: بابا جون اينو بخوريم؟ باباهه ميگه: نه بابا اين خيلي لاغره فايده نداره. دوباره راه ميفتند، بعد از يك مدتي ميرسند به يه زنه خوشگلِ باحال. پسره ديگه داشته از گشنگي ضعف ميرفته، ميگه: بابا جون ديگه اينو بخوريم؟ باباش ميگه: نه پسرم، اينو مي‌بريم خونه، مامانو مي‌خوريم!

تركه سوار يه خره عكس ميگيره. عكس رو ميفرسته براي مادرش،‌ زير عكسه مينويسه: «سلام بر ننم،‌ بالايي منم!

اینم معلوم نیس جوکه یا قصه !؟!

يك بابايي رو مي‌فرستند ماموريت آذربايجان. يارو روز اول وارد شهر ميشه، از يكي مي‌پرسه: ‌ببخشيد، بهترين هتل اين شهر كجاست؟ تركه يكم نگاش ميكنه، ميگه: گريبي؟! اينجا بهترين، ‌بدترين هتل نداره كه. يك مسافرخونه داره، اونم دوتا چهار راه جلو تر دست چپه. خلاصه يارو مستقر ميشه. شب حوصلش سر ميره، ميگه حالا كه بيكاريم ‌يك سينما بريم. ميره از يكي مي‌پرسه: ببخشيد، اينجا بهترين سينماش كجاست؟ يارو يكم چپ چپ نگاش ميكنه، ميگه: گريبي؟! اينجا بهترين، بدترين سينما نداره كه. يك سينما داريم، اونم سه تا چهار راه جلو تره. خلاصه يارو سينما رو پيدا مي‌كنه، ميره جلوي باجه بليط فروشي، ميگه: يك بليط بدين براي همين سانس،‌ فقط جاش خيلي جلو نباشه. بليط فروشه يك نگاهي بهش مي‌كنه، ميگه:‌گريبي؟! جاي جلو،‌ جاي عقب نداره كه. بليط ميخري، ميري تو، هرجا گيرت اومد واميستي! خلاصه يارو ميره تو، از قضا يك جايي تو بالكن گيرش مياد. وسطاي فيلم، احتياج به قضاي حاجت پيدا ميكنه. از كناردستيش ميپرسه: ‌ببخشيد، ‌دستشويي كجاست؟ طرف يك نگاهي بهش ميكنه،‌ ميگه: ‌گريبي؟! داستشويي ماسشويي نداره كه،‌ همين جا بلند ميشي واميستي، كارت رو مي‌كني! يارو با خودش ميگه: بابا اين عقلش ناقصه. از اونيكي كنار دستيش مي‌پرسه،‌ اونهم همين جوابو ميده. خلاصه يارو داشته خيلي بهش فشار ميومده، مي‌بينه چاره اي نداره. بلند ميشه، قضيه رو درمياره، بسم الله شروع مي‌كنه به شاشيدن! يهو يكي ازون پايين داد ميزنه: هـــوي! گريبي؟! يك جا نگيريش، تكون تكونش بده، گلاب پاشش كن!

در سربازخونه.....

سرهنگ: اسمت چيه؟
سرباز: جعفر.
سرهنگ: اين چيه دستت؟
سرباز: تفنگ.
سرهنگ: تفنگ؟ اين مملكتته, آبروته, زندگيته, شرافتته, خواهرته, مادرته, و ....
سرهنگ رو به سرباز ديگر: اسمت چيه؟
سرباز: شعبان .
سرهنگ: اين چيه دستت؟
سرباز: خواهر, مادر جعفره!!!!

ترکه یه جیرجیرک پیدا میکنه تا صبح روغنکاریش میکنه

 

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم شهریور 1385ساعت 15:49  توسط افشین جون  | 

فاجعه اعصاب خردکني به نام سريال نرگس (اینم جالب بود گذاشتم براتون)

 شاید بسیاری از منتقدان و بینندگان سریال «نرگس» به دلیل حضور مرحومه پوپک گلدره در نقش «نرگس»، هیچ گاه نخواسته یا نتوانستند این سریال را آن طور که باید نقد کرده و اسیر احساسات شدند
اما زمانی که پوپک گلدره رفت و سریال «نرگس» کم کم با حضور «ستاره اسکندری» شناخته شد، کم کم اشتباهات بزرگ کارگردان و نویسنده و ... عیان شد. بنابراین، در این جا بر آنم، تنها به بخش کوچکی از انبوه مشکلات این سریال اشاره کنيم.

ميتوان روی تمام کليشه ها و باورهاي جامعه خط بطلان کشيد. چرا نميشه بدون داشتن يک ذره عقل و سواد و هنر و استعداد و خوشگلی ، يه پسر پولدار و خوشگل و خوش تيپ را تور زد؟!!...





واقعيتهای تلخ اجتماعی مثل فقر رو به صورت کاملا ملموس و باور پذير به تصوير کشيده!....





آخرين ، پيچيده ترين و ناشناخته ترين روشهای روانشناسی رو آموزش داده!...





اين سريال نقاط قوت بسياری داره!... مثلا ريتم تندش روی هرچی فيلم اکشن است رو کم کرده و اتفاقات فيلم ، خيلي فوري و در عرض بيست قسمت به نتيجه ميرسد...!





تعليمات اجتماعی اين سريال اونقدر جذاب و لطيف است که نميشه از ديدنش چشم پوشيد!...





يک دختر جوان مدافع همه افراد ، عقل کُل و بزرگتر فاميل خواهد بود





اين سريال ارزش و جايگاه واقعی روابط خانوادگی و احترام و ارزش قائل شدن براي همسر را به همگان نشون داده!...



و اما نکته ها :

0 چرا نوزاد متولد شده نسرین، به جای آن که چند روزه و حتي چند ماهه به نظر بیاید، بیش از یک ساله به نظر می آید؟

0 چرا تمامی شخصیت های فیلم به نوعی مشغول کار تجسس و فضولی در کار دیگران هستند؟

0 چرا حس ششم همه بازیگرها به خوبی کار می کند و به راحتی می توانند موضوعات مختلف را حدس بزنند گرچه جای شکرش باقی است اگر این همه حدس درست زده نمی شد احتمالا سریال به جای 90 قسمت در 400 قسمت ساخته می شد.

0 چرا در این سریال نرگس و نسرین همیشه یا نماز می خوانند، یا خواب هستند و یا در حال خوابیدن و خواب دیدن و شوکت به همراه خانواده همیشه در حال صرف غذا

0 در دهها صحنه ، نرگس در سجاده نماز ، در حال فکر کردن و تسبيح گرداندن است اما هيچ اتفاق بخصوصي به غير کش دار شدن سريال نمي افتد.

