یه سلام از یه جنس دیگه
سلام دوستای خوبم
دلم براتون یه ذره شده بود
شایدم کمتر ...
امیدوارم منو به خاطر این همه وقت غیبت ببخشین
خیلی دوس دارم بتونم مثل قدیمها مطلبهای با حال بذارم و تمام سعی خودمم میکنم .
فعلا بای تا های . ![]()
بی تو شاید . با تو هرگز -دانلود آهنگ . نرم افزار . جوک . هک. خنده . سرگرمی . بازی . عشق . عکس. آموزش
سلام دوستای خوبم
دلم براتون یه ذره شده بود
شایدم کمتر ...
امیدوارم منو به خاطر این همه وقت غیبت ببخشین
خیلی دوس دارم بتونم مثل قدیمها مطلبهای با حال بذارم و تمام سعی خودمم میکنم .
فعلا بای تا های . ![]()
سلام خدمت تموم دوستای قدیمی و جدید خوبم که یه چند وقتی هستش که نتونستم بهشون سر بزنم
میخوام یه خبر داغ و تازه که مطمئنم تا حالا هیچکدومتون نشنیدین رو بهتون بگم
نمیدونم چطوری هیجانشو زیاد کنم ولی .......
۲۵ مرداد یعنی پنجشنبه هفته آینده مصادف با شب میلاد امام حسین (ع) عروسی منه ![]()



دیگه نمیدونم چی بگم ![]()
خدا حافظ مجردی
تو دوران متأهلی میبینمتون![]()
خصوصیات دانشجویان دختر
ویژگی های کلی:
این دختران از آن دسته دخترانی هستند که تا زمان ورود به دانشگاه با واژه ای به اسم پسر غریبه هستند و تنها وسیله نقلیه ای که سوار شده اند اتوبوس می باشد.از نظر شکل ظاهری بیشتر شبیه مردان غیرتمند و با خدا هستند!!!
ترم 2 – همچنان قادر به ساختن کلمات معنی دار نمیباشند!متوجه میشوند به غیر از آنها افراد دیگری نیز به اسم دانشجو تو این مملکت هستند! به مقدار بسیار ناچیز از قطر ابروها کاسته میشودولی سیبیل جزیی از اعضای ثابت بدن می باشد.سر کلاس متوجه موجوداتی عجیب و غریب میشوند اما اسم آنها را نمی دانند.کماکان مسیر دانشگاه تا خانه بدون هیچ کم و کاستی طی میشود.نیمی از کتاب های ترم را میخرند و نیمه دیگر را از کتابخانه میگیرند.اگر به آنها سلام کنید در جواب زمزمه نامفهومی میشنوید با این مضمون:سلام علیکم ورحمة الله و برکاته! دو- سه بار از جلوی تریای دانشکده رد میشوند اما جرأت داخل شدن را ندارند!(استغفرالله) ترم 3 - به معنای واژه پسر پی می برند و با ماهیت آن موجودات عجیب و غریب آشنا می شوند.به این نکته حیاتی پی می برند که تنها استفاده WC قضای حاجت نیست!!!سوژه خنده پیدا می کنند.همه کتابها را از کتابخانه می گیرند و متوجه میشوند که تا 4 جلسه میتوانند سر کلاس غیبت کنند.می فهمند که شهر خیلی بزرگ است و غیر از خانه شان جاهای دیگری هم دارد! تریا دانشکده تبدیل به پاتوق آنها میشود.در جواب سلام شما میگویند سلام! ترم 5 –یکی از این موجودات خوش خط و خال (BF ) را بدست می آورند اما چون تازه کار هستند بامبول های زیادی سرشان پیاده میشود!اصلاً سر کلاسها نمی روند و از دانشگاه فقط با WC کار دارند!چون BF دارند دیگه احدی را تحویل نمیگیرند و درست مثل ترم یک میشوند( چون این دفعه فکر میکنن فقط خودشونن که BF دارند و آسمان باز شده این پسره افتاده تو بغل اینا! =آخر بی جنبگی)کوتاهترین مسیری را که طی میکنند مسیر دانشگاه به کافی شاپ و سپس خانه میباشد.از چهره مردانه گذشته تنها خاطره ای باقی مانده است!