همه چی










-----------------------------------------------------------------------------------------------------
عکس:
آخی ... چه عاشقانه !!!

...

بابا پیشرفت علم تا کجا ها که نرسیده !!!
فکر کن داری چت میکنی . یهو متوجه بشی یه جوجه تیغی یه ساعته گذاشتت سر کار ![]()

رقص برره ای ...

بیا بغل عمو

از قدیم هم گفتن : به بچه که رو بدی سوارت میشه .
این سگه هم عقده بچه داری داشته .

اینم یه پیشی از نوع : اوا خواهری

----------------------------------------------------------------------------------------------------
بايد که بگيري جلوي اين شکمت را اين قدر چرا تو شکمويي , دله هستي؟
دختر گويد:
والله شدم از دست خودم پاک کلافه رفتم شبي يا پسري جانب کافه
ديديم که آن کافه شلوغ است زمردم گفتيم کمي خم برويم زير ملافه!
مادر گويد:
حيف از پدرومادر اينقدر نجيبت افسوس که از حجب و حيا نيست نصيبت
تشريح بکن بود چطوري جريانش؟ آخر به چه تدبير چنين داد فريبت؟
دختر گويد:
او بر لب من بوسه زد و لال شدم من حرفي زعروسي زد و خوشحال شدم من
من غرق خوشي بودم و در فکر عروسي افسوس که يک مرتيه اغفال شدم من!
مادر گويد:
انگار که در روي زمينهرچه بلا بود از روز عزل قسمت ما طالع ما بود
ما چاره نداريم کنون غير شکايت نامش چه بود آن پسرک اهل کجا بود؟
دختر گويد:
اي مادر من دور بود از تو بليه بايد بکنم بنده يکي ليست تهيه
يا کار حسن بوده و يا کار منوچهر يا ايرج و با ناصر و يا اينکه بقيه!!
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
. امروز میخوام اطلاعات مفیدی در مورد علی دایی بهتون بدم .
نام : علی
فامیل: دایی
حرفه : فوتبالیست
لقب : علی تفو
سن : با وجود تلاش شبانه روزی دانشمندان تاکنون آمار دقیقی از سن او به دست نیامده . ولی شواهد حاکی از این است که احتمالا به حدود 2000 سال قبل از میلاد مسیح بر میگرده ( یه چیزی تو مایه های نوح )
اصلیت : ترک
افتخارات : مهمترین افتخارش اینه که میتونه در مقابل فحش خار و مادر 100000 نفر تو ورزشگاه دوام بیاره .
خداحافظی از ورزش : پس از ظهور امام زمان
--------------------------------------------
برنامه های 24 ساعت آینده تلوزیون :
عناوین برنامه ها :
شبکه 1 : کودکان مظلوم فلسطینی در یک نگاه
شبکه 2 : فلسطین و مشکلات آن در خاور میانه
شبکه 3 : برنامه اسرائیل خره گاو منه
شبکه 4 : فلسفه به وجود آمدن اسرائیل خر ترین رژیم دنیا
شبکه 5 : چگونگی تشکیل جنبش حماس
شبکه 6 : خبرهای فلسطین و لبنان
شبکه 7 : فیلم مستند از زندانهای اسرائیل
شبکه 8 : آمریکا + اسرائیل = یه مشت آدم گوسفند
بنشینید و از این تنوع برنامه ها لذت ببرید .
----------------------------------------------------
ترکه شغلش دامپروری بوده روش نمیشده بگه . میگفته دامپیوتر با گرایشه پشم افزاره !!!
به ترکه خبر میدن بابا شدی . خوشحال میشه میگه ÷س به زنم چیزی نگین میخوام غافلگیرش کنم .
جدیدترین رمان عشقی انتشارات قزوین منتشر شد : ( خسرو و فرهاد )
يه روزيه تركه كه يه كم جاق بوده ميره نمايشگاه206بخره ميره پشت فرمان ماشينه روامتحان كنه مي بينه جاش نميشه ميادپايينوميگه اين كه تنگه نميشه يه شماره بزرگتربيارين. 207
بچه اصفهانیه به باباش می گه بابا املا شدم بیست باباش می گه پدرسگ مگه ده چه عیبی داره که اینهمه بیخودی خودکار مصرف می کنی؟
تركه به رفيقش مي گه من يه تمساح پيدا كردم چيكارش كنم؟ ميگه ببرش باغ وحش. فردا رفقيش مي گه برديش؟ تركه مي گه : آره . تازه امشب هم مي خوام ببرمش سينما
ترکه ميره خواستگاري، باباي دختره ازش ميپرسه: شما شغلتون چيه؟ تركه ميگه: قازي! باباهه حال ميكنه، ميگه: كدوم شعبه؟ تهرونیه ميگه: ايران قاز!!!