0 جريان رآکتور هسته اي و منبري که دوست آقاي سعيدي در رابطه با محسنات انرژي هسته اي و پيشرفت مشرق زمين دارد ، در وسط اين سريال چه صيغه اي است.

0 چرا آقای سعیدی با وجود آنکه چند هفته ای است در زندان است، زمانی که به ملاقاتش می آیند، آنقدر تمیز است؟

0 چرا او هر روز در زندان با یک لباس زیبا حاضر می شود؟

0 چرا گریم مو و ریش هایش مانند روزهای قبل از زندان تمیز است، گویی همان لحظه در آرایشگاه بوده است؟

0 چرا امکانات آقای سعیدی در زندان آنقدر قابل تحسین است؟ کم مانده آقای سعیدی در وسط زندان موبایلش هم به صدا در آید و شروع به صحبت های عاشقانه با «نرگس» کند!

0 چرا سروانی که مسئول رسیدگی به پرونده است آنقدر رابطه صمیمی با وکیل آقای سعیدی دارد؟

0 چرا وکیل آقای سعیدی همه جا با او می رود؟

0 چرا شوكت بعد از گذشت حدود 8 ماه از ازدواج پسرش اطلاعي از ميزان مهريه عروسش نداشته است؟

0 چرا آقاي شوكت با آنهمه زيركي ، بلافاصله به فكر سقط جنين نسرين نیوفتاد ؟

0 چرا همسر اول آقای شوکت به راحتی از مسئله زن دوم شوهرش می گذرد؟

0 چرا نرگس و بیشتر کاراکتر ها از طریق تلفن عمومی با خارج از کشور و یا موبایل تماس می گیرند؟

0 چرا خانواده های نسبتاً محروم جامعه که در «نرگس» حضور دارند، همیشه از تاکسی های دربستی استفاده می کنند و يا غذاهاي حسابي ميخورند؟

0 چرا مسئولان یک بیمارستان، زنی را با وضعیت نامطلوب عمل جراحي می کنند بدون اینکه به پلیس خبر بدهند و همچنین پزشک بعد از آگاهی از فرار زن او را پیدا ميکند و در خانه خود جای مي دهد و جالب اینکه پرستار خیلی خیلی خیّر ، نوزاد را از بیمارستان به خانه پزشک می برد؟

0 چرا همه آدم ها در این فیلم یا شر مطلقند یا خیر مطلق؟

0 چرا زمانی که نسرین از بیمارستان فرار کرد، با 2 عدد چمدان در حال دويدن در جاده دیده می شد!

0 چرا کسی که طلاق گرفته و مهریه اش را هم تا آخر گرفته ( همسر سابق آقای سعیدی) دنبال کارش نمی رود و همچنان بدنبال شوهر سابقش است؟

0 چرا نرگس يا کارگردان! از مغازه الکتریکی محله ، خواهش نمی کند که یک درب باز کن روی خانه نصب کند تا حداقل 10 قسمت از این سریال کمتر شود و اینقدر گروه فیلمبرداری و بازیگران را به زحمت نیاندازد و براي باز کردن درب خانه 100 متر راه نروند و بيننده را هم زجرکش نکنند!

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

آخه چقدر کار کنم

الان حدود 1 سال است که خيلي خسته ام و اين هفته آخر هم که ديگه دارم از پا مي افتم. چرا ؟ هميشه فکر مي کردم کمي تنبل ام اما حالا دقيقا حساب کرده ام و متوجه شده ام که خيلي کار مي کنم. ببينيد ما توي ايران 72 ميليون جمعيت داريم که 13 ميليون اونها بازنشسته هستند. پس مي مونه 59 ميليون نفر. از اين تعداد، 24 ميليون دانش آموز و دانشجو هستند يعني براي انجام کارها فقط 35 ميليون نفر باقي مي مونند. توي کشور 10 ميليون نفر هم توي ادارات دولتي شاغل هستند که خب عملا کاري انجام نمي دن. پس براي پيش بردن کارها تنها 25 ميليون نفر باقي مي مونند. از اين 25 ميليون نفر هم تقريبا 4 ميليون نفر آخوند و ملا و سانسورچي اينترنت و نماينده مجلس هستند پس فقط 21 ميليون باقي مي مونن و اگر بدونيم که تقريبا 17 ميليون آدم جوياي کار داريم، معنيش اين خواهد بود که کل کارهاي مملکت رو 4 ميليون نفر دارن انجام مي دن. اما حدود 2 ميليون نفر هم نيروهاي مسلح داريم و اين يعني فقط 2 ميليون نفر نيروي کار باقي مي مونن. از بين اين دو ميليون نفر، 646.900 عضو پليس و وزارت اطلاعات و نيروهاي سرکوب هستند پس کلا مي مونيم 1.353.100. حالا اين وسط 649.876 نفر بيمار داريم که قدرت کار ندارند و بار کارهاي کشور افتاده روي دوش 806.200 نفر از جمعيت. فراموش کردم بگم که ما حدود 806.186 نفر هم ممنوع القلم، ممنوع التصوير، ممنوع الصدا و ديگر انواع زنداني داريم پس کل کارهاي کشور افتاده روي دوش 14 نفر! از اين چهار ده نفر 12 تاشون عضو شوراي نگهبان هستند و پس متوجه مي شيم که کل کارهاي کشور افتاده روي دوش دو نفر: من و تو ! و تو هم که تازه داري وبلاگ مي‌خوني!

------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

به دنبال وزش باد شدید بهاری در فروردین ماه و تاثیراتی که بر لباس و مقنعه خواهران دانشجو ایجاد کرد  شورای تصمیم گیری دانشگاه طرح تعطیلی دانشکده ها در روزهای پر باد را تصویب کرد. یکی از اعضای شورا در تبین طرح مزبور گفت: متاسفانه لباسهای خواهران در حالت عادی نیز از وضعیت مناسبی بر خوردار نیست چه برسد به وقتی که باد هم بزند زیرش!

وی همچنین افزود: علی الخصوص این تصمیم زمانی اتخاذ شد که در آن روزهای بادی شاهد آن بودیم که بعضی از خواهران متاسفانه در حفاظت از گوهرهای جسمانی خویش مسامحه میکنند!! به گزارش هواشناسی احتمالا در اواخر خرداد ماه نیز شاهد وزش باد شدید خواهیم بود.

------------------------------------------------------------------------------------------------
چنتا دلیل واسه مظلومیت مردا

1-خروس رو سرشو ميبرن و ميگن اين مرغه! بيايين خورشت مرغ بخورين!