(اینجاست که میگن مردونگی مرده!!!) به دلیل افزایش آرایشات روی صورتشون اضافه وزن می آورند و برای جبران آن از مقدار شلوار و مانتو شان کم میکنند!یک میز اختصاصی برای خودشان و BF شان در تریا دانشکده رزرو است!تابلو میشوند.کارکنان حراست دانشگاه آنها را به اسم کوچک می شناسند.سند کمیته انضباطی را به نامشان میکنند! ترم 6 – خیلی تابلو میشوند!عاشق میشوند! مورد سوءاستفاده قرار میگیرند!مشروط میشوند!!! ترم 7 –به طرز وحشتناکی تابلو میشوند! در عشق شکست میخورند!مشروط میشوند! بعد از دانشگاه: ازدواج میکنند و رخت بچه میشورند
اینم یه انشای دیگه از آقا کاظم ترک زاده تبریزی : نام و نام خانوادگی: کاظم ترک زاده تربيزی کلاس : دبستان
ولن تاین در مناطق مختلف کشور ولن تاين در اردبيــل : خديجه : رحيم آقا ! تو بيلميـري امروز چه روزيه ؟ رحيــم : والا فِچ ميكنم روز جهاني مبارزه با محيط زيست ! ها ؟ خديجه : يوخ بابا ! امروز ولرم تايمه !! رحيـــم : ها ؟! ولرم تايم نمنه ؟! خديجه : بابا تو مجله نوشته بود روز عشگه ! روز احساساته ! روز من و شوماست ! رحيــم : شوما كيه ؟! ها ؟! بچه بپر برو اون چاكو رو از آشپزخونه بيار .... خديجه : رحيم آقا ! شوما اصن به من هيچ وقت توجه نميكني ! منم آدامام بابا به خدا ! منم مث شما از بچگي بزرگ شدم حگّ مادري دارم به جَردنِ بچه هات بالام ! رحيـــم : بيبين خديج ! من تا حالا چيزي كم گوذاشتم ؟! كوتاهي شده از گِبال من ؟! خديجه : رحيم آقا ! امروز همه دوست پسرا واسه دوست دختراشون كادو ميخرن ... خوب شوما چيرا نميخري ؟ رحيـــم : آخه زن ! تو اصن خودش و با من چيكار داري ؟ آخه كدوم مردي واسه زنش سالي يه بار تولّد ميگيره؟ كه من واسه تو ميگيرم ؟ خديجه : اصن هرچي شوما بيگي ! به ما ولرم تايم نيومده بابا ... دستاتو بشور بيا شامتو بخور بابا ! ولن تاين در جواديه طهران : بتول : آق ميـتي ! ميدوني امروز چه روزيه ؟ ميتي : دست كم گرفتي مارو مس كه ! خب امروز سالگرد آزادي آق ميتي از زندونه ديه !! بتول : نه بابا ... امروز روز زيد بازاست ... توام كه امامِ زيد بازايي .... !!! ميتي : خدائي ؟! پس كثافتكاري داريم امشب ؟!! بتول : اول كادو آق ميتي ... ميتي : واستا ! بيگير اينو بپوش .. خدائي كل مسجد شارو گشتم اينو پيدا كردم ... از رنگ سبز فسفري خوشت ميومد ديه ؟! اينو بپوشي چه هلوئي ميشي به مولا !! بتركونيم ! بتول : ايول ! دمت فرت آق ميتي !! خدائيش خيلي آقائي ! آخه كي ولوووووم تاين واسه زيدش مايو سه تيكه ميخره ؟ ها ؟؟؟ ميتي : دِهــــه !! اين جاي تشكرته ان تركيب ؟ ميخواي يه جوري بزنم تو لگنت كه مث اين مايو سه تيكه بشي ؟!! بتول : اصن ميدوني چيه ؟ نخواستيم داداش .. به ما اين غلطا نيومده ! ميتي : گو ميخوري نميخواي !! مگه منو تو چيمون از اين بچه سوسولا كمتره كه وووولوم تاين ميگيرن واسه هم ... بتول : باشه باااااااا !! نمودي ... ميتي : آها ! ايول حالا شد .. ! لبرو بده بياد ... جوووووون !!! ولن تاين در رشت ميخواستم برات گردنبند بخرم ديدم عباس آقا خــــريده ! خواستم دستبند بخرم ديدم آقا هوشنگ خريده ... دست رو هر چي گذاشتم يکي از همسايه ها گرفته بود ... پاشو اون تن لش رو تکون بده اون موبايل منـــو ور دار بيار يه زنگ بزنم به عباس شام بريم بيرون ...