آرداواس بعد بيست سال از آمريكا برميگرده ايران و يك ساندويچ فروش ميزنه. روز اول، تهرونیه مياد ميگه: قربون دستت، يك ساندويچ سوسيس بده.
آرداواس كه هنوز خوب از حال و هواي ديار كفر درنيومده بوده، ميپرسه: "تو گو" بدم؟
تهرونیه شاكي ميشه، ميگه: نه مرتيكه، تو نون بده!!!
ترکه ميره خواستگاري، اسم دختره پروانه بوده ولي تركه قاط زده بوده، يك بند بهش ميگفته آهو خانوم! خلاصه وقتي دختره مياد چايي تعارف كنه، ترکه ميگه: دست شما درد نكنه آهو خانوم!
دختره شاكي ميشه، ميگه: بابا اسمه من پروانهست نه آهو.
ترکه ميگه: اي بابا فرقي نداره... حيوون حيوونه ديگه!!!
غضنفر داشته فیلم سوپر نگاه میکرده.یهو زنش میرسه.هول میشه میگه خانوم جان بیاببین با این فلسطینی ها چیکار میکنن؟!!
لره ساعت خريده بوده، رفيقش هي ازش ميپرسيد ساعت چنده. آخرش لره شاكي ميشه، ميگه: حالا انقدر بَپِرس بَپِرس تا بَريني توش!
به لره ميگن چندتا تن ماهي نام ببر، ميگه: تن شيلانه، تن جنوب، تن سيكارو، تن چابهار، تن پير، تن پيغمبر، تن هر كي دوست داري دست از سر ما بردار!
آدم خوره با پسرش رفته بودن آدم شكار كنن، يه زنه رو ميبينن خيلي چاق بوده، پسره ميگه بابا اينو بخوريم؟ باباهه ميگه: نه اين همش چربيه، به درد نميخوره. ميرن تا به يه زنه لاغره ميرسن، پسره گرسنش شده بوده، ميگه: بابا جون اينو بخوريم؟ باباهه ميگه: نه بابا اين خيلي لاغره فايده نداره. دوباره راه ميفتند، بعد از يك مدتي ميرسند به يه زنه خوشگلِ باحال. پسره ديگه داشته از گشنگي ضعف ميرفته، ميگه: بابا جون ديگه اينو بخوريم؟ باباش ميگه: نه پسرم، اينو ميبريم خونه، مامانو ميخوريم!
تركه سوار يه خره عكس ميگيره. عكس رو ميفرسته براي مادرش، زير عكسه مينويسه: «سلام بر ننم، بالايي منم!
اینم معلوم نیس جوکه یا قصه !؟!
يك بابايي رو ميفرستند ماموريت آذربايجان. يارو روز اول وارد شهر ميشه، از يكي ميپرسه: ببخشيد، بهترين هتل اين شهر كجاست؟ تركه يكم نگاش ميكنه، ميگه: گريبي؟! اينجا بهترين، بدترين هتل نداره كه. يك مسافرخونه داره، اونم دوتا چهار راه جلو تر دست چپه. خلاصه يارو مستقر ميشه. شب حوصلش سر ميره، ميگه حالا كه بيكاريم يك سينما بريم. ميره از يكي ميپرسه: ببخشيد، اينجا بهترين سينماش كجاست؟ يارو يكم چپ چپ نگاش ميكنه، ميگه: گريبي؟! اينجا بهترين، بدترين سينما نداره كه. يك سينما داريم، اونم سه تا چهار راه جلو تره. خلاصه يارو سينما رو پيدا ميكنه، ميره جلوي باجه بليط فروشي، ميگه: يك بليط بدين براي همين سانس، فقط جاش خيلي جلو نباشه. بليط فروشه يك نگاهي بهش ميكنه، ميگه:گريبي؟! جاي جلو، جاي عقب نداره كه. بليط ميخري، ميري تو، هرجا گيرت اومد واميستي! خلاصه يارو ميره تو، از قضا يك جايي تو بالكن گيرش مياد. وسطاي فيلم، احتياج به قضاي حاجت پيدا ميكنه. از كناردستيش ميپرسه: ببخشيد، دستشويي كجاست؟ طرف يك نگاهي بهش ميكنه، ميگه: گريبي؟! داستشويي ماسشويي نداره كه، همين جا بلند ميشي واميستي، كارت رو ميكني! يارو با خودش ميگه: بابا اين عقلش ناقصه. از اونيكي كنار دستيش ميپرسه، اونهم همين جوابو ميده. خلاصه يارو داشته خيلي بهش فشار ميومده، ميبينه چاره اي نداره. بلند ميشه، قضيه رو درمياره، بسم الله شروع ميكنه به شاشيدن! يهو يكي ازون پايين داد ميزنه: هـــوي! گريبي؟! يك جا نگيريش، تكون تكونش بده، گلاب پاشش كن!
در سربازخونه.....
سرهنگ: اسمت چيه؟
سرباز: جعفر.
سرهنگ: اين چيه دستت؟
سرباز: تفنگ.
سرهنگ: تفنگ؟ اين مملكتته, آبروته, زندگيته, شرافتته, خواهرته, مادرته, و ....
سرهنگ رو به سرباز ديگر: اسمت چيه؟
سرباز: شعبان .
سرهنگ: اين چيه دستت؟
سرباز: خواهر, مادر جعفره!!!!
ترکه یه جیرجیرک پیدا میکنه تا صبح روغنکاریش میکنه



















