 2-به خورشيد ميگن : خورشيد خانم! ماه هم که اسم دخترانه است: مهتاب و مهواره و مهپاره و ماهرخ و ...

 3-جنس ظريف رو اوس کريم اسمشو گذاشته زن! (جنس خشن هم که مرده!)

 4-تو ازدواج ميگن طرف عروسی کرده! نميگن طرف دامادی کرده!

 5-تو همه جای دنيا اگه جنگی اتفاق بيوفته(که ميافته) ميگن : اونا حتی به زنها و بچه ها هم رحم نکردن! بس مردها آدم نيستن؟ مستحق کشته شدن و اسير شدن هستند؟!؟

 6-همش مردها بايد برن خط مقدم و رودر رو با دشمن بجنگند - ولی زن ها پشت جبهه خدمت ميکنن! (ای خدا!)

 7-هرجا بخوان يه چيز خوب و زيبا رو مثال بزنن ميگن : عروسه! نميدونم خيلی مامانه! نميگن داماده! يا خيلی بابائه! کلمه بی غيرت کلمه ای هست که فقط به مردها ميگن!

 8-رو در و ديوار مينويسن : بی حجابی زن از بی غيرتی يا بی ناموسی شوهر است! (مثل اينکه خود زنها هيچ تقصيری در بی حجابی ندارن!

9-ميگن دختر برای خانواده رحمته و پسر برای خانواده زحمته!

 10-اسم گلهارو رو دخترها ميزارن و اسمهای کت و کلفت مثل اکبر! قاسم! غضنفر و ... رو رو پسرها ميزارن

 ۱۱-در امر خطرساز ازدواج مرد بايد ماشين و خانه و پول و کار و هزارتاچيزه ديگه داشته باشه ولی زن کافيه که-بدگل نباشه! (بدگل متضاد خوشگل استه!)

 ۱۲-به زن های زيبا ميگن : خوشگل - مامان و (ديگه رومون نميشه زياد بگيم!) ولی به مرد زيبا ميگن : خوشتیپ - خوش هيکل - قرتی! بچه ننه! سوسول! ژيگول اتو کشيده! و هزار چيز ديگه!

 ۱۳-به زنها ميگن : پاکدامن - با حيا - با نجابت و ... ولی به مردا ميگن : هيچی نميگن!

 ۱۴-هميشه مرد ميره دنبال سربازی و کار و زندگی و تشکيل خانواده و ... ولی زن ها تو خونه ميشينن ... تازه اگه يه وقت زنی بره کارکنه ميگن : ننگ به شوهر و برادر و پدر بی غيرت اين دختر!!

اين دلايل برای مظلوم بودن مردان کافيه يا نه؟!؟

------------------------------------------------------------------------------------------------------

 قزوینیه میره پیش روانشناس میپرسه ؟ ببخشید این کودک درون که میگن کجاست ؟

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم شهریور 1385ساعت 3:5  توسط افشین جون  | 

عکس

سلام .

اول کاری چنتا عکس جالب از نقاشی سه بعدی کف خیابون

 

اینم جدیدترین اختراع واسه خانومهای مجرد

اینجام مثل اینکه هنوز ناخنگیر اختراع نشده !

بدون شرح

این آقام بسکه تنبله هم داره سگشو میبره گردش هم داره تلوزیون نیگا میکنه

کاریکاتور : چقدرم که شبیهه

عقده قواصی زیر آب

آخه آدم عاقل وسط جاده می خوابه ؟

موزهای آینده

ترکه در و پنجرا ساز بوده براش ميرن خواستگاری پدر مادر عروس میپرسن داماد چه کاره ی ؟ ترکه ميخواد کلاس بزاره ميگه ويندوز نصب ميکنم

دوست دختر بسيجيه براش بوس ميفرسته بسيجيه جا خالي ميده ميگه يا زهرااااااا

ترکه مي پرسن يه موجود نام ببر... مي گه يخ. مي گن يخ كه موجود نيست. مي گه هست، چون همه جا نوشته يخ موجود است

يه يارو ميره خواستگاري، پدر دختره ميپرسه: خونه داري؟ ميگه: نه! ماشين داري؟ نه! كار داري؟ نه! پدر دختره شاكي مي‌گه: پس چي داري كه اومدي خواستگاري؟ طرف ميگه: پشت مو رو حال مي‌كني؟

عربه شب عروسيش ميره توي آشپزخونه و به مادرش مي گه : ننه ، من شورت يادم رفته حالا چکار کنم؟ مادره ميگه : آخه توي اين هيرو وير شورت از کجا بيارم؟ مادره پايين گوني برنج را پاره مي کنه و مي گه : همينو پات کن! وقتي که عروس وداماد ميرن توي حجله چند دقيقه بعد عروس جيغ بلندي مي کشه . مادر عروس وارد حجله مي شه و مي بينه دخترش غش کرده .ازش مي پرسه چي شده؟ عروس اشاره به آلت داماد مي کنه. روي آلت داماد از روي گوني برنج چاپ شده بود : وزن خالص 50 کيلو.دم سياه مرغوب!!!

تركه سوار هواپيما بوده، تا هواپيما پرواز ميكنه، ميره پيش مهماندار هواپيما ميگه: ببخشيد من يك مشكل معده دارم، موقع پرواز بايد حتماً شير بخورم، اگه ممكنه يكم شير به من بدين. مهمانداره ميگه: ‌شرمنده آقا ما شير نداريم. تركه ميگه: ‌ولی آخه من حتماً بايد يكم شير بخورم، وگرنه حالم بهم می‌خوره. مهمانداره می‌بينه اوضاع خيلی خرابه،‌ تركه رو می‌كشه يك گوشه ميگه: حالا كه قضيه اينقدر ضروريه، بياين يكم از سينه من شير بخوريد تا برسيم به مقصد! تركه هم ميزنه تو سرش ميگه:‌ خاك بر سرم! كاشكی شاش خواسته بودم!

بچه تا وقتی که بچه هست تو دستت میرینه... وقتی ۱۵ ساله میشه تو اعصابت میرینه...وقتی ۱۸ ساله میشه تو پولات میرینه... وقتی ۲۳ ساله میشه تو آبروت میرینه... وقتی ۴۰ ساله شد به روحت میرینه!!!

سوال تیزهوشان اردبیل :

روز ۱۳ آبان چه روزیست؟؟

الف)۱۷ مرداد

ب)۳۲ خرداد

ج)آغاز سال ۱۳۸۶

د)هر سه گزینه صحیح می باشد!!!

 

مادر دانش آموز رشتی به ناظم : این درس نمیخونه... ناظم : بچه اگه حرف گوش ندی مادرتو...  مادر: این حرف گوش نمیده شما کار خودتونو بکنید!!!