واسه اینکه سرعت بالا اومدن وبلاگ کم نشه یه سری عکس از یانگوم تو سریال جواهری در قصر تو ادامه مطلب گذاشتم . خبر مهم یانگوم در تهران !!! بله درست خوندید:به احتمال ۹۰٪ یانگوم برای تبلیغات محصولات شرکت ال-جی به نمایشگاه کامپیوتر تهران میاد . با توجه با اینکه مسئولان شرکت ال-جی از محبوبیت یانگوم در ایران با خبر شدن و همچنین طی قراردادی که با یانگوم برای تبلیغ محصولات شرکت خودشون بستن از وی تقاضا کرد که به تهران بیاد. کلیپ های تبلیغاتی یانگوم جواهری در قصر واسه دیدن این کلیپها اول برنامه زیر رو دانلود ونصب کنید که خیلی هم طول نمی کشه۳ سوت و یا میتونید این نرم افزارو دانلود کنین بعد فایل های زیرو دانلود کنید و ازشون لذت ببرین
![]()
ترم 4 – با واژه BF آشنا میشوند اما راه و رسم تور کردنش را بلد نیستند.ابروها نازک میشودو سیبیل ناپدید!در ساعت های استراحت بین کلاسها و حتی وسط کلاس ها به WC میروند!!!همیشه در دانشگاه از قسمتهای "پر پسر" عبور میکنند.شروع میکنند به پرسیدن آدرس از پسرای خوش تیپ دانشگاه!(نکته:اگر دیدید که جلوی در آموزش یه دختر ازتون آدرس آموزش رو پرسید پس: 1- دختره ترم 4 درس میخونه.2-شما خوشتیپید!.3 – یالا مخشو بزن دیگه چلمن!)
شروع میکنن به نوشتن جزوه !هر 2-3 شب یکبار به خانه میروند برای حاضری و به خاطر غر زدن های مامان بابا.(خوب پدر مادرن دیگه دلشون تنگ میشه شما به بزرگی خودتون ببخشید!) و تعویض لباس و بقیه روز ها خونه دوستشون درس میخونن!(آره جون خودت .بیچاره پدر ,مادره خبر نداره خوابگاه دخترا بغل خوابگاه پسراست!!!!) در جواب سلام شما میگویند:سلام.چطوری؟خوبی؟ ![]()
در جواب سلام شما (بعد از 10 دقیقه!) می گویند:اوا سلام ببخشید حواسم نبود(طرف داره عاشق میشه و حواسش یه جای دیگست....خاک بر سرت!) ![]()
ترم 8 – دوباره آدم میشوند.دیگر تابلو نیستند چون جوانان مستعد دیگری جای آنها را میگیرند(من لذت می برم میبینم این جوونا.......!)جای جای دانشگاه برایشان خاطره انگیز است.مثل بچه آدم این ترم درس میخوانند فارغ میشوند.در به در دنبال شوهر میگردند.به نگهبان جلوی در دانشگاه هم پا می دهند.![]()
موضوع انشاء : از شعر زير چه مفهومي را برداشت ميکنيد ؟
از اون بالا کفتر ميايه يک دانه دختر ميايه !
سيا بغل جا جا ، تو منه ديوانه کردي !
مـــدادم را در قــــلب سفيد کاغذ فــــشار می دهـــــم تا انشاء ام آغاز شود .
اين شعر خيلي با مفهوم ميباشد و من از اين شعر خيلي برداشت ميکنم !
ما هميشه از داخل تلويزيون نگاه ميکنيم و پدر من خيلي توی کف اين دختر
افغانيه ميباشد و مادرم غيرتي ميشود و به همين دليل پدرم هر شـــــــب
شام نخورده ميباشد . مادرم وقتي که خيلي قاطي مي باشد در غذاي پدرم
مرگ موش ميريزد ولی پدرم خيلی قوی است و هنوز زنده ميباشد .
ما اين شعر را در ماشين گوش ميدهيم و پدرم جو زده ميباشد و ما خــــيلي
ته چرخ ميکنيم .
پدرم اين شعر را براي مادرم ميخواند و به او ميگويد :
" اي دخــتر افغاني من يه ایراني هستم "
ولي مادرم خيلي شاکي ميباشد و با لقد به اونجاي پدرم مي کوبد .
ما خيلي به مهماني ميرويم و يکبار پدرم در يک مهماني با اين آهنگ در حال
انجام حرکات موزون بود که ما را گرفتن و تا صبح در بازداشت بوديم و خـــيلي
خوش گذشت .
پدر من هميشه توي حمام اين آهنگ را ميخواند و خيلي صداي پدرم ****
ميباشد و مادرم آبگرمکن را خاموش ميکند و پدرم هميشه بـــــــــعد از حمام
به صورت قنديل ميباشد .
پدر من هر شب به برنامه عسل جون زنگ ميزند و خيلي آهنگ در خواست
ميکند ولي همه دارند دنبال گيتار اون آقاي تو دماغي ميگردند و کسي پدرم
را به پشم های زير بغلش هم به حساب نمي آورد!
من و پدر و مادرم به شعر و ادبيات خيلی دوست داريم و من از اين شعر خيلی
برداشت کردم و اين بود انشاء من ....
- ماري : هوووي مرتيکه کون گنده تو خجالت نميکشي ؟!
- ممد آقا : خانوم جان حالا چرا عصباني ميشه مگه چي کار کردم ؟
- ماري : چي کار نکردي ؟! ميدوني امروز چي روزيه ؟
- ممد آقا : سالگرد افتتاح اولين خانه عفاف ستاره در رشت به مديريت شما ! درسته ؟
- ماري : نه الاغ ! امروز وولوون تاينه !
- ممد آقا : آهااااا پس بوگو زرت و زووورت تلفن با شما کار داره ... قضيه سر چيه !!!
- ماري : به تو ربطي داره ؟
- ممد آقا : نه خانوم جان من گه بخورم که خودم عصارشم !
- ماري : خب کووو کادوت ؟
- ممد آقا : راســـــــــتش خانوم جان شرمنده ...
- ماري : نه بابا از تو بخاري بلند نميشه !
- ممد آقا : چشم خانوم جان ... من شمارو بعد از خدا به عباس آقا ميسپرم ... !!!
![]()
.خوش باشید. ![]()
دختره برمیگرده میگه : گم شو اشغال
معتاده میگه: انژباط شفر
***
حوا وقتي زن آدم شد5 تا شانس آورد 1.مادر شوهر نداشت 2.خواهر شوهر نداشت
3.هوونداشت 4.جاري نداشت 5.شوهرش آدم بود
***
اكيپ ميرن كوهنوردي شب يكي داد ميزنه جرج،
جرج. اكيپ بيدار ميشن ميگن ما كه جرج نداريم؟
ميخوابن. صبح بيدار ميشن مي بينن ترك رو گرگ
خورده
***
خداوند هیچ موقع از تو سوال نمی كنه چه نو ع ماشینی روندی؟ اما حتما از تو خواهد چند نفر پیاده را به مقصد رساندی قابل توجه دخترها که هر چی بوق میزنی ناز میکنن نمیدونن هدف پسرها الهیه
***
مجلس طرح جريمه لباس برا خانوم ها را تصويب کرد! روسري کوتا بيست هزار تومن! مانتوي کوتاه 15 هزار تومن! شلوار کوتاه 25 هزار تومن! کفش رنگي 10 هزار تومن! از آقايوني که تصميم به ازدواج دارن خواهشمند است قبل از ازدواج عدم خلافي همسر خود را بگيرند!!
***
روانشناسان ترک ثابت کردند که مهمترين عامل طلاق ازدواج است
***
وزارت ارشاد شعر ((اتل،متل،توتوله))را به دلايل زير ممنوع كرد:1.وجود كلمات توتوله و تحريك كودكان2.استفاده از كشور هندوستان3.زن كردي4.ترويج بي حجابي...............شعر اصلاح شده:....اتل متل زباله،گاو حسن باحاله،هم شير داره هم آستين،شيرشو بردن فلسطين،بگير يك زن راستين،اسمشوبذار حكيمه،كه چادرش ضخيمه ~~~>
***
يارو داشته نماز مي خونده ميگه : قل هو الله احد ، الله صمد ، نمي دونم يلم به يولد بود يا يولم به يلد!