لره داشته با تمام وجود وضو می گرفته بهش میگن چرا اینقدر محکم وضو می گیری؟ میگه یه وضویی بگیرم که هیچ گوزی نتونه باطلش کنه!!!

امام جمعه تبریز: چت در صدر اسلام هم وجود داشته! مثلا شما وقتی نیت میکنید( برای نماز) کانکت میشوی!وقتی نماز می خوانی با خدا چت میکنی!! حالا اگه وسط نماز بگووزی دیس کانکت میشوی.

کلیپ صوتی :  تقلید صدای فزارد حسنی هست که امیر حسین مدرس خیلی با حال انجام می ده (حتما دانلود کنید)

حجم ۸۸۳ کیلوبایت                                                                 دانلود

کلیپ صوتی : تقلید آهنگ دهاتی شادمهر هست که امیرحسین مدرس خونده

حجم ۷۰۲ کیلوبایت                                                                 دانلود 

کلیپ صوتی : یه آهنگ کوچه بازاری هست که تور غمخوار برای جام جهانی رو مسخره می کنه

حجم ۲۱۶ کیلوبایت                                                                 دانلود

از اینجا هم میتونید جدیدترین شکلکهای یاهو رو دانلود کنید .

تا بعد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385ساعت 15:47  توسط افشین جون  | 

هویجوری

مرغ و خروس با هم ميرن مغازه مواد پروتئيني. خروسه ميگه ببخشين يك كيلو تخم مرغ بدين. فروشنده بهش ميگه بابا شما ديگه چرا؟ مرغه با خجالت ميگه آخه ما هنوز نامزديم

وقتي مي بيني کسي قلبش تند تند مي زنه...به نفس نفس افتاده و عرق کرده ...مطمئن باش از علائم کم کاري تيروئيده

بسيجي رييس فدراسيون شطرنج ميشه شاه رو بر ميداره جاش امام رو ميزاره

اگه کسی بهت گفت اسکل ناراحت نشو. اسکل اسم یه پرنده بسیار زیباست که تابستونا دونه جمع می کنه... قایم می کنه... زمستونا نمیتونه پیداش کنه!!!

اگه یه وقت احساس کردی توی یه اتاق تنگ و تاریک گیر کردی و دیوار اتاق مدام عقب و جلو میره
و از اون خون می چیکه  اصلا نترس چون تو قلب منی

يه تركه داشت با كايت پرواز مي كرد.
 
يك كلاغ از بغلش رد شد و گفت: به حق چيزاي نديده، من كركس ديده بودم ولي خركس نديده بودم

 يه روز يه جوجه تو تخم بوده . ميچسه خفه ميشه

 

 

یه خبر فوری:به گزارش خبر نگاره بی بی سی کنکور هنوز در قزوین ادامه داره.

این گزارشگر در ادامه افزود:هنوز هیچ کدام از داوطلبان جرات نکرده اند

دفترچه های سوالات را از زمین بردارن

 به ترکه گفتند با لوستر جمله بساز گفت‌ : دو تا دختر دارم يكي از يكي لوستر

 

احکام گوزیدن

 

سوال : آیا گوزیدن با صدای بلند اشکال دارد؟
جواب: اگر گوزنده قصد اعلام مطلبی به شنونده را داشته باشد شرعا اشکال ندارد ولی مستحب است که با صدای آهسته و در خفا بگوزد تا محلی برای ریا نباشد
سوال: آیا شنیدن صدای گوز دیگران اشکال دارد؟
جواب: شنیدن صدای گوز مرد برای مرد و شنیدن صدای گوز زن برای زن اگر به قصد غنا نباشد جایز است اما احوط آن است که بطور غیر مستقیم شنیده شود شنیدن صدای گوز زن توسط شوهر و یا تمام انواع محارمش اشکال ندارد اما بهتر است که هنگام گوزش دست خود را طوری میان باسن بگذارد که صدای آن کلفت و شبیه صدای گوز مردانه بنظر برسد تا جلب توجه نکند
سوال: آیا گوزیدن در میان رهنمودهای مقام عظمی رهبری اشکال ندارد؟
جواب: در صورتی که برای تصدیق فرمایشات معظم اله باشد ثواب اخروی نیز دارد
سوال: ارتباط گوز با شقیقه چیست؟
جواب: ارتباط از نوع ثبوتی است پس کسانی که کمتر میگوزند کمتر به عارضه سردرد دچار میشوند و این مسئله به شدت صدای آن نیز بستگی دارد که نباید بیشتر از 120 دسی بل باشد
سوال: حکم افرادی که در توالتهای عمومی با صدای بلند میگوزند چیست؟
جواب: اگر بقصد ارعاب دیگران باشد باید دیه بدهد که در این مورد باید به احکام دیه مراجعه شود اما اگر بی اختیار باشد باید شدت آنرا سنجید که اگر بیش از 120 دسیبل بود مستوجب قصاص نفس است وگرنه باید دو شب در کنار رئیس جمهور محبوب بخوابد
سوال: اخیرا عده ای همراه با گوزیدن ، می چسند . چه حکمی متوجه این افراد است؟
جواب: جایز نیست موجب آلودگی هوا میشود
سوال: اگر گوزنده هنگام گوزیدن متوجه شود که اسهال بوده است چه باید بکند؟
جواب: شورت خود را تعویض کند
سوال: گوزیدن عروس در مراسم خواستگاری چه حکمی دارد؟
جواب: اگر به قصد خودنمائی باشد حرام است اما اگر میخواهد با این عمل خواسته ای را به گوش مادر خویش برساند اشکال ندارد اما احوط آن است که آهسته بگوزد
سوال: بنده در زمان تماشای سخنان رهبر عظیم الشان دائما می گوزم آیا شرعا مرتکب خلافی شده ام
جواب:همانگونه که قبلا گفته شد اگر بقصد تایید فرمایشات معظم اله باشد ثواب بسیار دارد بنده تاکنون بیش از شصت میلیون بار به این سوال پاسخ داده ام . نخوردن نخود باعث ترک این عارضه میشود
سوال: پدر بنده کارمند بانک بوده اندکه متاسفانه براثر شنیدن گوز دار فانی را وداع گفته اند (هنگامی که یک خانم جوان جهت انجام امور بانکی به ایشان مراجعه میکند دفترچه حساب آن خانم به زمین می افتد و وقتی برای برداشتن دفترچه دولا میشود میگوزد و چون پدر اینجانب در آن لحظه در حال نوشیدن چای بوده اند بر اثر شنیدن صدای گوز می خندند و قند در گلویشان گیر کرده بر اثر خفگی می میرند) میخواستم ببینم آیا دیه ای متوجه بازماندگان آن مرحوم هست یا خیر؟
جواب: خواهر محترم، این سوال به روئیت حضرت آیه الله ملا هادی گوزی سبزواری رسید فرمودند خندیدن به صدای گوز دیگران از بدترین اعمال است و ضمنا پدر حضرتعالی بر اثر اصابت گوز دارفانی را وداع نکرده اند بلکه علت وفات خفگی است که جزو پیامدهای خنده ی ناشی از شنیدن صدای گوز است . پس هیچ دیه ای متوجه شما نمی شود و بلکه اگر گوزنده محترمه شاکی می شدند اولیای دم میبایست رضایت ایشان را جلب می کردند
سوال: عده ای گوز خود را حبس و جهت بی اثر کردن شدت صوت آن ، آنرا به چس تبدیل میکنند. این عده چه حکمی دارند؟
جواب: جایز نیست موجب آلودگی محیط می شود
سوال: آیا گوزیدن در استخر جایز است؟
جواب: اگر قلپ های آن روی آب بیاید حرام است . مستحب آن است که در کنار دیواره های استخر بگوزد  
 