***
اینم یه چیز جالب : ( البته شاید قبلا شنیده باشین )
يه چيز جالب ! حتما اين کارو انجام بديد ! اول برنامه Word رو باز کنيد و شماره هواپيمايي
رو که روز 11 سپتامبر به برجهاي دو قلوي نيويورک خورد رو وارد کنيد ( Q33YN ) حالا
فونت اونو تغيير بديد به " "Wingdings حالا چي ميبينيد ؟
***
به يارو ميگن وقتي حضرت يونس رفت تو دهن نهنگ چي شد ؟ يارو ميگه : يه سازماني
تشکيل شد به نام يونس کو !!!!!
***
جورج بوش گفته بطور حتم 3 نقطه از قم هدف حمله موشکي ما قرار خواهد گرفت............لره ميگه: چرت ميگه چون قم 2 تا نقطه بيشتر نداره....ترکه ميگه جفتتون زر ميزنيد چون "گم" اصلا نقطه نداره
امیدوارم خوشتون بیاد ...
یارو ميگوزه بچه هاش ميزنن زير خنده اشك تو چشماش حلقه ميزنه ميگه خدايا اين شاد يو از بچه هاي من نگير
به غضنفر میگن با گوهر جمله بساز میگه تو گو هر موقع منو دیدی گفتی جمله بساز.
یارو زنش سبزه بوده، سيزده به در ميندازتش بيرون
هر کی دروغ بگه میترکه…. رشتیه: ماآدمای با غیرتی هستیم….بـــــــومب….. اصفهانیه: ما آدمای لارجی هستیم… بومب …. ترکه : ما آدم …..بـــــــومب
شركت بريتيش تله كام يا همان BT ليستي از احمقانه ترين سوالاتي را كه كاربران كامپيوتري يا اينترنتي اين شركت ارتباطي ازمشاوران آنها پرسيده اند منتشر كرد.
به نوشته پايگاه اينترنتي روزنامه مترو برخي از اين سوالات آنقدر خنده دار است كه حتي خود سوال كنندگان پس از فهميدن اشتباه خود به احمقانه بودن آن اعتراف كرده اند.
ليست احمقانه ترين سوالات IT كه از مشاوران شركت BT انگلستانپرسيده شده به شرح زير است:
1- كاربر: كامپيوتر مي گويد هر كليدي را (any keys) فشار دهيد اما مت نمي توانم دكمه any را روي كي بوردم پيدا كنم.
2- كاربر: من نمي توانم كانال هاي تلويزيون را با مونيتورم عوض كنم.
3- كاربر: من با يك نفر در اينترنت آشنا شدم مي توانيد شماره تلفن او را براي من پيدا كنيد.
4- كاربر: اينترنت من كار نمي كند؟
مشاور: مودم را وصل كرده ايد ، همه سيم هاي كامپيوتر را چك كرده ايد؟
كاربر: نه الان فقط مانيتور جلوي من است هنوز كامپيوتر و مودم را از جعبه در نياورده ام!
5- كاربر: پسر 14 ساله من براي كامپيوتر رمز گذاشته و حالا من نمي توانم وارد آن شوم.
مشاور: رمز آن را فراموش كرده؟
كاربر: نه آن را به من نمي گويد چون با من لج كرده
6- مشاور: لطفا روي ماي كامپيوتر (كامپيوتر من) كليك كنيد.
كاربر: من فقط كامپيوتر خودم را دارم كامپيوتر شما پيش من نيست.
7- مشاور: مشكل شما به خاطر نرم افزار اسپاي ويري است كه روي دستگاهتان نصب شده(اسپاي در انگليسي به معني جاسوس است)
كاربر: اسپاي!؟ ببينم يعني او مي تواند از داخل موانيتور وقتي لباس عوض ميكنم من راببيند؟
8- كابر: نمي تونم ديسکتم رو دربيارم
مشاور: دکمه رو فشار بدين
كاربر : فشار دادم ولي در نمي ايد
مشاور: دكمه به راحتي تو مي رود؟
كابر: بله ؛ اما نه ، ببخشيد من هنوز ديسكت را تو درايو نگذاشته ام ، هنوز روي ميزمه.
9- كاربر: ماوس پد من سيم ندارد!
مشاور: من فكر كنم متوجه منظور شما نشدم. ماوس پد شما قرار نيست سيمي داشته باشد.
كاربر: پس چگونه مي تواند ماوس را پيدا كند؟ يعني وايرلس است؟
در يك مورد ديگر نيز مركز مشاوره مايكروسافت در انگليس ليستي از سوال هاي ابلهانه مشتريانش را اينگونه منتشر كرده است.
مرکز مشاوره : چه نوع کامپيوتري داريد؟
مشتري : يک کامپيوتر سفيد…
*
مرکز : روي آيکن My Computer در سمت چپ صفحه کليک کن.
مشتري : سمت چپ شما يا سمت چپ من؟
*
مرکز : روز خوش، چه کمکي از من برمياد؟
مشتري : سلام…من نمي تونم پرينت کنم.
مرکز : ميشه لطفاً روي Start کليک کنيد و…
مشتري : گوش کن رفيق؛ براي من اصطلاحات فني نيار! من بيل گيتس نيستم، لعنتي!
*
مشتري : سلام، عصرتون بخير، من مارتا هستم، نمي تونم پرينت بگيرم. هر دفعه سعي مي کنم ميگه : «نمي تونم پرينتر رو پيدا کنم» من حتي پرينتر رو بلند کردم و جلوي مانيتور گذاشتم ، اما کامپيوتر هنوز ميگه نمي تونه پيداش کنه…
*
مشتري : من توي پرينت گرفتن با رنگ قرمز مشکل دارم…
مرکز : آيا شما پرينتر رنگي داريد؟
مشتري : نه.
*
مرکز : الآن روي مانيتورتون چيه خانوم؟
مشتري : يه خرس Teddy که دوستم از سوپرمارکت برام خريده.
*
مرکز : و الآن F8 رو بزنين.
مشتري : کار نمي کنه.
مرکز : دقيقاً چه کار کردين؟
مشتري : من کليد F رو 8 بار فشار دادم همونطور که بهم گفتيد، ولي هيچ اتفاقي نمي افته…
*
مشتري : کيبورد من ديگه کار نمي کنه.
مرکز : مطمئنيد که به کامپيوترتون وصله؟
مشتري : نه، من نمي تونم پشت کامپيوتر برم.
مرکز : کيبوردتون رو برداريد و 10 قدم به عقب بريد.
مشتري : باشه.
مرکز : کيبورد با شما اومد؟
مشتري : بله
مرکز : اين يعني کيبورد وصل نيست. کيبورد ديگه اي اونجا نيست؟
مشتري : چرا، يکي ديگه اينجا هست. اوه… اون يکي کار مي کنه!
*
مرکز : رمز عبور شما حرف کوچک a مثل apple، و حرف بزرگ V مثل Victor، و عدد 7 هست.
مشتري : اون 7 هم با حروف بزرگه؟
*
يک مشتري نمي تونه به اينترنت وصل بشه…
مرکز : شما مطمئنيد رمز درست رو به کار برديد؟
مشتري : بله مطمئنم. من ديدم همکارم اين کار رو کرد.
مرکز : ميشه به من بگيد رمز عبور چي بود؟
مشتري : پنج تا ستاره.
*
مرکز : چه برنامه آنتي ويروسي استفاده مي کنيد؟
مشتري : Netscape
مرکز : اون برنامه آنتي ويروس نيست.
مشتري : اوه، ببخشيد… Internet Explorer
*
مشتري : من يک مشکل بزرگ دارم. يکي از دوستام يک Screensaver روي کامپيوترم گذاشته، ولي هربار که ماوس رو حرکت ميدم، غيب ميشه!
*
مرکز : مرکز خدمات شرکت مايکروسافت، مي تونم کمکتون کنم؟
مشتري : عصرتون بخير! من بيش از 4 ساعت براي شما صبر کردم.
ميشه لطفاً بگيد چقدر طول ميکشه قبل از اينکه بتونين کمکم کنيد؟
مرکز : آآه..؟ ببخشيد، من متوجه مشکلتون نشدم؟
مشتري : من داشتم توي Word کار مي کردم و دکمه Help رو کليک کردم بيش از 4 ساعت قبل. ميشه بگيد کي بالاخره کمکم مي کنيد؟
*
مرکز : چه کمکي از من برمياد؟ مشتري : من دارم اولين ايميلم رو مي نويسم.