 
از يه ترکه پرسيدند تفاوت بچه با بافتنی چيه گفت:بافتنی رو با دو ميل و يک گوله ميبافند ، ولی بچه رو با يه ميل و دو تا گوله
 
ترکه از حج بر مي گرده ازش ميپرسند چه طور بود؟ ميگه والا باز خدا خونه نبود همه تو حياط ولو بودند
 
تركه توي كوپه قطار به سمت مشهد مي‌رفته، به روبروييش ميگه: به
سلامتي از مشهد بر مي‌گرديد؟
 
ترکه با خدا قهر ميكنه وقتي مي خواد نامه بنويسه بالاي نامش  مي نويسه به نام بعضي ها  
 
 

جمعي از متخصصان اين سؤال را براي گروهي از كودكان بين 4 تا 8 ساله مطرح كردند كه" عشق چيست؟ " پاسخ هايي كه دريافت كرده اند بسيار وسيع تر و عميق تر از آن بوده كه كسي بتواند تصور كند. بخوانيد و خودتان مشاهده كنيد.

عشق وقتیه که مادر بزرگ من آرتروز گرفته، نمی تونه خم بشه و ناخن هاش رو لاک بزنه. پدر بزرگم این کار رو براش میکنه ، حتی حالا که دستاش آرتروز گرفتن .
عشق وقتیه که  شما واسه غذا خوردن میری بیرون و بیشتر چيبس خودتون رو میدید به دوستتون بدون اینکه از اون انتظار داشته باشید که کمی از غذای خودشو به شما بده.
عشق وقتیه که مامان برای بابا قهوه درست میکنه قبل از اینکه بده به بابا امتحانش میکنه تا مطمئن بشه که طعمش خوبه.
عشق وقتیه که خواهر بزرگترم تمام لباسهای خودشو میده به من و خودش مجبور میشه بره بیرون تا لباس جدید بگیره.
عشق وقتیه که مامان بهترین تیکه مرغ رو میده به بابا.

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم شهریور 1385ساعت 17:53  توسط افشین جون  | 

میلاد امام زمان جون خودم مبارک

ولادت با سعادت حضرت مهـدي مـوعـود (عج) بر منتظران و چشم انتظــاران ظهــور تبريك و تهنيت باد.



سلام بر مردي ‌ كه‌ كاروان‌ امت‌ محمد را به‌ كعبه‌ مقصود مي ‌رساند.
 

مهديا!

جانها، شورانگيز از ياد دلرباي توست. شقايق هاي شادي بشر، در شبستان شيدايي تو مي كاود و شايسته ترين بندگان خدا، شب ها و روزها، شرط تداوم حيات خويش را در آويختن به شاخه طوباي محبت تو مي دانند.

يارا!

دلها به ياد تو مي تپد و روشني نگاه منتظران به افق خورشيد ظهور توست ... اي برترين افق براي پرواز پرندگان آرزو، اي تجلي آبي ترين آسمان اميد، اي منتهاي برترين خيال هستي، اي آرمان همه چشم انتظاران، دنيا نيازمند ظهور توست، و قلب انسانها به شوق زيارت روي دلرباي تو مي تپد.

اي قلب عالم امكان، بيا و گـَرد گامهايت را توتياي چشمانمان قرار ده. بيا كه نواي دل انگيز توحيدت را با گوش جان شنواييم.

                 مولا جان بيا...

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم شهریور 1385ساعت 17:37  توسط افشین جون  | 

لینک

       

                        

                                     

                                            

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 13:52  توسط افشین جون  | 

قدم نو رسیده مبارک

اول عذر خواهی واسه تاخیر (تقصیر بلاگفا بودش )

سلام خدمت همه دوستای عزیزم

بالاخره امروز رسید .

روز تولد من

به همین مناسبت مطالب این پست با گرایش موضوع تولد نوشته میشه .

اول کاری یه عکس واستون میذارم که خودش اندازه ۱۰ تا جوک کرکر خندس 

  

خوب شماها حدس میزنین این شازده پسر . کاکل به سر کی باشه ؟

بله . درسته . این شخص شخیص آقا افشین گل گلابه .

میدونم خیلی وحشتناکه . ولی خوب  بوده دیگه ! البته از این تریپ عکس فقط همین یکی به جا مونده و بقیه رو احتمالا تارزان به تصور اینکه عکس فک و فامیلاشونه با خودش برده

چنتام عکس به افتخار خودم .

اینم رد پای من

 