مرکز : خوب، و چه مشکلي وجود داره؟
مشتري : خوب، من حرف a رو دارم، اما چطوري دورش دايره بذارم؟
| ||
|
یه چیز با حال .
شما میتونید از اینجا صورت حساب موبایل خودتونو بگیرید .
امیدوارم خوشتون اومده باشه ![]()
به ترکه می گن با عناصر جمله به ساز میگه: وقتی سیفون رو کشیم، اناسر می خورن میرن پایین
------@------
@@@@@@
@@@@@@
@@@@@@
@@@@@@
تصویر هوایی از نماز جمعه در قم.
ابوريحان بيروني در بستر مرگ بود كه پسرش بهش گفت تو اين لحظه اخر چه كاري ميخواي برات انجام بدم ان دانشمند بزرگ به فرزندش چنين گفت ...مربا بده بابا....؟؟؟؟
سريع ترين دوربين جهان اختراع شد . اين دوربين مي تونه از خانوما در لحظه اي كه دهانشون بسته است عكس بگيره
.يه روز اقا گرگه ميره در خونه شنگول و منگول در ميزنه مامانشون توي ايفن تصويري ميبينتش ميگه كسي نيست بيا بالا گرگه ميگه برو بابا فردا حوصله ندارم سي ديمون پخش بشه
يه بار يه تركه داشت يه ميخ را وارونه تو ديوار مي كرد بعد عصبي مي شه و مي گه نمي دونم چرا داخل نمي ره دومي ميگه خوب خره مال ديوار روبه روييه
از بيني ام تا دست من راهي به جز انگشت نيست
یه جک طولانی :
دو تا برادره آخره شر بودن و پدر محل رو درآورده بودن، ديگه هروقت هرجا يك خراب كاريي ميشده، ملت ميدونستن زير سر اين دوتاست. خلاصه آخر بابا ننشون شاكي ميشن، ميرن پيش كشيشِ محل، ميگن: تورو خدا يكم اين بچههاي مارو نصيحت كنيد، پدر مارو درآوردن. كشيشه ميگه: باشه، ولي من زورم به جفتِ اينا نميده، بايد يكي يكي بياريدشون. خلاصه اول داداش كوچيكه رو ميارن، كشيشه ازش ميپرسه: پسرم، ميدوني خدا كجاست؟ پسره جوابشو نميده، همين جور در و ديوار ر و نگاه ميكنه. باز يارو ميپرسه: پسرجان، ميدوني خدا كجاست؟ دوباره پسره به روش نمياره. خلاصه دو سه بار كشيشه همينو ميپرسه و پسره هم بروش نمياره، آخر كشيشه شاكي ميشه، داد ميزنه: بهت گفتم خدا كجاست؟! پسره ميزنه زير گريه و در ميره تو اتاقش، در رو هم پشتش ميبنده. داداش بزرگه ازش ميپرسه: چي شده؟ پسره ميگه: بدبخت شديم! خدا گم شده، همه فكر ميكنن ما برش داشتيم
اگر مردي در ماشين رو براي همسرش باز ميکند :
۱- ماشين , جديد است !
۲- همسر , جديد است !
۳- آن زن همسرش نيست
!
زنگ موبايل اخوندا :ديدن ريدين تو دين .ريدن تو دين ديدين .ريدين ديدين تو دين
1
تاي من2
ست دارم3
تاره ی شب هايم4
ره ي درد هايم5
جه ي آفتابم6
شه ي عمرم7-8
بار ميگم9
کرتم10
مت گرم.ن
شستم فکر کردم که اسمتو بزارم چي؟؟ گفتم گل ولي ديدم پژمرده ميشه. گفتم خورشيد ديدم که غروب مي کنيحالا عکس
اول از همه اگه قرار بود مهران مدیری خودمون کارگردان فیلمهای بزرگ دنیا بشه چی میشد ؟


حالا چنتا نقاشی ۳ بعدی رو کامیون





فعلا چنتا عکس که واسه اینکه زود بتونین ببینینشون میزارمشون تو ادامه مطلب.
منتظر بقیش هم باشین . ![]()
افشین جان واسه همه چیز خیلی مرسی ...
ببخشید که چند وقتی نتونستم خدمتتون برسم . ایشالله تو سال جدید بتونم جبران کنم .
یه خبر تازه هم براتون دارم . امسال یکی از بهترین دوستام که خاطرشو خیلی میخوام و خیلی دوسش دارم قبول زحمت کرده و منو تو اداره اینجا یاری میکنه . منم معرفیش نمیکنم تا خودش بیاد و بیشتر باهاش آشنا بشید . گفتم که اگه یه دفعه یه اسم جدید به جای اسم نویسنده دیدین تعجب نکنین .
بازم سال نو رو بهتون تبریک میگم و براتون آرزوی سلامتی و بهروزی میکنم .

یه روز یه لره با فولکس پشت یه چهار راه میزنه پشت یه زانتیا..... راننده زانتیا میاد پایین و یه نگاه به سپر میکنه بعدم یه نگاه به لره و سوار ماشین میشه و میره..... چهار راه بعدی لره محکم میزنه پشت همون زانتیا. راننده سرش رو از ماشین میاره بیرون که یدفعه لره میگه : آقا برو من بودم.
اگه دوست داري قويترين _ طولاني ترين و عميق ترين بوسه دنيا رو تجربه كني لبت رو بذار رو لوله جارو برقي.
یک استدلال جالب ! بخونید قشنگه
يك روز يك ترك مي ره دستشويي
بهش خبر ميدن آب داره قطع مي شه
اونم هول مي شه اول خودش
مي شوره بعد مي رينه
ترکه باباش مي ميره خيلي براش بي تابي مي کرده .
يکي از دوستاش مي ره دلداريش بده مي گه
ناپليون رو مي شناسي؟ بعد از اين همه جنگ و فتوحات مرد.
انيشتن رو مي شناسي؟ بعد از اين همه کشف و اختراع مرد .
باباي تو که هيچ گهي نبود تو اينقدر براش بي تابي مي کني
یه ترکه میره ازمایشگاه یه جنین بچه ای را که
تو شیشه الکل بود می بینه و می پرسه:
ببخشید ،این ترشی بچه چنده؟
جهیزیه قزوینی ها
آبگرم کون آبسرد کون چای صاف کون
سرخ کون خردکون مخلوط کون
البته همه از مارک Koon Vood
به ترک میگن یه موجود نام ببر میگه یخ.
میگن یخ که موجود نیست میگه والا ما از تبریز
که میومدیم تو جاده نوشته بود یخ موجود است!
تركه از خيابون رد ميشه، از يكي ميپرسه:
ببخشيد، اونور خيابون كدوم وره؟
يارو بهش ميگه: خوب اونور ديگه! تركه شاكي ميشه و ميگه:
آخه چند دقيقه پيش يه پدر .... گفت
كه اونور خيابون اينوره!
ترکه ميره کتابخونه کتابشو پس بده. کتابدار ازش مي پرسه
کتاب چطور بود؟ ترکه: شخصيت زياد داشت ولي داستان و محتوي نداشت!
کتابدار: اوشگول دفتر تلفن من دست تو چيکار مي کنه؟
از ترکه ميپرسن: امام اول كيه؟ يخورده فكر ميكنه، ميگه:
بابا يك راهنمايي بكنيد...
ميگه: شمشيرش معروفه.. ميگه: آها... ZORO!
ترکه و لره و تهرانيه رفته بودن دزدي.يکهو صاحب خونه مياد.
اون سه تا ميرن تو گوني قايم ميشن . مرده مياد يه لگد ميزنه به گوني اول .
تهرانيه صداي گردو در مياره . به دومي ميزنه ...لره صداي نون خشک ميده .
به سومي که ترکه توش بوده ميزنه . صدايي نمياد . دوباره ميزنه بازم صدا نميده .
چند بار ديگه ميزنه . ترکه شاکي ميشه مياد بيرون ميگه : کره خر ، آرده ، آرد صدا نداره .
اینم یه دوربین مخفی باحال :
بذار ببینم کی برات اس ام اس میفرسته؟

باید ببینم..........

اصلا خانم شما چیکاره این آقایی؟ بلند شین بریم کلانتری .....

اونجا حالیتون میکنم که پارک جای تفریحات سالمه!

و اما قسمت جالب داستان....
فقط ۱۰ دقیقه بعد ...... همان مکان ...................

چطور بود ؟