خوب بسه دیگه . دارم لوس میشما

داد مجنون بهر ليلي يك ايميل                   گفت ای از هجر تو اشكم چو سيل    

ای به قربان قد و بالای تو                       من فدای قامت رعنای تو    

ناز كم كن ای نگار ناز دار                      قهر با من نيست انصاف ای نگار       

خواسته ای ميرزا قلمدونت شوم                واله و شيدا و حيرونت شوم      

گفته ای نامه ز ايميل بهتر است                دستخط يار ديدن خوشتر است    

ليك دور نامه لیلی جان گذشت                  دوره ی ايميل يا ايكارد گشت     

نامه جانم مال عهد بوق بود                     راز دار عاشق و معشوق بود   

مال عهد چادر و چاقچور بود                 خيس از اشك عاشق مهجور بود             

چون كه می پوشی مینی ژوپ اين زمان     چون كه تی شرتت گرفته در ميان  

ناخن تو چون كه گشته مانيكور              خط چشمت چشم ها را كرده كور 

نامه بهر تست ديگر املی                     ای نگار دلربا ای سوگلی     

گشته چت ديگر به جايش جانشین            دوره ی ايميل گشت ای نازنين 

فيبر نوری گشته ديگر اين زمان             جانشين كفتر نامه رسان         

                          بهر تو ايميل خيلي بهتر است

اسب همت را تو اينك هی بكن              بهر مجنون يك ايميل ریپلی بكن            

جوف آن بفرست اتچ های قشنگ          فايل های جور واجور و رنگ وارنگ   

عشق من آنلاين تست ای مهربان          صبح و ظهر و عصر و شب در هر زمان 

 آف مسيجت می فرستم دمبدم             تا كه مهر افزون کنی و ناز كم 

اين ايميل را کپی پيست در هارد كن      از برای عاشقان فوروارد كن                     

با خيال راحت ای يار ملوس              چون كه دارد اين ايميل آنتی ويروس 

====================================          

دختره‌ تو خيابون ميرفته يه هو يه پسره محکم بغلش ميكنه دختره ميگه تا 1000 ميشمارم اگه ولم نكني جيغ ميكشم

گفتگوی تمدنهاس دیگه

یه خورده هم گیر بدیم به بوش

بوش با چشم مسلح نابينا!

بوش و كتابي كه برعكس گرفته است!

علاقه بوش به حقوق زنان




زن گرفتن قلی!

 

   خبر نداری حاج آقـــــــــا! قلی می خـواد زن بگیره

   شمــــا نبودی شب اومد بعلـــــــه شو از من بگیره

   به من میگفت: آی ننه جون! مام آخــه آرزو داریم

   یه کـــــــــاری کن آقـــا جونم بیاد واسـم زن بگیره

   هوتــــــــــن چش دریده هم خواستگــــــار لیلا شده

   مـــــن بیشینم نیگـــا کنم ، لیلا رو هوتن بگیره !!؟

   گرفتم اون شب حالشو ، امـــا سپردم به  جوات(!)

   این دفه حـــــــال نکبتــــو  تـــو روز روشن بگیره

   اطّلاعات اگه میخــــــــــــواد دختـــره از اخلاق من

   از مــــــــن خجالت میکشه از آبجی سوسن بگیره

   لپّ کلوم اگــــــــــــــه ننه ش دختره رو به مـــن نده

   سم میخورم اونوق باید خونمـــــــــــو گــردن بگیره

   گفتم: ننه! کفری نشی ، ننه ش گفتــــــــــــه قلی بره

   یه دختر کـــــــور وکچـــــــل ، چلاق والکــن بگیره

   گفته مگــــــــــــه دخترمــــــو آوردمش از سر راه

   که لیلای  ماهمــــــــو این  بیعـــــــار وچلمن بگیرد

   درد وبلات تــــوی ســــــــــرم آخه ننه ت تا کی بره

   نشـــونی دختــــــــرا رو  از کـــــــوی وبرزن بگیره

   دربدر خواسنگـــــــــــــاری این در واون در میزنم

   آقات باید بره واســــــم کفشی از آهـــــــــــن بگیره

   با شاگردی تو بقّـــــــــــالی کسی بخــواد زن بگیره

   بـــــا این تــورّم میدونی ماهی بایــــــــد چن بگیره؟

   واسه عروس وخواهــــــراش  برادراش ننـه باباش

  هرچی که اونا دوس دارن هرچی کــه خواستن بگیره

   خرج عروسی به کنـــــــــار فردا باید واســــه زنش

   چــــادر وکفش و روسری بلــــــــــوز ودامن بگیره

    بعدعروسی هم باید گیـــوه هاشــــــــــــو وربکشه

   برای زندگی بـــره خونـــــــــه و مسکــــــــن بگیره

   صد صدوپنجاه تا بده ماهی واســـه یه لونه مـــوش

   یه خونه ی اجــاره ای تو سولقــــــون و کـن بگیره

   بعدش باید  زی ذی  بشــــــه، به دستــای مبارکش -

    جــــــــارو ورخت و قابلمه یــــا نخ وسوزن بگیره

   بچّه هـــا کــه شدن ردیف میاد خـــــرج کتاب وکیف

   باید که هر ســال براشون شلــوار وپیرهــن بگیره

   روی ســرش قطار قطار، هوار میشـــه قــوم تاتار(!)

   اونوق باید روزی سه بــــــار برنج وروغــن بگیره

   هــــرکسی طالب زنــــــــه ، امــــــــا بدون اسکنـــه

   از دوگولـــه ش باید ننــــه! یک سیتی اسکن بگیره ...

***

   اونقــده گفتـم که قلی ، زهــــــره ترک شد حاج آقا !

   سراغ لیلا رو دیگـــه بعـد از این عمـــــراً بگیره!!

 

حالا یه کم تو کار چت

 


دنياي چت














 ترکه مي خواسته به دختره تيکه بندازه مي گه در قلب مني هرگز

 

سهراب سپری در حمام عمومی

اهل حمامم من

پوستم مهتابیست

پدرم دلاک است

سرطاسی دارد

لنگ می اندازد

پدرم شامپویی مصرف میکند

کله اش هی کف کرد

و سپس مویش ریخت

و چه اندازه سرش براق است!

 

حرفه ام دلاکی است

هدفم پاکیست

مینشیند لب سکو آرام

یک نفر با احساس

و تصور کرده خوش پر و پاست

کودکی را دیدم

میدود در پی صابون و لگن

 

ای نهان در پس در

خشک آوردم خشک!

مشتری های عزیزم

لگن خاصره هاتان سالم

رخت ها را نکنید

آبمان بند آمد

عکسای با حال از نی نی ها

 







اینم چنتا نامه از بچه ها به خدا

 

۱- خدای عزیز چرا به جای اینکه بذاری مردم بمیرن و مجبور بشی که آدمهای تازه دیگه ای بسازی همین آدمهایی رو که وجود دارن نگه نمیداری ؟

۲- خدا جون لازم نیست نگران من باشی . من همیشه دو طرف خیابونو نگاه میکنم .

۳- خدای عزیز . بابا بزرگم میگه وقتی اون پسر کوچیکی بوده تو هم وجود داشتی . مگه تو چن سال قبل از اون به دنیا اومدی ؟

۴- آقای خدای عزیز .  دلم میخواست آدمارو یه جوری می ساختی که آنقدر آسون تیکه پاره نشن . من تا حالا ۳ تا جای بخیه و یه دونه جای زخم دارم .

۵- خدای عزیز چرا تو زمانهای قدیم اینهمه معجزه انجام میدادی و حالا هیچی انجام نمیدی ؟

 ۶- خدای عزیز . شاید هابیل و قابیل آنقدر همدیگرو نمیکشتند اگه هر کدوم یه اتاق خواب جداگانه داشتند . برای من و برادرم که موثر بوده  . 

 آخر کاری هم یه انشاء دیگه از کاظم ترک زاده تبریزی

نام و نام خانوادگي : كاظم تبريزي؛ كلاس: دبستان

موضوع انشا: سال گذشته را چگونه گذرانديد؟

قلم بر قلب سفيد كاغذ مي گذارم و فشار مي دهم تا انشاء ام آغاز شود. سال گذشته سال بسيار خوبي و پر بركتي مي باشد. سال گذشته پسر خاله ام زيرچرخ تريلي رفت و له گشت و ما در مجلس ترحيمش شركت كرديم و خيلي ميوه و خرما و حلوا خورديم و خيلي خوش گذشت. ما خيلي خاك بازي كرديم. من هر چي گشتم پسرخاله ام را پيدا نكردم. در آن روز پدرم مرا با بيل زد، بدون دليل! من در پارسال خيلي درس خواندم ولي نتوانستم قبول شوم و من را از مدرسه به بيرون پرت كردند. پدرم من را به مكانيكي فرستاد تا كار كنم و اوستاي من هر روز من را با زنجير چرخ مي زد و گاهي موقع ها كه خيلي عصباني مي شد من را به زمين مي بست و دو سه بار با ماشين يكي از مشتري ها از روي من رد مي شد. من خيلي در كارهاي خانه به مادرم كمك مي كنم. مادرم من را در سال گذشته خيلي دوست مي داشت و من را خيلي ماچ مي كند ولي پدرم خيلي حسود است و من را لاي در آشپزحانه مي گذاشت. در سال گذشته شوهر خواهرم و خواهرم خيلي از هم طلاق گرفتند و خواهرم بسيار حامله است و پدرم مي گويد يا پسر است يا دوقلو، ولي من چيزي نمي گويم چون مي دانم كه بچه اي به اين اندازه از هيچ كجاي خواهرم در نخواهد آمد! در سال گذشته ما به مسافرت رفتيم و با قطار رفتيم. من در كوپه بسيار پدرم را عصباني كردم و او براي تنبيه من را روي تخت خواباند و تخت را محكم بست و من تا صبح همان گونه خوابيدم! پدرم در سال گذشته خيلي سيگار مي كشد و مادرم خيلي ناراحت است و هي به من ميگويد: كپي اوغلي، ولي من نمي دانم چرا وقتي مادرم به من فحش مي دهد، پدرم عصباني مي شود! در سال گذشته ما به عيد ديدني رفتيم و من حدودا خيلي عيدي جمع كرده ام، ولي پدرم همه آن ها را از من گرفت و آنتن ماهواره اي خريد كه بسيار بد آموزي دارد و من نگاه نمي كنم و پدرم از صبح تا شب شوهاي بي ناموسي نگاه مي كند و بشكن مي زند. پدرم در سال گذشته رژيم گرفته است و هر شب با دوست هايش آب(شراب) و ماست و خيار مي خورند و مي خندند، گاهي وقتا هم آب با چيپس و ماست موسير

خدا حافظ فعلا

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 2:2  توسط افشین جون  | 

وای ....

 

فقط ۱ روزدیگه مونده

 فردا یه روز استثنائیه

 

. 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم شهریور 1385ساعت 13:51  توسط افشین جون  | 

شنل قرمزی

يکي بود يکي نبود . غير از خداي مهربون هيچ کس نبود . يه روز مادر شنل قرمزي رو به دخترش کرد و گفت : عزيزم چند روزه مادر بزرگت مبايلشو جواب نميده . هرچي SMS  هم براش ميزنم باز جواب نمی ده . online هم نشده چند روزه . نگرانشم . چندتا پيتزا  بخر با يه اکانت ماهانه براش ببر . ببين حالش چطوره . شنل قرمزي گفت : مامي امروز نميتونم . قراره با پسر شجاع و دوست دخترش خانوم کوچولو و خرس مهربون بريم ديزين اسکي . مادرش گفت : يا با زبون خوش ميري . يا ميدمت دست داداشت، گوريل انگوري، لهت کنه . شنل قرمزي گفت : حيف که بهشت زير پاتونه . باشه ميرم . فقظ خواستين برين بهشت کفش پاشنه بلند نپوشين . مادرش گفت : زود برگرد . قراره خانواده دکتر ارنست بيان. مي خوان  ازت خواستگاري کنن واسه پسرشون . شنل قرمزي گفت : من که گفتم از اين پسر لوس دکتر خوشم نمياد . يا رابين هود يا هيچ کس . فقط اونو مي خوام . شنل قرمزي با پژوي ۲۰۶ آلبالوئي که تازه خريده از خونه خارج ميشه . بين راه حنا دختري در مزرعه رو ميبينه . شنل‌: حنا کجا ميري ؟؟؟

حنا : وقت آرايشگاه دارم . امشب يوگي و دوستان پارتي دعوتم کردن . شنل : اي نا کس حالا تنها ميپري ديگه  !!حنا : تو پارتي قبلي که بچه هاي مدرسه آلپ گرفته بودن امل بازي در آوردي .

بهت گفتن شب بمون گفتي مامانم نگران ميشه . بچه ها شاکي شدن دعوتت نکردن . شنل : حتما اون دختره ايکبري سيندرلا هم هست ؟؟؟ حنا : آره با لوک خوش شانس ميان .

شنل : برو دختره ی ...........................................( به علت به کار بردن الفاظ رکيک غير قابل پخش بود )

شنل قرمزي يه تيک آف ميکنه و به راهش ادامه ميده . پشت چراغ قرمز چشمش به نل مي خوره !!!!!

ماشينا جلوش نگه ميداشتن اما به توافق نمي رسيدن و مي رفتن . ميره جلو سوارش ميکنه .

شنل : تو که دختر خوبي بودي نل !!!!!نل : اي خواهر . دست رو دلم نذار که خونه .

با اون مرتيکه ...... راه افتاديم دنبال ننه فلان فلان شدمون . شنل : اون که هاج زنبور عسل بود .

نل : حالا گير نده . وسط راه بابا بزرگمون چشمش خورد به مادر پرين رفت گرفتش . اين دختره پرين هم با ما نساخت ما رو از خونه انداختن بيرون . زندگي هم که خرج داره . نميشه گشنه موند .

شنل قرمزي : نگاه کن اون رابين هود نيست ؟؟؟؟ کيف اون زن رو قاپيد . نل : آره خودشه . مگه خبر نداشتي ؟ چند ساله زده تو کاره کيف قاپي . جان کوچولو و بقيه بچه ها هم  قالپاق و ضبط بلند ميکنن .

شنل قرمزي : عجب !!!!!!!!!!!!!!نل : اون دوتا رو هم ببين پت و مت هستن . سر چهارراه دارن شيشه ماشين پاک مي کنن . دخترک کبريت فروش هم چهار راه پائيني داره آدامس ميفروشه . شنل قرمزي : چرا بچه ها به اين حال و روز افتادن ‌؟؟؟؟نل : به خودت نگاه نکن . مادرت رفت زن آقاي پتيپل شد .

بچه مايه دار شدي . بقيه همه بد بخت شدن . بچه هاي اين دوره و زمونه نمي فهمن کارتون چيه .

شخصيتهاي محبوبشون شدن ديجيمون ها ديگه با حنا و نل و يوگي و .... خانواده دکتر ارنست حال نمي کنن .ما هم مجبوريم واسه گذران زندگي اين کارا رو بکنيم.

 

+ نوشته شده در  جمعه دهم شهریور 1385ساعت 4:4  توسط افشین جون  | 

اومدم

سلام

اول یه مژده

وبلاگ جدیدم افتتاح شد . البته هنوز کامل نیست . اینم آدرسشه

http://safarhayema.blogfa.com/

جدیدترین خبر

يک کشاورز نمونه در اقدامي بي نظير

 توانست با پيوند درخت پسته با درخت زيتون،درخت پستون به عمل آورد.

شعر سهراب سپهری در سال 85

هر کجا هستم، باشم به درک! من که بايد بروم! پنجره، فکر، هوا، عشق، زمين، مال خودت! من نمي دانم نان خشکي چه کم از مجري سيما دارد! تيپ را بايد زد! جور ديگر اما... کار را بايد جست. کار بايد خود پول. کار بايد کم و راحت باشد! فک و فاميل که هيچ... با همه مردم شهر پي کار بايد رفت! بهترين چيز اتاقي است که از دسته چک و پول پر است! پول را زير پل و مرکز شهر بايد جست! سيد خندان يه نفر! سوئيچم کو؟ چه کسي بود صدا کرد زورو؟

ترکه یه بلال پیدا میکنه میندازه رو پشت بوم میگه :

اذان بگو !!!

از رشتیه می پرسند : سخت ترین سوال کنکور چی بود ؟

 میگه : نام پدر !!!

مراسم چهلم مادر نرگس فردا است . با حضور خود مشت محکمی بر دهان شوکت بزنید !!!

ترکه ۶ ماهه دنیا میاد میگن : چه جوری ۶ ماهه به دنیا اومدی ؟ میگه : ۳ ماه بسیج داشتم !!!

 يه آقايي براي تسليت گفتن، مي خواست بره خونه کسي که به تازگي زنشو از دست داده بوده ولي اشتباهي مي ره خونه آقايي که دوچرخه شو گم کرده بود، بهش تسليت مي گه ولي طرف با کمال خونسردي مي گه: نه آقا راحت شدم از دستش، جلوش تاب داشت، تهش باد مي داد و تازه هرکي مي رسيد، مي پريد روش.

شرکت نوکيا براي رفاه حال اس ام اس نويسان محترم ايراني يک گوشي جديد طراحي کرده که با فشردن تنها يک دکمه مي نويسه "يه روز يه ترکه
 
 
ترکه از خواب پا میشه میزنه پس کله خودش به خودش می گه: چطوری حیوون!!!

يه روز يه پسر ترك ميره خونه. باباش ميبينه پسره دوچرخه دخترونه همراشه باباهه ميگه پسرم اينو از كجا اوردي ميگه بابا با دوست دخترم رفته بوديم پارك روي صندلي كه نشستيم دختره دكمه هاشو باز كرد گفت تقي هر چي ميخواي مال تو منم دوچرخشو برداشتم در رفتم

خانوم معلم به شاگردش میگه پسرم اگه با سنگ یکی از 3 گنجشک روی سیم برق و بزنیم چند تا می مونه؟ پسره می گه هیچی..........معلم می گه نه پسرم 2 تا می مونه پسر می گه: نه اونها هم می ترسن می پرن . خانوم معلم می گه با اینکه درست نگفتی ولی از طرز فکرت خوشم اومد........پسره می گه : حالا خانوم معلم 3تا دختره هستن دارن بستنی می خورن یکی لیس می زنه . یکی می مکه. یکی گاز می زنه کدوم ازدواج کردن؟ خانوم معلم می گه: اون که لیس می زنه. پسره می گه نه اون که حلقه دستشه اما با اینکه درست نگفتی از طرز فکرت خوشم اومد!!!!!!!

يه شبي يه يارو توي يكي از روستاهاي رشت ماشينش خراب ميشه . ميره در خونه يه رشتي را ميزنه ميگه ببخشيد من ماشينم خراب شده ميشه امشب اينجا بمونم فردا صبح زود برم تعميركار بيارم ، رشتي كه فردين بازيش گل كرده بود ميگه : البته بوفرما داخل
يارو تا ميره داخل چشمش به زن و دختر رشتيه ميفته آب از لب و لوچش ميريزه ، رشتيه كه تازه ميفهمه چه غلطي كرده بعد از شام به خانمش ميگه : خانوم جان اون توفنگ منو بيار اينجا ميخوام تميزش بوكونم تا يوقت اگه كسي خيال بد ومدي داشت با همين توفنگ حسابشو بزارم كف دستش . خلا صه شب هموشون وسط پذيرائي مي خوابند . اول دختره همينجوري كه خر وپف ميكرد ميگه توفنگش خرابه ، زن رشتيه هم در حالت خواب ميگه فوشنگم نداره ، خود يارو ميگه منم كه خوابم 
 

 

رفتى و اين ديوونه
گير گل مردابته
هنوزم تو خونه مون
بوى تو و جورابته
اتاق تنهايى يام
تشنه آب غوره هاته
ميز توالت خونه
خالى از شوره هاته
يادته كليد مى كردى
كه صدا تو بشنفم
هى مى گفتى: بى هنر!
نمى ذارى كه بشكفم
تا صدا تو ول مى كردى
توى كوچه/ عشق من!
هر دفه هف هش تا بلبل
ايست مغزى مى شدن
حالا كه صدات حالم رو نمى گيره كسلم
قار و قور مى كنه قورباغه عشقت تو دلم
چشاى آهو نبود پيش نگاهت عددى
خيلى خوشگل مى شدى وقتى ريشاتو مى زدى!

.......

+ نوشته شده در  شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 20:13  توسط افشین جون  |